در میدان جنگِ ترکیبی، بیعملیِ مسئولان کمتر از خطای دشمن نیست
شهدای ایران:این روزها، کشور در میانهی یکی از پیچیدهترین و فرسایندهترین دورههای تاریخی خود ایستاده است؛ دورهای که در آن، دشمن نه فقط با ابزار نظامی و فشار بیرونی، بلکه با شبکهای درهمتنیده از جنگ روانی، عملیات رسانهای، فشار اقتصادی، التهاب اجتماعی و هدایت افکار عمومی، موجودیت یک ملت را هدف گرفته است. این صحنه، صحنهی یک نبرد ساده و مقطعی نیست؛ اینجا با یک جنگ ترکیبی تمامعیار روبهرو هستیم؛ جنگی که هدف آن، صرفِ ایجاد اختلال نیست، بلکه فرسایش یک تمدن، تضعیف یک هویت و از کار انداختن ارادهی یک ملت است.
در چنین شرایطی، سخن گفتن از «مدیریتِ صرفاً اجرایی» کافی نیست. رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(رضواناللهتعالیعلیه) بارها بر این نکته تأکید کردند که امروز دشمن، میدان را از عرصههای کلاسیک فراتر برده و ذهن، روایت، اعتماد و امید مردم را نشانه گرفته است. هشدارهای مکرر ایشان دربارهی تهاجم نرم، جنگ شناختی، و تلاش برای تغییر معادلات از مسیر افکار عمومی فقط یک توصیهی کلی نبود؛ نقشه راه بود برای حکمرانی انقلابی در جهانِ پرشتاب و پرخطر امروز.
اکنون نیز رهبر جوان و شجاع انقلاب، حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی(حفظهالله) بر ضرورتِ حکمرانیِ قاطع، صیانت از منافع ملی، مقابلهی جدی با بیانضباطیها و جلوگیری از رخنهپذیریهای اجتماعی و رسانهای تأکید کردهاند. ایشان روشن میفرمایند که تصمیمهای سرنوشتساز باید «بر اساس قانون، امنیت ملی و منطقِ تدبیر» جلو برود، نه با شتابزدگی، نه با تناقض، و نه با سپردن ابتکار عمل به جریانهای فرصتطلب یا فشارهای بیرونی.
در این چارچوب، یکی از مهمترین جبهههای این نبرد، فضای مجازی و اینترنت بیضابطه است؛ میدانی که در ظاهر ابزار توسعه و ارتباط معرفی میشود، اما اگر بدون حکمرانی دقیق، بدون سیاستگذاری شفاف و بدون صیانتِ عملی از مصالح کشور رها گردد، ناگزیر تبدیل به بستری برای آشوبسازی، تخریب اعتماد عمومی، تحریک احساسات جمعی، و عملیات روانی خواهد شد. امروز دیگر نمیتوان به سادهانگاریهای گذشته بسنده کرد؛ چون تجربه نشان داده هر جا «نظم» کنار گذاشته شده، دشمن سریعتر از همیشه میدان را تصاحب کرده است.
آنچه جامعه را میفرساید، تنها فشار بیرونی نیست. بخش قابل توجهی از رنج مردم از بیعملی، انفعال، تصمیمهای متناقض، و کوتاهیهای مدیریتی سرچشمه میگیرد؛ همان کوتاهیهایی که در بزنگاههای حساس، هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل میکند و زمینه را برای تشدید بحرانها فراهم میسازد. وقتی افکار عمومی با موجی از تورمهای بیدلیل و افسارگسیخته، کاهش قدرت خرید، بیثباتی اقتصادی و ناامنی روانی روبهرو میشود، دیگر نمیتوان بحران را «مقطعی» نامید. اینها نشانههای فرسایش و شکاف اعتماد است؛ شکافی که دشمن میکوشد آن را به فرصت تبدیل کند.
از سوی دیگر، همه میدانند که در سالهای اخیر، کشور هزینهی سنگینی از آزمونهای دشوار داده است؛ و حوادثی که در دیماه و پس از آن شکل گرفت، نشان داد که خلأهای مدیریتی، سهلانگاری در حکمرانی، و تعلل در مهار التهاب اجتماعی میتواند امنیت و آسایش مردم را به مخاطره بیندازد. خون مردم و رنج خانوادهها، فقط یک «واقعهی تاریخی» نیست؛ یک پروندهی عبرت است. پروندهای که اگر درسش جدی گرفته نشود، تکرار بحران تنها زمانِ بیشتری میخواهد.
امروز نمیتوان از کنار واقعیتهای تلخ جنگ ترکیبی گذشت. دشمن با استفاده از روایتسازی، موجسازی و بهرهبرداری از ناکارآمدیها، میکوشد مردم را نسبت به آینده ناامید کند و نیروهای مسئول را در تصمیمگیری گرفتار تردید و تناقض سازد. در چنین وضعی، هرگونه تصمیم شتابزده یا برنامهریزی ناقص—بهویژه در حوزهی رسانه و اینترنت—میتواند مستقیم به تقویت همان پروژهای منجر شود که جنگ شناختی علیه ملت را پیش میبرد.
اکنون زمانِ آن است که مسئولان از کلیگویی فاصله بگیرند و به مردم پاسخ دهند: برنامهی حکمرانی در میدان فضای مجازی چیست؟ حدود و ضوابط دقیق چگونه اعمال میشود؟ هماهنگی نهادها چگونه تضمین میگردد؟ و مسئولیتِ هر تصمیمِ پرهزینه در برابر امنیت ملی و آرامش مردم، بر عهدهی چه کسانی است؟
صیانت از کشور با انفعال ممکن نیست. با شعار هم ممکن نیست. آنچه لازم است، همان چیزی است که رهبر شهید بارها بر آن تأکید کردند: ایستادگی، هوشیاری، و حکمرانی متکی بر منطقِ دشمنشناسی. و همان چیزی است که رهبر جوان و شجاع انقلاب نیز در چارچوب «کارآمدی انقلابی» خواستهاند: تصمیمگیری قاطع، نظارت واقعی و پیشگیری از رخنههای اجتماعی و رسانهای.
جنگ ترکیبی ادامه دارد؛ و در این جنگ، بیعملیِ مسئولان کمتر از خطای دشمن نیست
*هادی زارع