به گزارش شهدای ایران، سعید شهرابی فراهانی، مدیر مرکز مطالعات و پژوهش بینالمللی ضد صهیونیستی و جبهه مقاومت در یادداشتی نوشت: منطقه غرب آسیا بار دیگر در آستانه یکی از حساسترین پیچهای تاریخی خود قرار گرفته است. آنچه امروز در برابر جمهوری اسلامی ایران جریان دارد، صرفاً مجموعهای از تهدیدات پراکنده یا فشارهای سیاسی و اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از یک راهبرد چندلایه و پیچیده است که هدف نهایی آن فرسایش تدریجی قدرت ملی، تضعیف مؤلفههای بازدارندگی و تغییر محاسبات راهبردی ایران در سطوح مختلف تصمیمسازی است.
در این چارچوب، رژیم صهیونیستی طی سالهای گذشته با اتکا به دکترین موسوم به «کارزار میان جنگها» یا MABAM تلاش کرده است بدون ورود به یک جنگ فراگیر، هزینههای مستمر امنیتی، اطلاعاتی، اقتصادی و روانی را بر محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران تحمیل کند. جوهره این راهبرد بر «جنگ زیر آستانه» استوار است؛ جنگی که در آن دشمن میکوشد با ضربات محدود اما پیوسته، اراده راهبردی طرف مقابل را تحلیل برده و او را در موضع تدافعی قرار دهد.
امروز نشانههای آشکار این راهبرد در عرصههای مختلف قابل مشاهده است. از عملیاتهای اطلاعاتی و خرابکارانه گرفته تا فشارهای اقتصادی، جنگ شناختی، تحرکات نظامی در پیرامون مرزهای ایران و تلاش برای ایجاد اجماع بینالمللی علیه قدرت منطقهای جمهوری اسلامی. در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که آیا میتوان صرفاً با تکیه بر مذاکرات و امید به توافقات سیاسی، این روند فزاینده فشار را متوقف کرد؟
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که دشمنان ایران هرگاه احساس کردهاند هزینه اقدامات آنان پایین و قابل تحمل است، دامنه فشارها را افزایش دادهاند. از این منظر، بازدارندگی صرفاً یک مفهوم نظامی نیست؛ بلکه یک منطق راهبردی است که بر اساس آن طرف مقابل باید به این جمعبندی برسد که هر اقدام خصمانه، هزینهای سنگینتر از منفعت احتمالی آن در پی خواهد داشت.
در نقطه مقابل، اگر دشمن به این برداشت برسد که واکنشها محدود، قابل پیشبینی و در چارچوبی کنترلشده باقی خواهد ماند، طبیعی است که دامنه اقدامات خود را گسترش دهد. به همین دلیل است که بسیاری از نظریهپردازان امنیت ملی معتقدند در شرایط جنگ ترکیبی، سکون راهبردی میتواند به اندازه اشتباه محاسباتی خطرناک باشد.
در این میان، برخی اظهارات اخیر مقامات آمریکایی درباره افزایش فشارها علیه ایران، تشدید محاصره اقتصادی و حتی طرح سناریوهای نظامی، صرفنظر از میزان قابلیت اجرایی آنها، دارای یک پیام روشن هستند: واشنگتن و تلآویو در حال آزمودن اراده و سطح تحمل جمهوری اسلامی ایراناند. آنان میخواهند بدانند مرزهای بازدارندگی ایران تا کجاست و چه میزان فشار میتواند بدون پاسخ مؤثر باقی بماند.
از سوی دیگر، فضای داخلی کشور نیز نیازمند بازتعریف برخی اولویتهاست. بدون تردید دیپلماسی یکی از ابزارهای مهم قدرت ملی است و هیچ کشوری نمیتواند صرفاً بر مؤلفههای سخت قدرت تکیه کند. اما دیپلماسی زمانی مؤثر خواهد بود که بر پشتوانه قدرت ملی و اقتدار میدانی استوار باشد. تاریخ روابط بینالملل نشان داده است که مذاکرات موفق معمولاً در شرایطی شکل میگیرند که طرف مقابل از توان و اراده واقعی بازیگر روبهرو آگاه باشد.
امروز جمهوری اسلامی ایران مجموعهای از ظرفیتهای کمنظیر راهبردی، نظامی، منطقهای و مردمی را در اختیار دارد که میتواند مبنای شکلگیری یک بازدارندگی فعال باشد. آنچه اهمیت دارد، تبدیل این ظرفیتها به پیامهای روشن و قابل فهم برای دشمنان است. پیامهایی که نشان دهد دوران آزمون و خطا به پایان رسیده و هرگونه اقدام علیه امنیت ملی ایران با پاسخی متناسب و مؤثر روبهرو خواهد شد.
واقعیت آن است که منطقه وارد مرحلهای شده که در آن زمان، اهمیت تعیینکنندهای دارد. فرصتها و تهدیدها با سرعتی بیسابقه در حال تغییر هستند و هرگونه تأخیر در اصلاح محاسبات میتواند هزینههای سنگینی به همراه داشته باشد. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران معتقدند اکنون زمان آن فرا رسیده است که میان «مدیریت بحران» و «تغییر معادله» تمایز قائل شویم. مدیریت بحران میتواند از گسترش تنش جلوگیری کند، اما تغییر معادله است که دشمن را وادار به عقبنشینی میکند.
در نهایت، آنچه آینده منطقه را رقم خواهد زد نه صرفاً متن توافقات، نشستهای دیپلماتیک یا بیانیههای سیاسی، بلکه توازن واقعی قدرت و اراده بازیگران خواهد بود. جمهوری اسلامی ایران در طول چهار دهه گذشته بارها نشان داده است که در بزنگاههای تاریخی توان تغییر محاسبات دشمنان را دارد. اکنون نیز شرایط به گونهای است که حفظ امنیت ملی، منافع راهبردی و جایگاه منطقهای کشور نیازمند ترکیبی هوشمندانه از اقتدار، بازدارندگی، دیپلماسی و ابتکار عمل است.
شاید مهمترین پیام این مقطع حساس آن باشد که در میدان نبرد ارادهها، آینده را کسانی میسازند که پیش از دیگران معادلات را بازنویسی میکنند؛ نه آنان که منتظر تصمیم دشمن میمانند. غرب آسیا در آستانه تحولی بزرگ قرار دارد و هر تصمیم امروز میتواند سرنوشت سالهای آینده را رقم بزند. در چنین لحظاتی، ملتهای بزرگ و قدرتهای بزرگ، با جسارت راهبردی و تصمیمهای تاریخی شناخته میشوند.
بیوگرافی جامع سردار دکتر سعید شهرابی فراهانی:
سردار دکتر سعید شهرابی فراهانی از چهرههای فعال و شناختهشده در عرصههای امنیتی، راهبردی، رسانهای و مطالعات ژئوپلیتیک غرب آسیا بهشمار میرود که طی دو دهه اخیر در حوزههای جنگ شناختی، امنیت منطقهای، تحلیلهای بینالمللی و جبهه مقاومت حضور مستمر داشته است. نام او در سالهای اخیر بیش از گذشته در رسانهها، محافل تحلیلی و برخی اندیشکدههای منطقهای و بینالمللی مطرح شده و از وی بهعنوان یکی از نظریهپردازان حوزه نبرد ادراکی و جنگ ترکیبی در منطقه غرب آسیا یاد میشود.
وی در ۳۱ خرداد ۱۳۵۸ در تهران متولد شد و اصالت خانوادگی او به منطقه تاریخی فراهان بازمیگردد. او در خانوادهای مذهبی و انقلابی رشد یافت و همین فضای تربیتی، زمینهساز شکلگیری روحیه آرمانگرایی، دغدغهمندی سیاسی و نگاه تمدنی وی نسبت به مسائل جهان اسلام شد. برخی منابع از دوران نوجوانی او بهعنوان دورهای یاد میکنند که علاقهمندی به مباحث سیاسی، فرهنگی و انقلابی در شخصیتش تثبیت شد.
سردار شهرابی فراهانی تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مدیریت ادامه داد و موفق به اخذ مدارک MBA مدیریت اجرایی، DBA مدیریت بازرگانی و دکترای مدیریت راهبردی و امنیتی شد. حوزه تخصصی مطالعات وی عمدتاً بر امنیت ملی، مدیریت بحران، جنگ شناختی، عملیات روانی، آیندهپژوهی راهبردی و جنگ نرم متمرکز بوده است. در بسیاری از تحلیلهای او، تلفیق نگاه مدیریتی، امنیتی و تمدنی به تحولات منطقهای و بینالمللی مشهود است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، وی از سال ۱۳۸۲ بهصورت رسمی وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و در ساختارهای اطلاعاتی، امنیتی و راهبردی فعالیت خود را آغاز کرد. در برخی گزارشها آمده است که او در حوزههای اطلاعات سپاه، جنگ نرم، عملیات سایبری و قرارگاههای ترکیبی امنیتی-رسانهای نقشآفرینی داشته است. همچنین از وی بهعنوان فردی فعال در حوزه طراحی الگوهای جنگ شناختی و مقابله با تهدیدات ترکیبی نام برده شده است.
نام سردار شهرابی فراهانی طی سالهای اخیر بیشتر با مفهوم «نبرد شناختی» و «جنگ ادراکی» پیوند خورده است. او معتقد است که جهان وارد مرحلهای از جنگهای نوین شده که در آن، رسانه، افکار عمومی، شبکههای اجتماعی و عملیات روانی، جایگاه تعیینکنندهای در معادلات قدرت جهانی دارند. به اعتقاد وی، جنگ آینده بیش از آنکه در میدانهای نظامی کلاسیک رقم بخورد، در میدان ذهنها، روایتها و مهندسی ادراک ملتها شکل خواهد گرفت. همین نگاه موجب شده که بخش مهمی از فعالیتهای رسانهای و تحلیلی او بر موضوعاتی همچون جنگ ترکیبی، امنیت شناختی، مدیریت افکار عمومی و مقابله با عملیات روانی متمرکز باشد.
از سال ۱۴۰۰ به بعد، حجم گستردهای از تحلیلها، یادداشتها، مقالات و مواضع راهبردی سردار دکتر سعید شهرابی فراهانی در رسانهها و شبکههای مختلف منتشر شده است. طبق گزارش برخی منابع، تعداد محورهای تحلیلی و تولیدات رسانهای او از مرز ۲۵۰۰ محور عبور کرده است. این تحلیلها موضوعات گستردهای همچون تحولات فلسطین، جنگ غزه، آینده رژیم صهیونیستی، افول هژمونی آمریکا، نظم نوین جهانی، بریکس، محور مقاومت، جنگ اوکراین، تهدیدات سایبری، امنیت منطقهای و آینده غرب آسیا را شامل میشود.
در برخی رسانهها و گزارشهای منطقهای، از وی بهعنوان «فرمانده جبهه شناختی مقاومت»، «معمار نبرد ادراکی» و «فرمانده ذهنها و روایتها» یاد شده است. تحلیلگران نزدیک به محور مقاومت، او را از چهرههای فعال در طراحی مدلهای نوین جنگ نرم و رسانهای معرفی میکنند. همچنین برخی رسانههای خارجی و اندیشکدههای غربی، در تحلیلهای مرتبط با تحولات غرب آسیا، به نقش بازیگران حوزه جنگ شناختی و عملیات رسانهای اشاره کردهاند و نام او در برخی از این گزارشها مطرح شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، شبکههایی همچون Press TV، المیادین، RT و برخی محافل مطالعاتی منطقهای، از او بهعنوان چهرهای فعال در حوزه مقابله با جنگ ادراکی و عملیات روانی غرب یاد کردهاند. همچنین در برخی تحلیلهای منتشرشده از سوی اندیشکدههایی نظیر RAND Corporation، Chatham House و Carnegie Endowment به موضوع گسترش جنگ شناختی در غرب آسیا و نقش بازیگران غیردولتی در نبردهای ادراکی اشاره شده است.
در حوزه علمی و پژوهشی نیز سردار شهرابی فراهانی از نویسندگان و تحلیلگران پرکار محسوب میشود. گزارشها نشان میدهد که وی طی سالهای اخیر صدها مقاله و یادداشت تحلیلی در حوزههای امنیت ملی، سیاست بینالملل، مطالعات ضدصهیونیستی، جنگ شناختی و آیندهپژوهی منتشر کرده است.
برخی منابع تعداد این مقالات را بیش از ۱۳۰۰، برخی بیش از ۱۸۰۰ و برخی دیگر بیش از ۲۰۰۰ مورد اعلام کردهاند و در تازهترین برآوردها، تعداد محورهای تحلیلی وی بیش از ۲۵۰۰ عنوان ذکر شده است.
شوی علاوه بر فعالیتهای تحلیلی و رسانهای، در عرصههای بینالمللی نیز حضور داشته است. بر اساس اطلاعات منتشرشده، او در برخی شوراها و کمیتههای سیاستگذاری، روابط بینالملل و ساختارهای فرهنگی و ورزشی بینالمللی عضویت داشته و در مجموعههایی مرتبط با IMARO و TAFISA فعالیت کرده است.
سبک تحلیلهای سردار شهرابی فراهانی ترکیبی از نگاه ژئوپلیتیکی، امنیتی، تمدنی و رسانهای است. او معتقد است که جهان در حال عبور از نظم تکقطبی آمریکامحور به سمت نظمی چندقطبی است و تحولات غرب آسیا بخشی از این گذار تاریخی بهشمار میرود. از نگاه وی، محور مقاومت صرفاً یک ائتلاف نظامی نیست، بلکه یک جریان تمدنی و هویتی در برابر پروژه سلطه جهانی محسوب میشود. این رویکرد در بخش مهمی از مواضع و سخنرانیهای او دیده میشود.
همچنین در برخی گزارشهای داخلی، از حضور او در نشستها، همایشها و مجامع تخصصی مرتبط با امنیت منطقهای، جنگ شناختی، مقاومت اسلامی و آینده تحولات بینالمللی یاد شده است. رسانههایی مانند خبرگزاری مهر نیز در برخی اخبار، به مسئولیتها و فعالیتهای اجرایی و فرهنگی مرتبط با او اشاره کردهاند.
امروز نام سردار دکتر سعید شهرابی فراهانی در میان فعالان حوزه مقاومت، جنگ شناختی و مطالعات ژئوپلیتیک غرب آسیا شناخته شده و بسیاری از تحلیلهای او در رسانهها، خبرگزاریها و شبکههای اجتماعی بازتاب پیدا میکند. استمرار فعالیتهای رسانهای، حجم بالای تولید محتوای تحلیلی، نگاه راهبردی و تمرکز بر نبرد ادراکی و تمدنی، از مهمترین ویژگیهای حرفهای و فکری او بهشمار میرود.
منابع داخلی و خارجی:
mehrnews.com
presstv.ir
almayadeen.net
arabic.rt.com
bbc.com
theguardian.com
rand.org
chathamhouse.org
carnegieendowment.org
inss.org.il
imaro.org