شهید مدافع حرم: یک پاسدار باید همیشه در وسط خطر سینه سپر کند
به گزارش شهدای ایران: «ابراهیم، با سطح مطالعه و رزومه فرهنگی که از تو سراغ دارم، مناسب حضور در مجموعه شغلی ما هستی.
اگه نامه انتقالی برات جور کنم میآی پیش ما؟
«کار شما چیه؟»
«مأموریت های ما فرهنگی و اداریه.»
«نه، ممنون، من علاقه به کار عملیاتی و میدانی دارم.»
«تو که تا حالا دو بار سوریه رفتی. جاهای خطرناک و بیابونی هم بودی.
سهمت رو ادا کردی. تو حیفی، به درد کار ما می خوری.»
ابروهایش را در هم کشید و خیلی جدی و محکم گفت: «صد بار دیگه هم سوریه و جاهای خطرناک برم، دینم ادا نمیشه. یه پاسدار باید همیشه جایی سینه ش رو سپر کنه که عمق بحران و خطر باشه. وجوب جهاد برای یه پاسدار تا لحظه شهادت ادامه داره.
البته ممکنه شکل جهاد تغییر کنه ولی فعلاً جهادی که بر من واجبه حضور در سوریهس.»
خب چرا برنمیگردی سپاه ولی امر و محافظ رهبر نمیشی؟ تو که نیروی اونجا هستی، مگه یه سال مأموریتت در سپاه قدس تموم نشده؟»
«ببین، فدایی رهبر زیاده. چه من باشم و چه نباشم از آقا به خوبی حفاظت میشه. من میخوام فعلاً سپاه قدس بمونم. تو سوريه به من نیاز دارن و می تونم اونجا فایده ای داشته باشم. اگه یه روز متوجه بشم به درد سپاه قدس نمی خورم، یه لحظه هم اونجا نمی مونم.»
کانال تلگرام جهان نیوزپاسخی برای جواب هایش نداشتم. آن قدر مطمئن و مستدل سخن می گفت که چاره ای جز قبول صحبت هایش نداشتم.
خاطرهای از دوست شهید
برگرفته از کتاب «اسمی از تبار ابراهیم»؛ روایت هایی از زندگانی شهید مدافع حرم ابراهیم اسمی