کد خبر: ۲۷۱۵۸۹
تاریخ انتشار: ۰۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۳

جانباز شیمیایی: غربی‌ها بمب دادند اما دارو نمی‌دهند!

جانباز شیمیایی گفت: حدود سه سال است به دنبال قطره «لوت‌مکس» برای کاهش التهاب چشم هستم، اما پیدا نمی‌کنم. اشک‌های مصنوعی موجود در بازار کیفیت لازم را ندارند. در مورد عفونت‌های ریوی، بیمارستان‌ها رسیدگی می‌کنند، اما به دلیل شرایط تحریمی، دسترسی به بسیاری از دارو‌ها سخت است.
 

شهدای ایران:«حمید صالحی» دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی و جانباز شیمیایی ۷۰ درصد، در گفت‌وگو با  دفاع پرس، از دشواری‌های درمان و تحریم‌های دارویی تا جنایات فراموش‌شده شرکت‌های اروپایی و نمادین شدن شهر سردشت سخن گفت و اظهار داشت: در سال‌های پس از جنگ تحمیلی، بسیاری از جراحات بهبود یافتند، اما برای گروهی از رزمندگان، جنگ هرگز تمام نشده است. مسمومیت شیمیایی، رنجی مادام‌العمر است که هر روز خود را در ریه‌ها و چشم‌های مصدومین نشان می‌دهد. 

جانباز شیمیایی: غربی‌ها بمب دادند اما دارو نمی‌دهند!

دفاع‌پرس: شما جانباز شیمیایی ۷۰ درصد هستید؛ شایسته است ابتدا در مورد مسمومیت خود برای ما بگویید. می‌دانیم بازگو کردن این خاطرات دشوار است، اما لطفاً بفرمایید در حال حاضر وضعیت سلامتی شما چگونه است؟

ما به عنوان رزمنده برای دفاع از کشور به جبهه رفتیم و من بیش از ۶۴ ماه سابقه حضور در جبهه دارم. در این مدت چهار بار مجروح شدم که دو یا سه بار مورد اصابت تیر و ترکش بودم؛ اما در عملیات والفجر ۸، به دلیل اهمیت استراتژیک آن منطقه، دچار مسمومیت شیمیایی شدم. در اثر گاز خردل، نوک پاهایم تاول زد و سه چهارم بدنم مسموم شد. در حال حاضر وضعیت سلامتی من به گونه‌ای است که هر دو چشمم پیوند خورده و ریه‌هایم دچار مشکلات جدی است. همچنین پوست بخش‌های زیادی از بدنم در اثر سوختگی‌های شیمیایی تخریب شده است. تفاوت جراحات ترکش با شیمیایی در این است که ترکش با کمی نقاهت (۱۰ روز تا یک ماه) بهبود می‌یافت، اما ما ۴۰ سال است که با آثار مسمومیت شیمیایی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم.

دفاع‌پرس: وضعیت رسیدگی‌های درمانی به شما و سایر جانبازان شیمیایی در حال حاضر چگونه است؟

متأسفانه ضعف‌های بنیادی و اساسی در بحث درمان وجود دارد. مصدومین شیمیایی، مصدومین ویژه‌ای هستند و جراحات آنها (سوختگی‌های خاص) نیازمند مراقبت‌های ویژه است. برای مثال، حدود سه سال است که به دنبال قطره «لوت‌مکس» برای کاهش التهاب چشم هستم، اما پیدا نمی‌کنم. اشک‌های مصنوعی موجود در بازار کیفیت لازم را ندارند و مدل‌های باکیفیت (مانند ادونس) باید از خارج تهیه شوند. در مورد عفونت‌های ریوی، بیمارستان‌ها رسیدگی می‌کنند، اما به دلیل شرایط تحریمی، دسترسی به بسیاری از دارو‌ها سخت است.

 

دو سال پیش در اجلاس «او پی‌سی دبلیو» (OPCW) در هلند، با سفیر آمریکا مواجه شدم. وقتی ایشان ابراز محبت کردند، من با نشان دادن یک قطره چشم به ایشان گفتم که شما نامردی کردید؛ از یک سو بمب به عراق دادید تا ما مصدوم شویم و از سوی دیگر حتی یک قطره دارو را به ما نمی‌رسانید. ایشان ادعا کردند که دارو تحریم نیست، اما من پاسخ دادم وقتی سیستم‌های بانکی بسته است و ما نمی‌توانیم پول دارو را پرداخت کنیم، ندادن دارو با تحریم کردن آن هیچ تفاوتی ندارد.

حتی جک استرا، وزیر خارجه وقت انگلیس، پس از بازدید از ایران در مصاحبه‌ای گفت که اروپایی‌ها باید به خودشان ببالند؛ چرا که در حالی که پیپسی و رژلب در تهران یافت می‌شد، دارو‌های بیماری‌های خاص (مانند بیماری پروانه‌ای) و مصدومین شیمیایی تحریم شده بود. این نشان می‌دهد که آنها کالا‌های تجاری را تحریم نمی‌کنند، اما دارو‌های حیاتی را بله. ما هنوز برای تهیه دارو مشکل داریم؛ حتی وقتی از دانشجویانی که به عراق می‌روند می‌خواهم پماد یا قطره بیاورند، گاهی دارو‌هایی می‌آورند که تاریخ انقضایشان گذشته است.

 

دفاع‌پرس: شما در این سال‌ها بر موضوعات مربوط به جانبازان شیمیایی مسلط بوده‌اید. به نظر شما چرا شهر «سردشت» به نماد تبدیل شد و روز حمله به این شهر، روز ملی مبارزه با سلاح‌های شیمیایی نامیده شد؟

برای پاسخ به این سؤال باید به «پروتکل ۱۹۲۵» اشاره کنم که تولید، انباشت و به‌کارگیری سلاح‌های شیمیایی را ممنوع می‌کند. ۱۹۰ کشور از جمله ایران (در سال ۱۹۲۹) و عراق (در سال ۱۹۳۱) به این پروتکل پیوستند. اما عراق در طول مرز‌های ما بیش از ۳۰۰ بار این پروتکل را نقض کرد و با حمایت آمریکا و اروپا، مواد شیمیایی را علیه ایرانیان به کار برد. ما حدود ۱۰۰ هزار مصدوم شیمیایی داریم.

اما دلیل نمادین شدن سردشت این است که در ۷ تیر ۱۳۶۶، این شهر برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم، مورد بمباران شیمیایی قرار گرفت (حلبچه چند ماه بعد بود). در جنگ جهانی دوم، حتی هیتلر از سلاح‌های شیمیایی استفاده نکرد، اما در سردشت، یک شهر به طور کامل هدف قرار گرفت. اگرچه در جای‌جای مرز‌ها بمب شیمیایی زده شد، اما هدف قرار دادن یک شهر مسکونی، سردشت را به یک نقطه شاخص و نمادین تبدیل کرد.

دفاع‌پرس: در پایان، اگر نکته‌ای برای جمع‌بندی دارید یا می‌خواهید پیامی را خطاب به مسئولین بگویید تا به نقاط پنهان توجه کنند، بفرمایید.

دو نکته اساسی دارم. اول اینکه ما ۴۵۰ هزار جانباز داریم، اما در حوزه مصدومین شیمیایی ضعیف عمل کرده‌ایم. ما باید یک نهضت حقوقی و دادخواهی بین‌المللی سازمان‌دهی کنیم. وزارت خارجه باید با کمک وکلای توانمند، پرونده شرکت‌های اروپایی و دولت‌هایی که مواد شیمیایی را به صدام فروختند، باز کند. این اروپایی‌ها در ظاهر جنتلمن هستند، اما وقتی پای منافع مالی می‌آید، حقوق بشر را لگدمال می‌کنند. دنیا باید بداند که بیش از ۱۰۰ هزار ایرانی مصدوم شیمیایی شده‌اند و این جنایت با همدستی قدرت‌های جهانی رخ داده است.

 

نکته دوم مربوط به درمان است. ما نیاز به کلینیک‌های تخصصی در استان‌ها داریم. بسیاری از پزشکان با ماهیت بیماری‌های شیمیایی آشنا نیستند و ممکن است مسیر درمانی اشتباهی را پیش بگیرند. برخی جانبازان ما ۱۴ یا ۱۵ بار پیوند چشم انجام داده‌اند. جای تأسف است که در حالی که سفارتخانه‌های زیادی داریم، تأمین یک قطره یا اسپری ساده برای جانبازان دشوار است. پیشنهاد می‌کنم به جای برگزاری سمینار‌های بی‌فایده، بودجه‌ها صرف حل مشکلات درمانی این عزیزان شود تا دیگر شب‌ها از درد چشم بی‌خوابی نکشند. این موضوع مستقیماً به مدیریت درست بازمی‌گردد.

نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
captcha
آخرین اخبار