وقتی مولوی عبدالحمید هم صدای کانال های تلگرامی معاند می شود
به گزارش شهدای ایران به نقل از خبرگزاری دانشجو، اخیراً اظهاراتی از سوی مولوی عبدالحمید، در شبکه اجتماعی ایکس منتشر شده که مضمون ان ترسیم تصویری اشفته از توان دفاعی ایران، القای بن بست سیاسی و نسخه پیچی برای «توافق عادلانه» است. ایشان در فرازی از این یادداشت مدعی شده اند: «اسمان کشور در تسخیر دشمن است، زیرساخت ها در معرض نابودی قرار دارند و نیرو های مسلح ابزار لازم برای دفاع هوایی را ندارند.»

هر کسی این سخنان را از زبان یکی از وسط بازان نبرد رمضان بشنود، نه از سر تعصب، که از منظر «واقعیت میدانی» و «منطق ملی» ان را تاسف بار و هم راستا با پروپاگاندای اتاق های فکر رسانه های معاند ارزیابی می کند. انگار جناب شیخ ۵۰ روز اخیر را نه در ایران، که در استودیوی خبری لندن یا واشنگتن سر کرده اند! این دقیقاً همان نقطه ای است که رهبر شهید انقلاب نسبت به ان هشدار داده و فرموده بودند: «بعضی ها با خبری که می دهند، با تحلیلی که می کنند، با تفسیری که از وقایع می کنند در مردم تردید ایجاد می کنند، ترس ایجاد می کنند، این از نظر خدای متعال مردود است.»
علاوه بر این، باید به هشدار های صریح وحی نیز توجه داشت؛ انجا که قران کریم به پیامبر ﷺ فرمود: اگر دست بر ندارند این شایعه پراکن ها، این تشنج افرین ها، این کسانی که جامعه را از سلامت و از سکون و ارامش خودش می خواهند خارج کنند، ما تو را «اغراء» خواهیم کرد به انها؛ یعنی تو را به جان انها خواهیم انداخت تا انتقام مردم را بگیری؛ لذا باید در زمان خود و با شیوه لازم، «مرجفون فی المدینه» ادب شوند تا این امنیتِ به دشواری به دست امده و این وحدت کلمه از بین نرود.
آسمانی که فتح شد، نه تسخیر
جناب مولوی از کدام اسمان سخن می گویند؟ ایا از اسمان اراضی اشغالی در شب های «وعده های صادق» بی خبرند؟ همان شب هایی که گنبد اهنین، پیکان و فلاخن داوود در برابر عبور موشک های هایپرسونیک و بالستیک ایران زانو زدند و قلب سرزمین های اشغالی به لرزه درامد؟ ان شب، اسمان در تسخیر دشمن نبود؛ این دشمن بود که حتی با همراهی ناوگان دریایی امریکا و سامانه های پیشرفته پدافندی، نتوانست سایه سنگین قدرت موشکی ایران را از سر خود کم کند.
ایشان از «شکار F-۳۵» بی خبرند؟ اگر چنین است، توصیه می کنیم به جای رصد رسانه های بیگانه، حداقل بیانیه های رسمی ستاد کل نیرو های مسلح را ببینند. اگر اعتماد ندارند، تصاویر ماهواره ای پایگاه «نواتیم» را مرور کنند تا بدانند نسل پنجمی که غرب ان را «شبح ناپدید» می نامید، اکنون در رادار های بومی ساخت داخل به یک هدف متحرک معمولی بدل شده است.
تنفس در هوای آزادی؛ قدرشناسی یا نمک نشناسی؟
بخش تامل برانگیز دیگر ماجرا، گلایه از وضعیتی است در کشوری که بالاترین سطح از ازادی بیان و مدارا را نسبت به منتقدان نشان داده است. ایشان که ظاهراً سفر های خارجی شان کم نیست، خوب است نگاهی به رفتار حاکمان برخی کشور های منطقه با اقلیت ها و منتقدان بیندازند. در کدام یک از این کشور ها به یک روحانی منتقد اجازه می دهند چند دهه مسند امامت جمعه را در مرکز یک استان در دست داشته باشد و با لحنی که گاه از نقد سازنده فراتر رفته و به تضعیف روحیه ملی می رسد، سخن بگوید؟ این نشان از «ضعف» نظام نیست، بلکه نشان از «قدرت» و سعه صدر حکومتی است که در قاموس قبیله ای بسیاری از همسایگان تعریف نشده است.
طنز تلخ ماجرا اینجاست که این اظهارات تضعیف کننده در حالی منتشر می شود که رزمندگان این مرز و بوم، بر بدنه موشک های نقطه زن خود نام و تصویر شهدای مقاومت همچون «یحیی سنوار» را حک می کنند. دلیرمردانی که به تعبیر ایشان «ابزار دفاع ندارند»، چنان ضربه هایی بر پیکره رژیم جعلی زدند که تحلیلگران نظامی جهان را به تحسین واداشت.
موهومات جناب شیخ؛ این بار ایرانِ ویران!
در پایان باید از مولوی محترم پرسید: همان نیرو هایی که ایشان از لجاجتشان می نالند و انان را مانع «توافق عادلانه» می دانند، این شب ها و روز ها یا پای لانچر در حال شلیک موشک و دفاع از خاک کشور هستند یا با حضور در میادین از امنیت مردم حراست می کنند.
اما ایشان که امروز با قلم و کلام خود، انگشت اتهام ناتوانی را به سوی سربازان وطن نشانه رفته اند، اگر دشمن ذره ای از این سخنان سست کننده روحیه را باور کند و خطایی از او سر بزند، فردای ان روز در برابر پیکر های غرقه به خون فرزندان ایران، چه پاسخی برای خدا و ملت مظلوم خواهند داشت؟
ایرانِ امروز قوی تر از ان است که با توییت های برامده از تحلیل های کانال های تلگرامی ضدانقلاب تضعیف شود. اسمان ایران، به شهادت چشم های بیدار پدافند، در «تسخیر دشمن» نیست؛ اسمان ایران میدان گاه اقتدار دلیرمردانی است که «یا علی» گویان بر سر دشمن صهیونیستی فرود می ایند؛ دشمنی که اتفاقاً منتظر همین اختلاف افکنی های داخلی است. ای کاش منبر زاهدان به جای هم صدایی با نتانیاهو در القای ضعف ایران، به محلی برای تقویت وحدت و حفظ ارامش جامعه بدل می شد.