کد خبر: ۲۷۱۷۵۹
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۶

وسط مذاکرات توافق با مصدق، تحریمش کردیم!

او می‌گوید در روزهایی که دولت مصدق در کش و قوس درگیری با آمریکا و انگلستان بود و زمانی‌که آمریکا خود مشغول گفت‌وگو با دولت مصدق برای رسیدن به توافق بر سر مساله نفت بود، واشینگتن از تحریم بین‌المللی نفت ایران حمایت کرد. مصدق هم که توقع داشت آمریکا او را نجات دهد، تصور نمی‌کرد آمریکا ایران را مقابل انگلستان تنها بگذارد!

 شهدای ایران: جان هیل استوتسمن یک‌نظامی آمریکایی است که از ارتش وارد وزارت امور خارجه این‌کشور شد و روایتگر بخشی از تاریخ ایران است. او در پایان جنگ جهانی دوم به‌عنوان کاپیتان خدمت می‌کرد و سپس وارد وزارت امور خارجه شد. سال ۱۹۴۲ به خدمت سفارت آمریکا در تهران درآمد و با ۳ سفیر مختلف به عنوان مشاور، افسر سیاسی و مترجم کار کرد. او در طول مدت حضورش در ایران به عنوان رییس بخش ایران در وزارت خارجه آمریکا خدمت کرد و قیام و سقوط دکتر مصدق را دید.

وسط مذاکرات توافق با مصدق، تحریمش کردیم!

استوتسمن سال ۱۹۸۸ در قالب پروژه تاریخ شفاهی سیاست خارجی آمریکا با ویلیام بور در واشینگتن به گفتگو و مصاحبه نشست. 

پیش‌تر گفتار و خاطرات چندتن دیگر از دیپلمات‌های آمریکایی مامور به ایران را در قالب مطالب پیش مرور کرده‌ایم. این‌مطالب دربرگیرنده گفتار و خاطرات آرمین مایر سفیر وقت 
* «بذل و بخشش بحرین به‌‌روایت سفیر آمریکا/شاه گفت آبرویم حفظ شود، حاضرم امضا کنم»

* «شاه چگونه ناز کارتر را کشید؟/ایرانی‌ها فقط به قدرت احترام می‌گذارند»

* «می‌خواستم فانتوم‌های دسته‌دوم جنگ ویتنام را به ایران بدهیم/اسرائیلی‌ها گفتند دارید شاه را از دست می‌دهید!»

* «وحشت‌های سه‌گانه شاه چه بودند؟/اصفهان تبدیل به عشرتکده آمریکایی‌ها شده بود»

* «چرا این‌قدر از عربستان می‌خرید؟ از من بخرید!/توافقنامه‌ای که شاه پیشنهاد داد و امضایش نکرد»

* «روزهایی که ایران منبع نفت اسرائیل بود و ما آمریکایی‌ها شترمرغ بودیم»

* «بازجویی خوب ناخن‌کشیدن نیست!/چرا آمریکایی‌ها نمی‌توانند روحانی‌ها را در سیاست ببینند و شاه از حرف‌های فلسفی حس انزجار کرد»

در ادامه قصد داریم به مرور مطالب مهم مصاحبه قدیمی ویلیام بور با استوتسمن بپردازیم که شباهت‌های تاریخی جالبی با دشمنی امروز آمریکا با مردم ایران دارد و ریشه‌های این‌عداوت و کینه را مشخص می‌کنند:

استوتسمن در جایی از گفتگو با ویلیام بوم می‌گوید «به نظر من یکی از اشتباهات شناخت آمریکایی‌ها از ایران این است که فکر می‌کنند ایران شبیه کشورهای عربی خاور نزدیک است.»

او درباره چگونگی رفتار وایلی سفیر وقت آمریکا در ایران با شاه، می‌گوید «نمی‌گویم سفیر وایلی شاه را نادیده می‌گرفت اما فکر می‌کنم به او به چشم یک‌مرد جوان و ناآگاه نگاه می‌کرد.» 

در بازه زمانی مورد اشاره استوتسمن، در پرونده‌های وزارت خارجه آمریکا گزارش معروفی وجود داشت با این مضمون که وایلی یکی از تصاویر کمدین فرانسوی فرناندل که شباهت عجیبی را با خودش داشت، از مجله لایف قیچی کرده و گزارش مصاحبه با شاه را با این تصاویر توضیح می‌داد. 

آن‌روزها در وزارت امور خارجه آمریکا، ایران را به‌عنوان سپری بین اتحادیه شوروی و سرزمینی نفت‌خیز شبه جزیره عرب می‌دیدند. استوتسمن هم می‌گوید «اصولا از نظر آمریکایی‌ها ایران عامل استراتژیکی در دنیا بود تا یک‌منبع نفت.» 

بد نیست تصویر شهر تهران قدیم را هم به روایت این‌دیپلمات آمریکایی ببینیم:

«وقتی اواسط سال ۱۹۴۹ به تهران آمدم، هنوز در تمام خیابان‌های شهر، شترهای در حال حرکت می‌دیدیم. زمانی که آن‌جا بودم راه ورود شترها به شهر را بستند و دیگر آن‌ها را در بخش‌های پایین شهر نگهداری می‌کردند. تاکسی‌ها تقریبا موتوری بودند یا درشکه‌هایی بودند که با اسب رانده می‌شدند. سیستم آبیاری همان سیستم معروف جوب بود که تا زمانی که آن‌جا بودم همان باقی ماند. دامنه وسیع شمالی شهر در امتداد بلندی کوه به غیر از ویلاهای تابستانی، زمین‌های دست نخورده بودند. در بخش جنوبی شهر زاغه‌نشینی غوغان می‌کرد.»

استوتسمن درباره آمریکایی‌های مقیم ایران هم در آن‌روزگار این‌روایت را دارد:

«کشیش‌ها در جامعه غیرنظامی آمریکایی غالب بودند و شامل مربی‌ها و جامعه پزشکان می‌شدند و مبلغان بسیار شجاعی داشتند که به روستاهای کوچک می‌رفتند و تبلیغ دین مسیحیت را برای مسلمانان می‌کردند. عجیب بود که هیچ‌کدام از آن‌ها مورد حمله قرار نگرفتند. معلم‌ها بیشتر تقدیر و احترام می‌شدند و تعداد تاجران خیلی کم بود. تعدادی از زنان آمریکایی بودند که در ایالات متحده آمریکا با پارسی‌ها ازدواج کرده و سپس با همسران خود به ایران بازگشته بودند، اما تعدادشان خیلی زیاد نبود. در جشن سالگرد آزادی آمریکا، یعنی جشن چهارم جولای، تعداد کمی آمریکایی شرکت می‌کردند که مطمپنم فراری‌های جنگ جهانی دوم بودند. یک مرد سیاهپوست هم بود. راستش ما خیلی مراقب بودیم که آن‌ها را همراهی کنیم و گرامی بداریم. در کل جامعه بزرگی نبود. جامعه غربی حاکم متعلق به بریتانیایی‌ها بود.»

گزارش محرمانه درباره شاه؛ علاقه عجیبی به زن‌ها داشت!

جان هیل استوتسمن در دوران فعالیتش درباره ایران، گزارش محرمانه‌ای درباره شاه نوشت که می‌گفت او ارزش حمایت را دارد و بهترین امید شناخته‌شده آمریکا برای آینده بود.

برآینده گزارش استوتسمن درباره شاه این‌گونه است که محمدرضا پهلوی بسیار تحت تاثیر اروپای مسیحی که در زمان کودکی حضور در آن را تجربه کرده بود، قرار داشت. استوتسمن در گزارشش نوشته محمدرضا بسیار تحت تاثیر پدر حکمفرمایش و خیلی به غرب علاقه‌مند بود. پدرش طرفدار سرسخت آتاتورک بود. دیپلمات آمریکایی همچنین نوشته محمدرضا علاقه عجیبی به زن‌ها داشت و خواهر دوقلویش هم گاهی نفوذ زیادی روی او داشت. 

تذکر این‌نکته بی‌لطف نیست که استوتسمن کسی است که همزمان با شاه در سوییس درس می خواندم. البته این‌دو در یک‌مدرسه تحصیل نمی‌کردند اما هم‌سن بوده و هر دو، زن‌های زیبا را تحسین می‌کرده‌اند. 

روایت مرد آمریکایی از دزدیدن نفت ایران توسط آمریکا

جان هیل استوتسمن در برهه‌ای از ماموریت خود در ایران، در باغ قلهک زندگی می‌کرد و از آن‌روزها خاطره جالبی دارد که بیان‌گر دزدی عیان نفت ایران توسط آمریکا در سال‌های پیش از انقلاب است.

او ضمن اشاره به اقامت در باغ قلهک می‌گوید: «خانه دیگری آن‌جا بود که مردی به اسم مکس تورنبرگ در آن اقامت داشت. او یکی از قاچاقچیان دنیای نفت بود. با شیخ بحرین کار می‌کرد و در این‌کار بسیار موفق بود. آن‌قدر که شیخ یک جزیره به او هدیه داده بود. آن‌زمان او هم در ایران زندگی می‌کرد. مطمئنم که تورنبرگ روابطی با جبهه ملی داشت.»

تورنبرگ که استوتسمن از او یاد می‌کند، در جنگ جهانی دوم دستیار ویژه معاون وزیر امور خارجه بود اما به عنوان مشاور نفتی وزارت امور خارجه آمریکا شناخته شده است. این‌چهره پشت پرده نفتی، از مدیران ارشد چند شرکت نفتی معتبر آمریکا بوده است. 

مصدق توقع داشت نجاتش بدهیم ولی ندادیم

استوتسمن در مصاحبه‌اش با ویلیام بور اشاره‌ای هم به رفتار تاریخی و همیشگی عهدشکنی آمریکایی‌ها دارد که مربوط به سرنگونی دولت دکتر مصدق به‌واسطه اطمینان اشتباه به آمریکاست. او می‌گوید در روزهایی که دولت مصدق در کش و قوس درگیری با آمریکا و انگلستان بود و زمانی‌که آمریکا خود مشغول گفت‌وگو با دولت مصدق برای رسیدن به توافق بر سر مساله نفت بود، واشینگتن از تحریم بین‌المللی نفت ایران حمایت کرد. مصدق هم که توقع داشت آمریکا او را نجات دهد، تصور نمی‌کرد آمریکا ایران را مقابل انگلستان تنها بگذارد!

دکتر مصدق در گفتار جان هیل استوتسمن فکر کرده بود می‌تواند انگلیس را از ایران بیرون کرده و آمریکایی‌ها را مانند رقیب قابل احترام آن‌ها وارد کرده و به آن‌ها نفت بفروشد. استوتسمن می‌گوید «ما این‌کار را نکردیم و مصدق سقوط کرد.»

بودجه شبکه جاسوسی – مطبوعاتی بدامن چه‌قدر بود؟

چندی پیش مطلبی درباره شبکه جاسوسی بدامن نوشتیم که توسط سازمان سیا تاسیس شد. جان استوتسمن هم در مصاحبه‌اش با ویلیام بور به این‌شبکه جاسوسی اشاره می‌کند و البته از لفظ شبکه «مطبوعاتی» استفاده می‌کند و می‌گوید این‌شبکه در واقع، برنامه‌ای تبلیغاتی و سیاسی بود که از طریق شبکه‌ای به سرپرستی دو تن ایرانی به نام‌های رمز «نرن» و «سیلی» اداره می‌شد و ظاهرا بودجه سالانه‌ای معادل یک میلیون دلار داشت. در بخش تبلیغات، بدامن مقالات و کاریکاتورهای ضدکمونیستی تهیه می‌کرد و در اختیار جراید ایران می‌گذاشت. همچنین پخش کتب و نشریاتی در انتقاد از اتحاد جماهیر شوروی و حزب توده ایران و شایعه‌پراکنی و غیره را انجام می‌داد. بخش عملیات این‌شبکه هم که به اصطلاح «سیاه» نام داشت، در جهت روگردانی ایرانیان از حزب توده ایران به‌وسیله گروه‌های مزدور خیابانی، برای در هم ریختن تظاهرات توده‌ای‌ها و کمک‌های مالی به سازمان‌های راستگرای ضد کمونیست، مانند احزاب «سومکا» و «پان ایرانیسم» که پیوسته در خیابان‌های تهران با دسته‌های توده‌ای زد و خورد می‌کردند، رهبری می‌شد.

یکی از مهم‌ترین ماموریت‌های شبکه بدامن در ایران این بود که این‌دیدگاه را بین مردم جا بیندازد که محمد مصدق، کشور را به سمت نابودی و رفتن زیر چتر کمونیسم سوق می‌دهد. در همان‌حال سوال مهم بین آمریکایی‌ها این بود که چه‌مبلغی برای دستمزد به ارتشبد زاهدی بدهند تا کودتای ۲۸ مرداد را به ثمر برساند. 

استوتسمن هم مانند دیگر راویانی که از کودتای ۲۸ مرداد و شبکه جاسوسی یهود بین‌الملل دخیل در آن صحبت می‌کنند، از برادران رشیدیان به‌عنوان بخشی از مهره‌های داخلی کودتا در ایران نام می‌برد و می‌گوید «سیف‌الله، قدرت‌الله و اسدالله که در تدارک مقدمات کودتای ۲۸ مرداد نقش به سزایی داشتند، بازرگانانی در بازار بودند و به عنوان افراد نفوذی شناخته می‌شدند.»

چالش همیشگی آمریکایی‌ها برای تنویر افکار عمومی مردم‌شان

یکی از اشارات جان هیل استوتسمن در مصاحبه‌اش با ویلیام بور، درباره تنویر افکار عمومی است. او می‌گوید در مواجهه با محمدرضا پهلوی، همیشه این‌چالش وجود داشت که مردم آمریکا چگونه این‌مساله را درک کنند که قرار است به کشوری کمک مالی شود که خودش منابع مالی بزرگی دارد که می‌تواند آن‌ها را تبدیل به پول کند!


*منبع:تابناک 

نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
captcha
آخرین اخبار