پشتپرده رهاشدگی «رویدادها» در کشور/ باج فرهنگی برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدیهای اقتصادی؟
چرا ابزار «نظارت محض» دیگر جواب نمیدهد؟
صرفِ برخوردهای سلبی و پلیسی نمیتواند راهکار نهایی این جنگ تمدنی باشد. نظارتِ بدون کار ریشهای، درست مثل گذاشتن یک درپوش پلاستیکی روی سطل زباله است؛ شاید چند صباحی بویش بلند نشود، اما آن درپوش بالاخره میپوسد و بوی تعفن شهر را برمیدارد. اینکه فقط بگوییم «این کار را نکن» یا «این تصویر را پخش نکن»، پاک کردن صورتمسئله است. شعار «کار فرهنگی ریشهای» سالهاست داده میشود، اما تا وقتی این شعارها به برنامههای عملیاتی، جذاب و جوانپسند تبدیل نشوند، قافیه را باختهایم.
ترندِ «رویداد رفتن»؛ سرگرمی کاذب برای فراموشی گرانی و فساد!
امروز «رویداد رفتن» به یک مد و گرایش عمومی تبدیل شده است؛ فضایی یله، رها و بدون صاحب. اما نقد اساسی اینجاست:
پشت پرده این انفعال و سکوت متولیان فرهنگی چیست؟
تحلیل رفتاری دولتهای توسعهگرا و اصلاحات نشان میدهد که در شرایط بحران و ناکارآمدیهای شدید اقتصادی، فساد و بیعدالتی، «فرهنگ» به عنوان یک مسکّن و ابزار تخدیر به کار میآید. در واقع، دادن آزادیهای بیضابطه فرهنگی و ترویج یک تجدد ظاهری و لمپنی در این رویدادها، نوعی «باج فرهنگی» است تا دهان افکار عمومی در برابر فقر، معیشت سخت و ضعف مسئولان بسته بماند؛ نوعی سرگرمسازی جامعه با مسائل جزئی و مادی برای فراموشی مطالبات اصلی.
زیستبوم فرهنگی در محاصره مدیران «نافرهنگی»
در شرایط بحرانی و پیچیده امروز که برنامهریزی بلندمدت در کشور قفل شده است، زیستبوم فرهنگی ما عملاً بدون ناظر رها شده و به محاصره مدیران فرهنگنابلد و نافرهنگی درآمده است؛ فضایی که بهترین بستر را برای جریانهای نفوذ فراهم میسازد.
حمایت از کسبوکارهای آسیبدیده، حیاتی است، اما نباید به بهانه رونق اقتصادی، هویت فرهنگی کشور چوب حراج بخورد. رویدادهای فرهنگی امروز به ویترینی از تقابل سبک زندگی تبدیل شدهاند و تداوم استراتژی «سکوت و باجدهی» از سوی مسئولان، تنها به عمیقتر شدن شکافهای اجتماعی دامن خواهد زد. فرهنگ ایران، نیازمند هوشمندی، برنامه عملیاتی و خروج از نگاه ابزاری و سیاسی است.