نقدی بر تفاهمنامه ۱۴ بندی ایران و آمریکا
شهدای ایران:تفاهمنامه بین ایران و آمریکا، روز چهارشنبه ۲۷ خرداد، توسط ترامپ رئیس جمهور آمریکا و مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران امضا شد.
پس از آن شامگاه پنج شنبه ۲۹ خرداد بیانیه مقام معظم رهبری منتشر شد که در آن بیان شده است:
"بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورایعالی امنیت ملی از طرف خود و اعضا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه آن را صادر کردم.
پیرامون این تفاهمنامه و بیانیه رهبری، نظرات مختلفی منتشر شده است. آنچه مسلم است این است که رهبر معظم انقلاب اسلامی، عنوان داشتند، نظر دیگری داشته اند. البته ایشان نظر خود را صریح بیان ننموده اند. اینکه آیا معظم له با آتش بس، مخالف بوده اند یا اینکه مخالف مذاکره با آمریکا بوده اند و یا اینکه در خصوص برخی مفاد تفاهم نامه نظرات دیگری داشته اند، مشخص نیست. شاید بعدا این موضوع مشخص شود.
ولی آنچه مسلم است، ملاحظات رهبری که در بیانیه اول و پیام نوروزی شان، عنوان شده بود، رعایت نشده است. این نکته ایست که توسط فعالین انقلابی مردمی در تجمعات و البته فضای مجازی عنوان شده بود.
فارغ از این موضوع، نکات زیر در زمینه مفاد تفاهمنامه قابل تامل است:
۱) مهمترین ایراد این تفاهمنامه- بر خلاف برخی اظهارنظرها- نه بازکردن بدون عوارض تنگه هرمز و نه تعهد به رقیق سازی اورانیوم غنی سازی شده است. بلکه ایراد اصلی بند اول تفاهمنامه است!
در این تفاهمنامه تصریح شده است که ایران و آمریکا و همپیمانان آن، از این پس هیچ جنگ یا عملیات نظامی، علیه یکدیگر آغاز نکنند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند.
اگر همپیمانان ایران که حزب اله لبنان، حماس، انصاراله یمن و امثالهم هستند بدانیم و همپیمانان آمریکا را اسرائیل و سایرین بدانیم، این بدان معناست که ایران تعهد داده است، دیگر بر علیه اسرائیل هیچ اقدامی را انجام ندهد. این بدان معناست که جبهه مقاومت نیز متعهدند هیچ اقدامی را علیه اسرائیل انجام ندهند. این بدان معناست که ایران باید آرمان قدس را به فراموشی بسپارد! این بدان معناست که ایران وضعیت کنونی اسرائیل را به طور ضمنی قبول نموده است. این به معنای پیوستن ایران به پیمان ابراهیم است!
این بدان معناست که هیچ گاه رویدادی مثل ۷ اکتبر، توسط فلسطینیان رخ نخواهد داد!
این در حالی است که اساسا دولت اسرائیل غاصب است و میلیون ها فلسطینی را آواره نموده است و هزاران جنایت بر علیه امت اسلام و بشریت انجام داده است.
فرض بگیریم، اسرائیل هم ولو به صورت تاکتیکی، این تفاهمنامه را رعایت کرد. آن وقت، آیا ایران و جبهه مقاومت، می تواند بر خلاف تعهد خود عمل کند؟!
آیا ایران می تواند آرمان قدس شریف را پیگیری کرده و عمود خیمه جبهه مقاومت باقی بماند؟
بالفرض که به طور مثال، جنبش حماس و دیگر متحدین ایران، خواستند اقدامی را در راستای آرمان قدس شریف انجام دهند، آن وقت آیا ایران بر اساس این تفاهمنامه، مجاز خواهد بود، به حمایت از آنها بپردازد؟!
لذا بند اول تفاهمنامه، از لحاظ راهبردی، افتضاح ترین بند آن است و بر خلاف اصول مسلم انقلاب اسلامی و ارزشها و آرمانهای مورد اعتقاد ماست. در این رابطه نکات دیگری نیز متصور است که به همین میزان اکتفا می کنم.
به نظر می رسد، روی بند اول این تفاهمنامه، باید فعالین انقلابی بیشتر تمرکز داشته باشند.
۲) رقیق سازی اورانیوم ۶۰ درصد، اصلا فاجعه آمیز نیست. چرا که اولا ایران هیچ گونه مصرفی برای آن ندارد. ثانیا طبق فتوای رهبری نیز ایران به دنبال ساخت بمب هسته ای نبوده و نیست. شاید اساسا غنی سازی ۶۰ درصد، اقدامی غیرلازم و البته حساسیت زا بوده است که در مقاله ای جداگانه به آن پرداخته ام.
۳) بستن تنگه هرمز، اقدامی جنگی بوده است که در واکنش به عملیات نظامی دشمن انجام شده است. همین که ایران هیچ ناو نظامی دشمن را اجازه ورود به خلیج فارس ندهد، دستاورد مهمی است. بسته نگه داشتن دائمی تنگه هرمز نیز، جزو اهداف راهبردی ایران نیست. ضمن اینکه در صورت تکرار تجاوز دشمن، مجددا می شود آن را انجام داد.
البته اخذ عوارض می تواند منافع اقتصادی برای کشور داشته باشد که بعد از ۳۰ روز بر اساس بند ۵ این تفاهمنامه، اجمالا امکان پذیر است.
۴) بند ۴ می گوید، آمریکا متعهد می شود نیروهای نظامی خود را ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، از "حوزه پیرامونی ایران" خارج کند.
در بند ۹ تفاهمنامه ذکر شده است که ایران و آمریکا موافقت می کنند که تا توافق نهایی، وضعیت موجود را حفظ کنند...، آمریکا نیز تحریم های جدیدی وضع نکرده و نیروهای نظامی بیشتری در "منطقه" مستقر نخواهد کرد.
این قسمت از توافقنامه واقعا مبهم است. از این لحاظ که اولا منظور از "حوزه پیرامونی ایران" چیست؟!
ثانیا چه نسبتی با واژه "منطقه" در بند ۹ تفاهم دارد؟
اما آنچه مسلم است اینکه آمریکا حضور نظامی خود را بر خلاف خواسته رهبری و مردم، در منطقه، تثبیت نموده است.
و خروج از حوزه پیرامونی ایران، موکول به توافق نهایی شده است!
توافقی که ممکن است، انجام شود یا نشود!
۵) آزادسازی دارایی ها و وجوه مسدود شده، از نکات مثبت تفاهم نامه است. اما "روال آزادسازی این وجوه"، در طول مذاکرات به توافق دوجانبه، موکول شده است! که در خود ابهام دارد.
۶) البته مذاکرات نهایی برای توافق نهایی منوط به رعایت بندهای ۱و۴و۵و ۱۰و۱۱ شده است.
حال این مذاکرات چقدر به طول انجامد، معلوم نیست. البته مدت "حداکثر ۶۰ روز" در بند ۳ ذکر شده است ولی قابل تمدید با رضایت طرفین، نیز قید شده است.
اینکه آیا توافق نهایی با توجه به پیچیدگی های فنی و حقوقی، در کوتاه مدت امکان پذیر هست یا خیر نیز مشخص نیست.
۷) بر اساس بند ۲ تفاهمنامه، دو طرف، متعهد به احترام به تمامیت ارضی دو کشور می باشند و از دخالت در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند.
ولی بر خلاف بند ۱ و ۴و ۵و۱۰و۱۱، جزو شروط الزامی در مدت مذاکرات نیست. یعنی اگر بالفرض آمریکا در امور داخلی ایران دخالتی داشت، به مذاکرات خدشه ای وارد نمی کند!
یعنی اگر خدای ناکرده، اتفاقاتی شبیه دی ماه ۱۴۰۴ رخ داد و آمریکا حمایت رسانه ای یا مالی از اغتشاشات انجام داد، ایران حق ترک میز مذاکرات را ندارد!
جمع بندی و نتیجه گیری
بحث در خصوص تفاهمنامه فراوان است که البته تحلیلگران مختلف بر اساس دیدگاه خود به آن پرداخته اند و سعی بنده این بود که نکات مغفول مانده را تشریح نمایم.
در پایان متذکر می گردم که مهمترین بند مورد اشکال، بند اول تفاهمنامه است. درست است به ظاهر به اتمام درگیری و جنگ تکیه دارد ولی در باطن، عدول ضمنی ایران و جبهه مقاومت از آرمان قدس شریف را در برمی گیرد؛ که بر خلاف اصول و مبانی انقلاب اسلامی است.
البته اینکه آمریکا و در پی آن رژیم صهیونیستی چقدر پایبند به این تفاهمنامه باشند، بحث دیگری است. چه بسا عدو حماقتی بکند و با اقدام نظامی خود، مفاد این تفاهمنامه را نقض کند و سبب خیری گردد و ایران انقلابی را از شر این تفاهمنامه نجات دهد.
*نویسنده روح الله عباسیان