کد خبر: ۲۷۰۶۹۵
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۹

شهید مدافع حرمی که افسار چشمانش در دستش بود

چشمان ابراهیم عادت به جستجوی نا محرم نداشت. افسار چشمانش آن قدر در دستش بود که هنگام تماشای تلویزیون مراقب بود که به چهره زنی خیره نشود.

شهید مدافع حرمی که افسار چشمانش در دستش بود شهدای ایران :به نقل از جهان، چشمانش را به زمین دوخته بود و در حال عبور از کوچه بود. متوجه عبور مادر از کنارش نشده بود. این اولین بار نبود که ابراهیم سر به زیر از کنار خانم ها عبور می کرد.

مادر برایش لاحول خواند و قربان صدقه اش رفت. به خانه که آمد، ندیدن مادر را جبران کرد، او را در آغوش گرفت و دستانش را بوسید.

چشمان ابراهیم عادت به جستجوی نامحرم نداشت. افسار چشمانش آن قدر در دستش بود که هنگام تماشای تلویزیون مراقب بود که به چهره زنی خیره نشود.

بارها زیر چشمی این رفتارش را دیده بودم.

حتی شب ها که به بلوار بهاران برای ورزش می رفت، مسیرها و ساعتش را به گونه ای انتخاب می کرد که آن جا خلوت باشد و چشمش به نا محرمی نخورد.

بلواری که بعد از شهادت ابراهیم، به نام«شهید ابراهیم اسمی» تغییر نام داد.

یک مرتبه هنگام ورود به خانه، کلافه به نظر می رسید. خودم را نزدیکش کردم تا جویای حالش شوم. سلامی داد و گفت: «داداش، هر وقت تو خیابونهای فردیس راه می روم، خیلی اذیت می شم.

تیپها و پوشش هاطوریه که به هرجا نگاه می کنم اذیت میشم.

تیپ ها و پوشش ها طوریه که به هرجا نگاه می کنم اذیت میشم. کاش می تونستم کاری برای بهبود وضعیت فرهنگی بکنم.»

هنگام تشییع پیکرش در فردیس، بدحجاب های زیادی حضور داشتند که برای لحظه ای منقلب شدند و اشکی ریختند. 

ابراهیم با خون مقدسش توانست برای چند ساعت هم که شده، گناه را از خیابان ها پاک کند.

خاطره‌ای از مجید اسمی، برادر شهید
برگرفته از کتاب «اسمی از تبار ابراهیم»؛ روایت هایی از زندگانی شهید مدافع حرم ابراهیم اسمی

 

نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
captcha
آخرین اخبار