خنجر از پشت؛ احتکار، گرانی، و نقشه شوم دشمن در دل جنگ/ هوشیاری، تنها راه عبور از گرداب فتنهها
شهدای ایران:در گذر تاریخ پر فراز و نشیب انقلاب اسلامی، همواره خصومت دیرینه و کینهتوزانه "شیطان بزرگ"، آمریکای جنایتکار، و همپیمان غاصبش، رژیم منحوس صهیونیستی، علیه ایران اسلامی، چون سایهای شوم بر سر ملت ما سنگینی کرده است. این دشمنی، نه پدیدهای نوظهور، بلکه ریشهدار در عمق عناد آنان با استقلال، عزت و هویت دینی این سرزمین است؛ عنادی که بارها و بارها از سوی رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله العظمی شهید سید علی خامنهای (رحمت الله علیه)، با صلابت و شجاعت تذکر داده شده و همگان، به ویژه مسئولان عالیرتبه نظام، به هوشیاری دائمی و عدم اعتماد به این رژیمهای قاتل و ضدبشر سفارش شدهاند.
متأسفانه، در سالهای اخیر شاهد بودیم که چگونه عدهای، علیرغم توصیهها و دستورات صریح رهبر شهید، مسیر مذاکره با غربیها، و مشخصاً آمریکا را در پیش گرفتند؛ مسیری که جز خیانت و ضربه به منافع ملی، ارمغانی برای ملت ایران نداشت. نمونه بارز این خیانتها، موضوع برجام بود که با وجود بدعهدی مکرر آمریکا، همچنان بر طبل امتیازدهی کوبیده میشد. اما اوج وقاحت و جنایت دشمن، زمانی آشکار شد که درست در دل همین مذاکرات، دو بار شاهد حملات نظامی به خاک میهن بودیم: نخست، "جنگ ۱۲ روزه" در اوایل سال ۱۴۰۴ و سپس، "جنگ رمضان" در اسفند همان سال. در این فتنههای خونین، ملت ما شهدای گرانقدری را از دست داد؛ از فرماندهان و دانشمندان برجسته گرفته تا مردان، زنان و کودکان بیگناهی که داغشان بر دل ملت ماند. جانسوزتر از همه، شهادت رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای (رضوان الله تعالی علیه)، در بحبوحه جنگ رمضان بود؛ ضربهای که کمر تاریخ را خم کرد.
هرچند انتخاب شایسته و مدبرانه آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای به عنوان "رهبر سوم" ایران، از سوی مجلس خبرگان رهبری، تا حدودی تسلیبخش آلام عمیق مردم داغدار شد، اما فراموش کردن زخم شهادت رهبر عزیز، قطعاً تا سالهای متمادی امکانپذیر نخواهد بود.
امروز، بیش از ۵۰ روز از آغاز جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل حرامزاده به ایران اسلامی میگذرد. در این شرایط سخت، شاهد حماسهای بینظیر از مقاومت و همبستگی ملی هستیم. ملت مؤمن و شجاع ایران، در زیر بمباران، برف، تگرگ و هرگونه سختی دیگر، دوشادوش نیروهای مسلح در میدان نبرد، حضوری پرشور در خیابانها دارند و با بصیرت مثالزدنی خود، اجازه سوءاستفاده را از دشمن گرفتهاند.
این هماهنگی بیبدیل "میدان و خیابان"، مرزهای تاریخ را جابجا کرده و ایران را به "چهارمین قدرت بلامنازع جهان" و یکی از ابرقدرتهای این کره خاکی بدل ساخته است.
هشدار جدی؛ کودتای خاموش با چاشنی ناامیدی و تداوم خیانت دشمن
امروز، در حالی که کشور درگیر تبعات سنگین این خیانتهاست و ملت ما درگیر تبعات جنگهای تحمیلی "۱۲ روزه" و "رمضان" با آمریکا و اسرائیل حرامزاده است، و با بصیرتی مثالزدنی مقاومت میکند؛ در همین گیر و دار، شاهد جریانی هستیم که چون خنجری از پشت، ملت را هدف قرار داده و هویت واقعی دشمنان داخلی را آشکار میسازد. احتکار کالاهای اساسی، گرانفروشی بیرحمانه میوه، پوشاک، دارو و هر آنچه زندگی مردم را میگذراند، و کمفروشی در سایه، تنها بخشی از خیانتهایی است که این روزها شاهد آن هستیم. این افراد، با توجیهات واهی و انداختن تقصیر به گردن جنگ، در حالی که ذخایر کشور کافی است، سفره عموم مردیم حتی خانوادههای رزمندگان، جانبازان و ایثارگران را خالی میکنند. این رفتار، نه تنها خیانت به ملت، بلکه همدستی مستقیم با دشمن در جنگ اقتصادی است. اینان، کسانی هستند که در روز مبادا، همانند آب گلآلود، از بحرانها سود میبرند و ملت را در سختیهای ناشی از جنگ، با سختیهای مصنوعی و تحمیلی خودشان، به زانو درمیآورند.
این اقدامات شوم، ما را به یاد سناریوی تلخ کودتای نافرجام دی ماه ۱۴۰۴ میاندازد. در آن مقطع نیز، عدهای با هدف قرار دادن امید مردم، ایجاد دو دستگی، و بیارزش جلوه دادن پیروزیها و فداکاریهای ملت، سعی در برهم زدن آرامش جامعه و فراهم کردن زمینه برای ناآرامیهای داخلی داشتند. امروز، در شرایطی که کشور درگیر جنگی تمامعیار با دشمنان خارجی است، همین جریان، با ابزاری جدید - یعنی ایجاد بحران مصنوعی در معیشت مردم از طریق احتکار و گرانفروشی - به دنبال تکرار همان سناریوی شوم است. هدف، ایجاد نارضایتی عمومی، سلب اعتماد از نظام، و در نهایت، فراهم کردن بستری برای جنگ داخلی و تسلط مزدوران دشمن است. اینان، با زیر سوال بردن دستاوردها و القای شکست، سعی در ناامید کردن ملت دارند، در حالی که ملت ایران، حتی در دل بمباران و جنگ، حماسهها میآفریند.
با این حال، آنچه دل هر انسان آزاده و وطندوستی را به درد میآورد، وجود برخی افراد و جریانهاست که گویا هنوز عمق کینهتوزی دشمن و اهمیت وحدت ملی را درک نکردهاند. در چنین شرایطی، انفعال یا ضعف برخی مسئولان در برخورد با این سودجویان و جریانهای مخرب، خود به مثابه همدستی با دشمن است. نبود سازمان بازرسی قاطع، تعزیرات ناکارآمد، و یا حتی "خود را به خواب زدن" برخی بخشهای دولتی، در مواجهه با احتکار و گرانفروشی، این پیام را به دشمن و عوامل داخلیاش میدهد که میتوانند با خیال راحت به خیانت خود ادامه دهند. وقتی دشمن، از بیرون با موشک و تحریم حمله میکند، نباید اجازه داد از درون، با گرانی و احتکار، کمر مردم شکسته شود.
دعوت به هوشیاری؛ از ملت تا بالاترین مقامات، تنها راه عبور از گرداب فتنهها
لذا، این سرمقاله، فریاد هشدار است؛ فریادی که از عمق جان ملت برمیآید. هوشیاری، هوشیاری، هوشیاری!
این کلام، نه تنها خطاب به آحاد ملت، بلکه به طور ویژه، خطاب به تمام مسئولان نظام، از بالاترین ردهها تا پایینترین سطوح است. باید بدانیم که در این جنگ ترکیبی، جبهه داخلی، به اندازه جبهه خارجی، اهمیت دارد. نباید اجازه داد غفلت، ناامیدی و اختلاف، ثمره جانفشانیها و خونهای پاک ریخته شده را به یغما ببرد. دشمن در کمین است و منتظر کوچکترین شکافی برای ضربه زدن است.
دشمن پشت مرزها منتظر رخنه است. هشدار! هشدار! هشدار! اگر اجازه دهیم ناامیدی، القای شکست، و هرگونه تفرقه، باب ورود مزدوران و مواجببگیران دشمن را به کشور باز کند، تمام تلاشهای یک ملت، تمام فداکاریها، و تمام پیروزیهای اخیر، به باد فنا خواهد رفت. همه میدانند که در میان موج غیرت و ایثار مثالزدنی که این روزها از سراسر کشور سرازیر شده است، هنوز هم کسانی در داخل وجود دارند که خود را برای "بعد از جمهوری اسلامی" آماده کردهاند و این از رفتار و گفتارشان کاملاً پیداست.
هشدار، هشدار، هشدار! غفلت نکنیم و اجازه ندهیم دشمن از درون، ضربه کاری خود را وارد سازد. هوشیاری، اتحاد و مقاومت، تنها راه عبور از این گرداب فتنهها و رسیدن به ساحل امن پیروزی نهایی است. فراموش نکنیم که پیروزی نهایی، تنها با اتحاد، هوشیاری و مقاومت همهجانبه و ولایت پذیری مطلق به دست خواهد آمد.
*نویسنده:هادی زارع