شهید خرازی مطمئن بود جنگ میشود
شهدای ایران:«محمدصادق خرازی» دیپلمات سابق کشورمان و برادرزاده شهید «کمال خرازی» در گفتگوی تفصیلی با تسنیم، در مورد ویژگیهای شخصیتی این شهید و سابقه فعالیتهای سیاسی، فرهنگی و خانوادگی ایشان گفت: شهید دکتر کمال خرازی یکی از سمبلها و نمونههای فرهیخته خانواده خرازی بود. قبل از انقلاب از بچههای فعال دانشگاه تهران بود؛ بعد به آمریکا رفت و در آمریکا با مرحوم چمران، مرحوم دکتر یزدی در رهبری دانشجویان مسلمان و انجمنهای اسلامی در اروپا و آمریکا خیلی فعالیت میکرد. تلاشهای عمدهای میکردند برای اینکه 55 هزار دانشجوی ایرانی در آن زمان بتوانند با مذهب، ایمان، تمدن و فرهنگ خود آمیخته و آشنا شوند. شهید خرازی یکی از اسوهها و نمونههای روزگار بود.
از همان روزهای اول انقلاب در مسئولیتهای مختلفی حضور داشت. معاون رادیو و تلویزیون وقت ایران شد. بعد از آن معاون اول و قائممقام وزارت خارجه شد. در دوره دکتر یزدی و بنیصدر و قطبزاده معاون این افراد بود، اما با قطبزاده اختلاف پیدا کرد و از وزارت خارجه بیرون آمد. شهید بهشتی ایشان را به ریاست خبرگزاری جمهوری اسلامی انتخاب کرد. ایشان یک دانشمند بود؛ عالم فرهیخته بود؛ متخصص روانشناسی تربیتی بود. تعلیم و تربیت را خیلی دوست داشت. به زبانهای انگلیسی و عربی مسلط بود و به آسانی صحبت میکرد.
در مقطعی ایشان وارد دانشگاه تهران شد و بعد از دوران وزارت، در علوم شناختی بسیار کار کردند و پدر علوم شناختی در ایران شدند. در روانشناسی ذهن مطالعات کاربردی زیادی انجام دادند و کتابهای مختلفی تألیف کردند. اولین دانشگاه الکترونیکی با نام مهر البرز را تأسیس کردند و کارهای بنیادین بسیاری انجام دادند. بعد از جنگ به نیویورک رفتند و نماینده ایران در سازمان ملل شدند. دهها مرکز علمی و فکری را تأسیس و راهاندازی کردند یا توسعه دادند و در نتیجه یک شخصیت ملی، سیاسی و بینالمللی بودند.
ایشان در حال ترجمه کتابی با موضوع پیوند هوش و ذهن از یکی از متفکران بزرگ رشته علوم شناختی بودند و همچنین در حال تألیف کتابی با موضوع قدرت ذهن بودند.
شهید خرازی از زمان دبیرستان، آزمایشگاه مدرسه علوی را راه انداخت و بعد از آن به همراه پدر من در شکلگیری مؤسسه اصول دین که یکی از نهادهای علمی و فرهنگی آن روزگار بود مشارکت داشت. با پدرم و مرحوم سید کاظم موسوی، مرحوم روزبه و بسیاری از بزرگان آن زمان این مؤسسه را تأسیس کردند.
زمانی که به آمریکا رفته بودند، نسل دوم انجمن اسلامی را شکل دادند. پس از اتمام تحصیلات در سال 55 اگر به ایران بازمیگشت توسط ساواک دستگیر میشد و به همین دلیل به لندن رفتند و در لندن مؤسسه تحقیقاتی اصول دین را شکل دادند و با دکتر سروش و بسیاری از آقایانی که در لندن حضور داشتند همکاری اینچنینی داشتند و مراکز تحقیقاتی را در اروپا سازماندهی کردند.
با امام موسی صدر و مرحوم چمران در ارتباط بودند و بعد از انقلاب که به ایران آمدند، معاونت برنامهریزی رادیو و تلویزیون را برعهده گرفتند و کارهای بنیادی بسیاری انجام دادند و به همین علت من به ایشان لقب «شهید مؤسس» میدهم.
در دورهای که معاون وزارت خارجه شدند، در حقیقت وزارت خارجه انقلاب را شکل دادند و نیروهای جدید آوردند و از نیروهای قدیمی به صورت تخصصی استفاده میکردند.
ایشان یک خبرگزاری عادی را تحویل گرفت و آن را تبدیل به بزرگترین نهاد خبری آن روز کرد. خبرگزاری جمهوری اسلامی در زمان ایشان در 37 کشور دنیا و تمام استانها نمایندگی داشت.
ستاد تبلیغات جنگ در ابتدا فقط یک اسم بود، اما زمانی که ایشان این ستاد را تحویل داد نزدیک به 300 کارمند داشت. مرکز اسناد، مرکز آرشیو فیلم، مرکز تولید اخبار جنگ و دهها نهاد مرتبط با ستاد تبلیغات جنگ توسط دکتر خرازی شکل گرفت.
وقتی به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل منصوب شد، مؤسسه گسترش زبان فارسی در آمریکا را راهاندازی کرد و از پروفسور رضا درخواست کرد رئیس آن شود. مرکز تخصصی ایرانیان را تأسیس کرد و پروفسور خدادوست و آقای دکتر مهدوی دامغانی و دکتر محمد محجوب را دعوت کرد و این مرکز شروع به فعالیت کرد. تلویزیون آفتاب را در آمریکا راهاندازی کرد. در آن زمان 70 شبکه ضدانقلاب فعالیت میکرد و شبکه تلویزیون آفتاب در مقابل همه آنها ایستاد. یکی از بزرگان فرهنگی زمان شاه میگفت آقای گرگین گفته است با وجود اینهمه تخصص در رسانه، وقتی شبکه آفتاب میآید، آن را نگاه میکنم.
در سازمان ملل طرحی را راهاندازی کرد و بالای 100 هزار پاسپورت به ایرانیانی داد که به هر دلیل از ایران رفته بودند.
دکتر خرازی کارهای تخصصی و نوآورانه خاصی انجام میداد و نهادسازی میکرد. بزرگترین مرکز اسلامی در نیویورک را راهاندازی کرد و همچنین 17 مرکز اسلامی در آمریکا تأسیس کرد.
شهید کمال خرازی قبل از جنگ 12 روزه معتقد بود جنگ میشود و بین این دو جنگ هم معتقد بود آمریکاییها زیر میز مذاکره میزنند و دوباره به ایران حمله خواهند کرد.
صادق خرازی در مورد همسر شهید کمال خرازی که همراه با ایشان به شهادت رسیدند نیز نکاتی بیان کرد: شهید «منصوره رئیسقاسم» یکی از اسوههای بیبدیل بانوانی بود که من در زندگی دیدهام. ایشان مادر ترزای ایران بودند. هرچه به ایشان میدادیم، 10 دقیقه بعد میبخشید. بعد از بازگشت به ایران، از پولهایی که پسانداز کرده بودند، چهار آپارتمان برای چهار جانباز خریدند. در اوج قناعت زندگی میکردند و در اوج سخاوت میبخشیدند. سال 76 و زمانی که ملک عبدالله به ایران آمده بود یک سِت جواهر برای همسر دکتر خرازی آورده بود که آن زمان 350 میلیون قیمت داشت. ایشان حتی آن جواهر را نگاه نکرد و آن را فروخت و برای چند جانباز و خانواده شهدا منزل خرید. در دوره وزارت دکتر خرازی حتی اگر یک بسته شکلات هدیه میگرفت به کارمندان وزارت خارجه میداد و خود استفاده نمیکرد. انسانی بسیار فرهنگی، فرهیخته و دلسوز بود.
صادق خرازی که سابقه آشنایی و رفاقت با شهید «علی لاریجانی» هم داشت در پاسخ به این سؤال که چه ویژگی ممتازی از شهید لاریجانی در نظر شما برجستهتر است و مهمترین ویژگی سیاسی ایشان چه بود، گفت: سابقه آشنایی ما با ایشان به قبل از انقلاب برمیگردد؛ اما بعد از انقلاب با ایشان انس فراوان پیدا کردم. من چند «لاریجانی» میشناسم. شهید لاریجانی 5 سال آخر قابل وصف نیست. با همه نابرابریها بردباری کرد. با همه نامردیها صبر کرد. صبوری را بر انتقام ترجیح داد و کینهتوزی را کنار گذاشت. همیشه در حال ذکر و نماز بود. لاریجانی دوره آخر، حکیم، بصیر و خبیر بود. از لحاظ فکری به قدری عمیق بود که من تعبیر «خواجه نظامالملک انقلاب ایران» را در مورد ایشان به کار بردم. قدرت فکری داشت. در جنگ 12 روزه با اینکه مسئولیتی نداشت، اما نقش بزرگی ایفا کرد. از روز شهادت امام شهید تا انتخاب امام جدید نقش بیبدیلی ایفا کرد. دشمن خوب میدانست چه کسانی را هدف قرار دهد. لاریجانی امید بزرگ آینده ایران بود که البته با شهادتش انقلاب را مستحکمتر کرد.
انتهای پیام/؛