کد خبر: ۲۷۱۸۰۲
تاریخ انتشار: ۲۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۷:۱۶

مطمئن بودیم که جنگ می‌شود

وزیر امور خارجه در گفت‌وگویی عنوان کرد: من و نیروهای نظامی مطمئن بودیم که جنگ می‌شود.

 

مطمئن بودیم که جنگ می‌شود

شهدای ایران: سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه در گفت‌وگویی با عنوان ماجرای جنگ دوم درباره مذاکرات با آمریکا پیش از جنگ ۴۰ روزه گفت: درخواست آنها برای مذاکرات مجدد مطرح شد و این درخواست باز هم با غنی‌سازی صفر بود و دوباره برگشتند که غنی‌سازی صفر را قبول دارید یا بزنیم و در نهایت جمع بندی شد ما مذاکره را شروع کنیم، عمدتا برای اتمام حجت که بعداً کسی نگوید که اگر مذاکره کرده بودید، جنگ نمی‌شد.

 

وی گفت: من مطمئن بودم جنگ می‌شود. نیرو‌های نظامی ما مطمئن بودند و خود ما مطمئن بودیم و، چون مطمئن بودیم گفتیم باید یکی دو دور مذاکره انجام شود حالا یا طرف از موضع غنی‌سازی صفر کوتاه می‌آید که بعید است یا اگر کوتاه نیاید ما حجت داریم. چه در جامعه بین‌الملل و چه در داخل کسی به ما نخواهد گفت که تقصیر خودتان است و می‌خواستید مذاکره کنید. این فلسفه ورود به مذاکره بود.

* نیرو‌های مسلح به امید من مذاکره کننده ننشیند

عراقچی اضافه کرد: مصاحبه‌ها و صحبت‌های من در مجلس و تلویزیون هست که هدف مذاکرات مشخص است و اهداف نظامی دشمن نیز کاملاً مشخص است. فکر می‌کنید مذاکره فریب است؟ فریب نخورید. راهش آسان است. کسی فریب نخورد، نیرو‌های مسلح به امید من مذاکره کننده ننشیند، من مأموریتی دارم انجام می‌دهم یا موفق می‌شوم یا نمی‌شوم. نیرو‌های مسلح به امید من ننشیند دولت به امید من در تأمین معیشت مردم ننشیند، هر انباری که باید پر کند و هر ذخیره‌ای باید صورت بدهد، همه را انجام دهد.

وی ادامه داد: به همین دلیل، وقتی جنگ ۴۰ روزه آغاز شد، ما کاملاً آماده بودیم. نشانه آن هم این است که دو ساعت بعد پاسخ خود را آغاز کردیم، زیرا همه این طراحی‌ها از قبل انجام شده بود. کاملاً مشخص بود که اگر سطح حمله دشمن هر اندازه‌ای باشد، ما متناسب با همان سطح پاسخ خواهیم داد.

عراقچی پرسید: چرا تنگه هرمز هم از روز اول بسته شد؟ چون از قبل طراحی شده بود که اگر رهبری هدف قرار گرفت، بلافاصله تنگه بسته شود.

* منطقه باورش نمی‌شد که ما منطقه را بزنیم

رئیس دستگاه دیپلماسی در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو بیان کرد: منطقه باورش نمی‌شد که ما منطقه را بزنیم و آنها نتوانند جواب دهند. این تحول بزرگی بود که رخ داد و ساختار امنیتی منطقه را متحول کرد. اینکه ایران کل منطقه را بزند.

وی افزود: قبل از جنگ ما جلسات متعددی در شورای عالی امنیت ملی داشتیم و تمام سناریو‌ها بررسی شده بود. یک سناریو این بود که اگر رهبری را زدند چه کنیم. پیش‌بینی بود و حتی کد داشت. اگر کد فلان اتفاق افتاد چه باید بکنیم.

عراقچی یادآور شد: در جلسه کسی دلش نمی‌آمد این را بگوید که مثلاً رهبری شهید می‌شود، حتی گفتنش هم سخت بود؛ لذا کد داشتیم، کد ۱۱۰ و همه می‌دانستند کد ۱۱۰ منظورش چیست.

وزیر امور خارجه بیان کرد: اصلا ما غافلگیر نشدیم و برای همه چیز آمادگی داشتیم.

* رهبر انقلاب

عراقچی در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو درباره ارتباطش با آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب عنوان کرد: من در این دوره ایشان را ندیدم و فکر نمی‌کنم جز چند نفر معدودی ایشان را دیده باشند.

وی درباه انتخاب ایشان از سوی مجلس خبرگان هم گفت: ایشان همیشه به عنوان یکی از افراد شایسته این پست مطرح بوده‌اند و تشخیص با مجلس خبرگان است. آنچه برای ما خیلی خوب از کار درآمد، این بود که به دنیا پیام خیلی مهمی فرستاد و علی‌رغم جنگ و ... تغییری در سیاست‌ها، اصول و آرمان‌های جمهوری اسلامی ایران به وجود نیامده و نخواهد آمد و خیلی مهم بود که این پیام برود.

وزیر امور خارجه عنوان کرد: تعبیری که خودشان برای تمسخر ترامپ استفاده کردند، این بود که تو چه کار کردی؟ خامنه‌ای جوان شد. کار دیگری نتوانستی انجام دهی، تنگه هرمز هم که باز بود و به خاطر تو بسته شد و به مواد هم نتوانستی دسترسی پیدا کنی و چه دستاوردی داشتی؟ این برای ترامپ مانده که هیچ دستاوردی را نمی‌تواند معرفی کند.

* یک ایران قوی و سرسخت

رئیس دستگاه دیپلماسی ادامه داد: الان معتقدند ایران پیروزی راهبردی به دست آورده است. به نظر من موقعیت جمهوری اسلامی ایران بعد از این جنگ زمین تا آسمان فرق کرده است و مهم‌تر از همه این بود که تصور ایران ضعیف شکسته شد و به جای آن تصور یک ایران قوی و سرسخت جایگزین شد.

وی در پاسخ به این سؤال که این بعد از جنگ ۱۲ روزه اتفاق نیفتاد؟ گفت: چرا یک مقدار خودش را نشان داد، ولی باورشان نشد، فکر کردند علتش تجهیزات و ... بود و با زدن لانچر‌های ایران می‌توانند رفع کنند، ولی در جنگ ۴۰ روزه ثابت شد. به خصوص آن دفعه بعد از جنگ گفت آتش‌بس و ما قبول کردیم ولی این بار گفتیم آتش‌بس هم نمی‌کنیم و می‌خواهیم بجنگیم، تا جایی که به نقطه‌ای برسیم که خاتمه جنگ باشد. نمی‌خواهیم هر ساله این سناریو تکرار شود.

عراقچی بیان کرد: اصلا شعار نمی‌گویم به عنوان کسی که هر روز در صحبت با دیگر کشور‌ها و نوع برخورد آنها می‌بینم همه وزرای خارجه دوست و دشمن که با آنها ملاقات می‌کنیم، می‌گویند ایران از این جنگ قوی‌تر بیرون آمد و دنیا را شگفت زده کرد و قدرت واقعی خود را نشان داد، ما تازه فهمیدیم بمب اتمی شما تنگه هرمز است و دنبال چیز دیگری رفته بودیم.

وزیر امور خارجه ادامه داد: دنیا فهمید که ایران قوی است و این شاید بزرگ‌ترین پیروزی ما بود. از کجا فهمیدند ما قوی هستیم؟ به خاطر اینکه مقاومت کردیم، نه تسلیم شدیم و نه تغییر نظام و نه تجزیه ایران رخ داد. برای تجزیه ایران برنامه ریزی کرده بودند.

* مذاکره تصمیم شخص من نبود، بلکه تصمیمی جمعی بود

عراقچی در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو عنوان کرد: مذاکره تصمیم شخص من نبود، بلکه تصمیمی جمعی بود که اتخاذ شد. همه‌چیز، همان‌طور که قبلاً هم گفتم، از تصور یک «ایران ضعیف» آغاز شد. پس از اتفاقاتی که در لبنان رخ داد، شهادت سید حسن، سقوط سوریه و در نهایت تحولات دیگری که اتفاق افتاد، این تصور شکل گرفت که ایران بازدارندگی منطقه‌ای خود را از دست داده است.

همچنین تصور کردند که ایران برای جبران این موضوع به سمت بازدارندگی هسته‌ای خواهد رفت، بنابراین باید جلوی آن گرفته شود و پیش از رسیدن ایران به بازدارندگی هسته‌ای، امکانات هسته‌ای آن از بین برده شود و همین‌طور، حادتر از آن، این بود که در سمت رژیم صهیونیستی این تصور شکل گرفته بود که ایران ضعیف شده و اکنون زمان آن رسیده که کار را یکسره کنند. با همین تصور وارد جنگ ۱۲ روزه شدند.

وی ادامه داد: پیش از آن هم دو سه بار دیگر تا آستانه جنگ پیش رفتیم. آن موارد، به دلایل مختلف اتفاق نیفتاد که بخش قابل توجهی از آن به دلیل اقدامات دیپلماتیک انجام شده و نگرانی بود که در منطقه ایجاد شد مبنی بر اینکه یک جنگ فراگیر منطقه‌ای رخ خواهد داد و همه ضرر خواهند کرد. به تعبیر دیگر، یا جلوی آن گرفته شد یا به تعویق افتاد.

* طرف مقابل دید از طریق مذاکره به خواسته‌اش نمی‌رسد، سراغ جنگ رفت

وزیر خارجه اضافه کرد: در جنگ ۱۲ روزه، آنها ابتدا دیپلماسی را هم امتحان کردند. دیپلماسی راه کم‌هزینه‌تری است. از ابتدا هم گفتم که موضوع غنی‌سازی صفر، پیش از جنگ ۱۲ روزه، در مذاکرات مطرح شد. در مقابل خواسته غیرقانونی و غیرمعقول آنها برای غنی‌سازی صفر، ما مقاومت کردیم و ایستادگی کردیم. وقتی دیدند از طریق مذاکره نمی‌توانند به خواسته خود برسند، جنگ را آغاز کردند.

وی توضیح داد: یعنی جنگ از اینجا شروع شد. زمانی که طرف مقابل دید از طریق مذاکره به خواسته‌اش نمی‌رسد، سراغ جنگ رفت، نه اینکه مذاکره منجر به جنگ شده باشد. ایستادگی ما برای حفظ منافع ملی و اینکه حاضر نشدیم پشت میز مذاکره چیز‌هایی را که آنها می‌خواستند به آنها بدهیم، باعث شد آنها راه سخت‌تر را انتخاب کنند. آنها این راه سخت‌تر را انتخاب کردند و نتیجه آن شکست در جنگ ۱۲ روزه بود.

رئیس دستگاه دیپلماسی بیان کرد: ماجرای جنگ ۴۰ روزه از اینجا شروع می‌شود که پس از جنگ ۱۲ روزه، به نظر من آنها دچار یک اشتباه محاسباتی دیگر شدند، چرا که تصور مقاومت ایران را نکرده بودند.

عراقچی بیان کرد: آنها باید آمادگی بیشتری پیدا می‌کردند، اما صرفاً تجهیزات و تسلیحات خود را افزایش دادند. تصورشان این بود که رژیم صهیونیستی با یک حمله چند روزه همه چیز را از بین می‌برد و جمهوری اسلامی تسلیم می‌شود. همه این تصورات، تصور‌ات باطلی بود. وقتی این اتفاق نیفتاد، چون آمادگی برای طولانی شدن جنگ نداشتند و، چون دیدند مردم به صحنه آمدند، از نظام حمایت کردند و پشت نظام ایستادند، مجبور شدند جنگ را متوقف کنند.

*درس‌های نظامی بسیار مهمی به دست آوردیم

وی عنوان کرد: این تصور در طرف مقابل هم وجود دارد که اگر جنگ ۱۲ روزه را ادامه می‌دادید به نتیجه می‌رسیدید. چون جنگ ۱۲ روزه و درس‌های آن باعث شد ما قوی‌تر و آماده‌تر برای جنگ بعدی شویم. ما از جنگ ۱۲ روزه درس‌های نظامی زیادی گرفتیم، درس‌های سیاسی هم گرفتیم، اما درس‌های نظامی بسیار مهمی به دست آوردیم. اولاً تصمیم برای خاتمه جنگ، یک تصمیم جمعی بود. شورای عالی امنیت ملی این تصمیم را گرفت و مصوبات شورای عالی امنیت ملی نیز مشخص است که در چه زمانی اجرایی شوند.

* تصمیم درستی بود که نظام گرفت

رئیس دستگاه دیپلماسی خاطرنشان کرد: از روز چهارم جنگ ۴۰ روزه، یکی از اندیشکده‌های آمریکایی تحلیلی منتشر کرد و گفت روزانه بین ۱۰ تا ۲۵ درصد از لانچر‌های ایران از بین می‌رود و تا پایان اسفند، ایران حداکثر می‌تواند توان شلیک خود را حفظ کند.

وی پرسید: این ارزیابی بر چه اساسی بود؟ بر اساس تجربه آنها از جنگ ۱۲ روزه. اما غافل از اینکه در این هشت ماه، سیستم لانچری ایران کاملاً تغییر کرده بود و به شکلی درآمده بود که هرچه آنها هدف قرار می‌دادند، جایگزین می‌شد. این فقط یکی از اقداماتی بود که در این مدت انجام شده بود.

عراقچی اضافه کرد: در جنگ ۱۲ روزه هم ما با توجه به میزان تاب‌آوری‌های خودمان و تاب‌آوری اجتماعی، چون خودمان نیز برای جنگی با این شکل و ابعاد آماده نبودیم، تصمیم گرفتیم که متوقف شویم. این تصمیم درست یا غلط، در جای خود باید در تاریخ قضاوت شود، اما به نظر من تصمیم درستی بود که نظام گرفت و آثار آن را نیز در جنگ بعدی دیدیم. یعنی جنگ ۱۲ روزه مقدمه‌ای شد برای پیروزی در جنگ ۴۰ روزه.

* مذاکره برای اتمام حجت

عراقچی در ادامه این گفت‌و‌گو خاطرنشان کرد: بعد از جنگ ۱۲ روزه، آنها دو نتیجه‌گیری غلط داشتند. اول اینکه باید خودشان را برای جنگی طولانی‌تر آماده کنند تا بتوانند با ایران مقابله کنند. دوم اینکه ابتدا باید پایگاه اجتماعی نظام را هدف قرار دهند و سپس خود نظام را هدف قرار دهند. به همین دلیل، ما شاهد بودیم که در این فاصله یک آرایش نظامی گسترده در منطقه ایجاد کردند و یک Military Build-up گسترده در منطقه شکل دادند. هرچه در توان داشتند از نیرو‌ها و تجهیزات آمریکایی وارد کردند و رژیم صهیونیستی را تا جایی که توانستند تجهیز کردند. همچنین سیستم دفاعی خود را که در پایان جنگ ۱۲ روزه دچار مشکل شده بود، تقویت کردند تا بتوانند جنگ طولانی‌تری را ادامه دهند.

وی افزود: بعد از آن، روی مسائل اجتماعی کار کردند که حوادث هجدهم و نوزدهم اتفاق افتاد. پس از آن بود که به این نتیجه رسیدند که اکنون زمان مناسب فرا رسیده است، زمانی که آرایش نظامی دشمن در منطقه واقعاً کامل شده بود. در همین شرایط، درخواست آنها برای مذاکره مجدد آغاز شد. این درخواست هم باز با همان موضوع غنی‌سازی صفر همراه بود؛ یعنی دوباره برگشتند به اینکه یا غنی‌سازی صفر را می‌پذیرید یا اقدام نظامی می‌کنیم.

رئیس دستگاه دیپلماسی بیان کرد: این بار شرایط این‌گونه بود. آن زمان بحث‌های زیادی صورت گرفت که آیا مذاکره مجدد انجام شود یا خیر. در نهایت جمع‌بندی این شد که مذاکره را آغاز کنیم؛ عمدتاً برای اتمام حجت، تا بعداً کسی نگوید اگر مذاکره کرده بودید، جنگ نمی‌شد.

* اهداف مذاکره

وی در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو با بیان اینکه مذاکره چند هدف داشت، خاطرنشان کرد: یکی اینکه شاید در مذاکره راهی برای رسیدن به خواسته‌ها پیدا شود و ما نباید این فرصت را از دست بدهیم. جنگ به هر حال هزینه‌های خودش را دارد و اگر هر کشوری بتواند از مسیر مذاکره به اهداف خود برسد، قطعاً این راه کم‌خطرتر و کم‌هزینه‌تر را ترجیح می‌دهد.

عراقچی ادامه داد: ما می‌گفتیم شاید حتی با احتمال ۱۰ درصد بتوانیم در مذاکره به نتیجه‌ای غیر از جنگ برسیم؛ باید این فرصت را امتحان کنیم. ممکن است به نتیجه نرسیم، اما حداقل اتمام حجت کرده باشیم، هم با دشمن، هم با جامعه بین‌المللی و هم با مردم خودمان که ما همه مسیر‌ها را امتحان کردیم.

* مسئولیت من حفظ منافع جمهوری اسلامی است نه اعتبار شخصی

عراقچی در پاسخ به این سؤال که، اما اعتبار مذاکره‌کننده‌ها از بین می‌رود. وقتی مرتب مذاکره می‌کنید و بعد جنگ می‌شود، اظهار داشت: قبول ندارم. ممکن است شما این برداشت را داشته باشید، اما ما اینجا نیستیم که برای اعتبار شخصی خودمان کاری انجام دهیم یا برای حفظ اعتبار خودمان کاری کنیم. متاسفانه برخی افراد برای اعتبار خود کاری را انجام می‌دهند که من این را خیانت می‌دانم.

رئیس دستگاه دیپلماسی اظهار داشت: من وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران هستم، مسئولیت من حفظ منافع جمهوری اسلامی است، نه اعتبار شخصی خودم.

* کمیته شش نفره

وی ادامه داد: متأسفانه قبول دارم که در برخی موارد، بعضی افراد تصمیمات خود را برای حفظ اعتبار شخصی‌شان اتخاذ می‌کنند. اما اگر کاری باید انجام شود، مأموریت باید انجام شود و به نتیجه برسد، آینده سیاسی من یا اعتبار شخصی من اصلاً مهم نیست. اگر کسانی برای این کشور جان خود را می‌گذارند، من هم باید در جای خود آبرویم را بگذارم. این نگاه من به مسئله است.

عراقچی اضافه کرد:، اما از زمانی که تصمیم گرفته شد که ما مذاکره کنیم، همین نگاه وجود داشت و چارچوب‌ها، اصول و قواعد آن نیز مشخص شد. همه این مسائل در جلساتی که آن زمان برگزار شد، مورد بررسی قرار گرفته است و مستندات آن جلسات وجود دارد. در آن زمان یک کمیته هسته‌ای وجود داشت که بعد‌ها به کمیته مذاکره تبدیل شد و به «کمیته شش نفره» معروف شد.

* مصوبات کمیته

وی در توضیح این کمیته شش نفره بیان کرد: در آن مقطع، نام آن کمیته هسته‌ای بود و در داخل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی فعالیت می‌کرد. مدت زیادی آقای شمخانی مسئولیت این کمیته را بر عهده داشتند. بعد از ایشان نیز آقای لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ریاست این کمیته را بر عهده داشتند. تمام مباحث مربوط به مذاکره، اینکه مذاکره انجام شود یا نشود، با چه اصولی انجام شود، همه در این کمیته بررسی و جمع‌بندی می‌شد

عراقچی اضافه کرد: مصوبات این کمیته نیز مانند مصوبات خود شورای عالی امنیت ملی اعتبار داشت. یعنی دقیقاً همان مسیر را طی می‌کرد. صورت جلسات این جلسات نیز وجود دارد و شاید روزی، پس از گذشت چند دهه، منتشر شود. تعبیر‌هایی که در آن جلسات درباره مذاکره‌کنندگان و روند مذاکرات به کار رفته، تعبیر‌های جالبی است.

* تصمیم گرفته شد که ما مذاکره کنیم، اما کشور باید آماده جنگ هم باشد

وی در پاسخ به این سؤال که یعنی در مورد شما؟ اظهار داشت: حالا از آنها بگذریم.

عراقچی اضافه کرد: در آنجا تصمیم گرفته شد که ما مذاکره کنیم، اما کشور باید آماده جنگ هم باشد. من چند بار تأکید کردم که کسی فریب نخورد. حتی در یکی از جلسات دیدم که یکی از فرماندهان ارشد نظامی کمی ناراحت شد و گفت: «چرا هر بار می‌گویید کسی فریب نخورد؟ ما قرار نیست فریب بخوریم. ما کاملاً آماده‌ایم. شما کار خودتان را انجام دهید، نگران این موضوع نباشید. ما آماده هستیم.» ما با همین منطق وارد مذاکره شدیم.

رئیس دستگاه دیپلماسی ادامه داد: در مذاکرات نیز درخواست طرف مقابل همچنان «غنی‌سازی صفر» بود و موضوع ما هم همچنان این بود که اجازه نمی‌دهیم این حق مردم ایران از بین برود. در مذاکرات پیش از جنگ ۴۰ روزه، زمانی بود که تأسیسات هسته‌ای ما را هدف قرار داده بودند. همان زمان ما با سربلندی گفتیم: تأسیسات ما را زدید، اما ساختمان‌ها دوباره ساخته می‌شوند. تجهیزات و ماشین‌آلات دوباره ساخته می‌شوند. آن چیزی که نمی‌توانید از بین ببرید، علم و فناوری است که وجود دارد و باقی خواهد ماند. مواد ما هم سر جای خود قرار دارد. اما آنها آمدند و گفتند غنی‌سازی صفر، حتی مواد خود را هم تحویل دهید. طبیعی بود که موضوع اصلی ما چه باشد، نهایتاً بحث غنی‌سازی صفر مطرح بود.

* می‌گفتند باید یک دوره چندین ساله تعلیق وجود داشته باشد که ما قبول نکردیم

وزیر خارجه بیان کرد: آنها در آن مقطع گفتند یا بپذیرید یا اقدام می‌کنیم. با اینکه تأسیسات ما آسیب دیده بود و ما در یک تعلیق، به نوعی اجباری، قرار داشتیم، اما همین را هم مأموریت داشتیم که نپذیریم. با همان عزم و اراده رسمی، موضوع ما در سه دور مذاکره‌ای که انجام دادیم کاملاً روشن بود. صورت‌جلسات و گزارش‌های آن مذاکرات نیز وجود دارد.

عراقچی ادامه داد: روز پنجشنبه همان هفته، دور سوم مذاکرات را داشتیم. در آن جلسه بحث تعلیق غنی‌سازی مطرح شد. آنها می‌گفتند باید یک دوره چندین ساله تعلیق وجود داشته باشد که ما قبول نکردیم. اما قرار گذاشتیم با توجه به بحث‌هایی که انجام شده بود، کمیته‌های فنی دو طرف تشکیل جلسه دهند و روز دوشنبه نتیجه بررسی‌های خود را ارائه کنند.

* اما اگر آن را قبول کرده بودیم، خسارتی بزرگ‌تر از جنگ می‌دیدیم

وی در پاسخ به این سؤال که اگر ما آن را قبول می‌کردیم، جنگ نمی‌شد؟ اگر آن تعلیق چند ساله را در همان هفته می‌پذیرفتیم؟ عنوان کرد: نمی‌شود با قاطعیت گفت. اما اگر آن را قبول کرده بودیم، خسارتی بزرگ‌تر از جنگ می‌دیدیم. چون در واقع عزت کشور را فروخته بودیم و در کنار خسارات جنگ ۱۲ روزه، با پذیرش خواسته دشمن نیز مواجه می‌شدیم.

وی در پاسخ به سؤال مجری بیان کرد: البته تصمیم‌گیری با من و شما نیست و اتفاقاً خوب هم هست که با من و شما نیست.

رئیس دستگاه دیپلماسی در پاسخ به این سؤال که یعنی تعلیق هم جزو خطوط قرمز ما بود؟ عنوان کرد: بحث تعلیق و مواد نیست. اولاً سالی که آنها می‌خواستند، سال کمی نبود.

موضوع غنی‌سازی را کنار نگذاشتیم

رئیس دستگاه دیپلماسی در پاسخ به این پرسش که چقدر بود؟ بیان کرد:، چون هنوز یکی از آخرین درخواست‌های آنها همین بود. ما الان هم که مذاکرات دو مرحله‌ای هسته‌ای را انجام دادیم، موضوع غنی‌سازی را کنار نگذاشتیم، چون مسائلی در حوزه هسته‌ای وجود داشت که حل‌نشدنی بود و هنوز هم در شرایط فعلی شاید حل‌نشدنی باشد.

عراقچی یادآور شد: الان بحث ساختن و صبر نیست، بلکه بحث این بود که به دشمن اجازه دهیم بجنگد و به خواسته‌اش برسد، شکست اینجاست. اگر این اتفاق می‌افتاد و این الگو شکل می‌گرفت. اما ما در مذاکره ایستادگی کردیم ولو به قیمت جنگ.

وی ادامه داد: یک عبارتی از رهبر شهیدمان همیشه پیش چشم من بوده است. اینکه جمهوری اسلامی جنگ نمی‌کند، چون جنگ هزینه دارد، خطر دارد و تبعات دارد. ما نمی‌جنگیم، مگر اینکه هزینه نجنگیدن از هزینه جنگیدن بیشتر باشد.

وزیر خارجه اضافه کرد: اگر شما به نقطه‌ای برسید که نجنگیدن هزینه بیشتری برای شما داشته باشد تا جنگیدن، باید وارد جنگ شوید و تردید نکنید. این اتفاق هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ ۴۰ روزه رخ داد.

* آمریکا و اسرائیل در یک مسیر حرکت می‌کنند

رئیس دستگاه دیپلماسی اضافه کرد: ما روز هفتم اسفند در ژنو مذاکرات داشتیم. تقریباً مذاکرات به نتیجه نرسیده بود. با این حال تصمیم گرفتیم کمیته‌های فنی دو طرف در وین با یکدیگر ملاقات کنند، دوشنبه هفته بعد. وقتی برگشتیم، از همان روز جمعه دیدم که فضا کاملاً آماده جنگ شده است. جمعه شب تماس‌هایی با وزرای خارجه در منطقه داشتم و همه به من گفتند که ما هم تعجب می‌کنیم، با اینکه مذاکرات پنجشنبه مذاکرات بدی نبود و نشانه‌ای از جنگ نداشت، چرا ناگهان از روز جمعه فضا تغییر کرد؟ معلوم بود که آمریکا به این نتیجه رسیده است که از طریق مذاکره به چیزی که می‌خواهد نمی‌رسد و باید با جنگ کار را تمام کند.

وی افزود: حداقل از منظر صهیونیستی آنها این تحلیل وجود داشت که موضوع هسته‌ای و مواد هسته‌ای، در واقع پوشش است و هدف اصلی چیز دیگری است. هدف اصلی برای نتانیاهو چیست؟ بعضی معتقدند بین این دو تفاوتی نیست و آمریکا و اسرائیل در یک مسیر حرکت می‌کنند. بله، حتماً در یک مسیر هستند و حتماً یکدیگر را تکمیل می‌کنند، ولی اختلاف منافع و اختلاف مواضع هم گاهی وجود دارد که خودش بحث دیگری است و فرصت دیگری می‌طلبد.

عراقچی ادامه داد:، اما نتانیاهو بار‌ها گفته بود که یک «کار ناتمام» وجود دارد، یک کار تمام نشده باقی مانده است. آن کار چیست؟ جنگ ۱۲ روزه و نابودی جمهوری اسلامی. او معتقد بود کار تمام نشده و باید این کار را تمام کرد. جمهوری اسلامی را باید از بین برد. از نگاه آنها هیچ فرصتی در تاریخ بهتر از این وجود نداشت، چون ایران کاملاً ضعیف شده بود، یک دور جنگیده بود، توانش کاهش پیدا کرده بود، مردم هم به خیابان‌ها آمده بودند و اعتراضات شکل گرفته بود.

عراقچی بیان کرد: آنها تصور می‌کردند تحریم‌های اقتصادی، فشار‌های منطقه‌ای و همه ابزار‌های دیگر، ایران را در اوج ضعف قرار داده است و باید کار را تمام کرد. این هدف اسرائیل بود و با این تحلیل، آمریکا را هم وارد جنگ کرد. این تحلیل اشتباه را به ترامپ ارائه کردند؛ به شکلی که بعداً در مواضع مختلف هم مشخص شد ترامپ از این تحلیل که به او داده بودند، عصبانی شده بود. اینکه گفته بودند کار در دو سه روز تمام می‌شود. وقتی جنگ شروع شد، فکر می‌کنم روز دوم بود که ترامپ یک توئیت کوتاه زد: تسلیم بدون قید و شرط.

* بند اول و دوم یادداشت تفاهم باعث سرافرازی است

وی اضافه کرد: دیروز مراسم رسمی تشییع بود که مهمانان خارجی آمده بودند. من با بسیاری از آنها قبل و بعد از مراسم ملاقات کردم. دیشب هم تا حدود ساعت یازده با برخی از وزرای خارجه‌ای که مانده بودند دیدار داشتیم. به آنها می‌گفتم و همه هم تأیید می‌کردند که در جنگ، دشمن از «تسلیم بدون قید و شرط» شروع کرد، اما در نهایت ما به یک یادداشت تفاهم رسیدیم که در آن دشمن متعهد شده است دیگر هیچ جنگی علیه ایران آغاز نکند و ایران را تحریم نکند. یعنی دو طرف متعهد می‌شوند که علیه یکدیگر جنگی آغاز نکنند، یکدیگر را تحریم نکنند، از زور علیه هم استفاده نکنند، به حاکمیت یکدیگر احترام بگذارند، تمامیت ارضی یکدیگر را به رسمیت بشناسند و از دخالت در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند.

عراقچی توضیح داد: یعنی همان کسی که ابتدا می‌گفت «تسلیم بدون قید و شرط»، امروز همین تعهدات را می‌پذیرد و بعد می‌گوید شما هم متقابلاً همین تعهدات را بدهید. شما هم به حاکمیت من احترام بگذارید، در امور داخلی من دخالت نکنید و آغازکننده جنگ علیه من نباشید.

وزیر خارجه یادآور شد: به نظر من بند اول و دوم این یادداشت تفاهم، از این جهت واقعاً باعث سرافرازی است که ایران و آمریکا به عنوان دو قدرت، مقابل یکدیگر می‌نشینند و متعهد می‌شوند به حاکمیت یکدیگر احترام بگذارند و در امور داخلی یکدیگر دخالت نکنند.

* قبل از جنگ ۱۲ روزه، دو سه بار تا مرز جنگ رفتیم

مجری خطاب به عراقچی گفت: یک اشکالی در دیپلماسی ما وجود دارد. حالا، چون دو جنگ در زمان وزارت خارجه شما اتفاق افتاده، این موضوع به شما برمی‌گردد. اینکه شما ادبیات تهدیدآمیز ایجاد نمی‌کنید که منجر به بازدارندگی شود. نسبت به کشور‌های منطقه. مثلاً آمریکایی‌ها با عربستان، قطر، امارات و دیگران وارد تعامل می‌شوند و به آنها وعده می‌دهند که ما ایران را می‌زنیم و آنها هم همکاری می‌کنند. چرا شما از این طرف تهدید نمی‌کنید؟ یعنی در پیام‌های خصوصی، در دیدار‌های خصوصی، چرا از این ابزار استفاده نمی‌کنید؟ تهدید می‌تواند در واقع ایجاد بازدارندگی کند.

وزیر امور خارجه پاسخ داد: از کجا می‌دانید که ما این کار را نکردیم؟ من این را قبلاً هم گفتم. ما قبل از جنگ ۱۲ روزه، دو سه بار تا مرز جنگ رفتیم و با همین تهدید‌ها جلوی آن را گرفتیم. آن سفر‌های دوره‌ای که بعد از ماجرای سوریه به منطقه داشتم، برای همین موضوع بود. تهدید‌هایی که ما مطرح کردیم، در یکی دو مقطع ما را تا آستانه جنگ برد، که حالا یک نمونه را عرض می‌کنم، البته بدون ذکر نام افراد.

عراقچی توضیح داد: با یکی از رهبران منطقه دیدار کردم. او از موضعی بسیار متکبرانه و با نوعی خوشحالی که در رفتارش احساس می‌شد، گفت: «شما مطمئن باشید که به شما حمله خواهند کرد. تأسیسات هسته‌ای شما را از بین می‌برند، تأسیسات نفتی شما را هم نابود می‌کنند و شما هم پاسخ نمی‌دهید. چون خودتان را می‌زنند و رهبری‌تان را هم هدف قرار می‌دهند.»

* روایتی از یکی از رهبران منطقه

مجری: چه کسی این را گفت؟

عراقچی بیان کرد: یکی از رهبران منطقه. من به او گفتم که اجازه بدهید وارد جزئیات نشویم. ما با همه این کشور‌ها کار داریم. این نگاه تقریباً در میان آنها وجود داشت. همه واقعاً منتظر چنین اتفاقی بودند. به آنها گفتم که موضوع به این سادگی که شما تصور می‌کنید نیست. اگر هر نقطه‌ای از ما را بزنند، ما نقطه مقابل آن را هدف قرار می‌دهیم. اگر تأسیسات هسته‌ای ما را بزنند، تأسیسات هسته‌ای آنها را می‌زنیم. اگر ظرفیت‌های نظامی ما را هدف قرار دهند، پاسخ می‌دهیم.

وی افزود: اگر آمریکا هم مشارکت کند، طبیعتاً پایگاه‌های آمریکایی در منطقه را هدف قرار خواهیم داد. چون موشک‌های ما که به خاک آمریکا نمی‌رسد، اما پایگاه‌های آنها در منطقه در دسترس ماست. اگر تأسیسات نفتی ما را بزنند و ما نتوانیم نفت صادر کنیم، هیچ‌کس در منطقه نمی‌تواند نفت صادر کند.

رئیس دستگاه دیپلماسی اظهار داشت: همین باعث شد طرف مقابل عصبانی شود و گفت: «هیچ‌کس نمی‌تواند ما را تهدید کند. اگر نفت ما تهدید شود، نمی‌دانم. همه اروپا، آمریکا و حتی چین علیه ما وارد عمل می‌شوند، چون ما آن‌قدر روابط تجاری گسترده‌ای داریم.»

وی گفت: دست ما زنجیره‌ای از اقدامات بود. نمی‌خواهم وارد توضیح جزئیات شوم. از این حرف‌ها که مطرح شد، من خندیدم و گفتم: «خدای نکرده ما که قصد نداریم شما را بزنیم. ما پایگاه‌های آمریکایی را هدف قرار می‌دهیم، نه خاک آنها را.» این موضوع باعث شد که منطقه به حرکت دربیاید و برای جلوگیری از جنگ اقدام کند.

* تصورشان براساس تجربه ونزوئلا این بود که با این کار، نظام فرو می‌پاشد

وی اضافه کرد:، اما بعداً تحلیل‌هایی از سوی برخی محافل آمریکایی و صهیونیستی شنیدیم. بعضی‌ها به ما گفتند که آنها به کشور‌های منطقه توضیح داده بودند که «فوقش یک ماه دیگر مقاومت کنیدو این داستان برای همیشه تمام می‌شود.» می‌گفتند بله، ایران پاسخ خواهد داد، موشک خواهد زد و مشکلاتی ایجاد خواهد شد، اما اگر فقط یک ماه دوام بیاورید، همه‌چیز تمام می‌شود.

عراقچی بیان کرد: آنها کشور‌های منطقه را برای همین سناریو آماده کرده بودند که یک ماه تحمل کنند و بعد کار تمام خواهد شد. در جنگ ۱۲ روزه وقتی این اتفاق نیفتاد، آنها تحلیل دیگری کردند. به این نتیجه رسیدند که پایگاه اجتماعی نظام را باید ابتدا هدف قرار دهند. روی این موضوع کار کردند، خودشان را برای جنگ طولانی‌تر آماده کردند، با شیوه‌های جدیدتر وارد شدند.

وی افزود: بعد از جنگ ۱۲ روزه، یکی دیگر از نتایجی که گرفتند این بود که گفتند ما فقط نیرو‌های نظامی را زدیم، اما نیرو‌های سیاسی آمدند و کشور را مدیریت کردند و جمع کردند؛ بنابراین این بار باید سراغ نیرو‌های سیاسی برویم و مهم‌تر از همه، رهبری را هدف قرار دهیم. تصورشان براساس تجربه ونزوئلا این بود که با این کار، نظام فرو می‌پاشد و بقیه امور به شکل دیگری پیش خواهد رفت.

* ما در جنگ ۴۰ روزه غافلگیر نشدیم، اما غافلگیری‌های تاکتیکی داشتیم

رئیس دستگاه دیپلماسی خاطرنشان کرد: الان کشور‌های دوست ما مرتب به ما می‌گویند که ما چقدر به آنها گفته بودیم این تصور را نداشته باشید. ایرانی‌ها متفاوت هستند؛ ایرانی‌ها این‌گونه نیستند. پشتوانه آنها یک تمدن چند هزار ساله است، به‌علاوه یک تفکر شیعی و باور‌های مرتبط با شهادت. این دو وقتی با هم ترکیب می‌شوند، چیزی ایجاد می‌کنند که به‌سادگی نمی‌توان آن را شکست داد.

وی ادامه داد: الان آنها به ما می‌گویند که ما این موارد را قبلاً به طرف مقابل گفته بودیم. برخی حتی اسم افراد مشخصی را می‌آورند و می‌گویند ما به آنها هشدار داده بودیم که صبر کنید، سریع وارد اقدام نشوید، ایران با کشور‌های دیگر متفاوت است. تفاوت ایران دقیقاً همین‌جاست. اما واقعیت این بود که به همین دلیل آنها از رهبری شروع کردند و بعد سراغ مقامات سیاسی رفتند.

عراقچی بیان کرد: ما در جنگ ۴۰ روزه غافلگیر نشدیم، اما غافلگیری‌های تاکتیکی داشتیم. یعنی از نظر راهبردی، از نظر مقابله با دشمن، توانمندی‌های مقابله و تاب‌آوری نظامی و دفاعی، کاملاً آماده بودیم. غافلگیر نشدیم. نشانه آن هم این است که دو ساعت بعد از شروع حمله، پاسخ دادیم. اما در حفاظت از خودمان و به‌خصوص مسئولان، به نظرم مقداری غافلگیری وجود داشت.

نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
captcha
آخرین اخبار