آمادهباش جبهه مقاومت؛ ایران در مسیر بازدارندگی هوشمند

شهدای ایران: سعیدشهرابی فراهانی، مدیر راهبردی نهضت جهانی جبهه مقاومت؛ تاریخ گاه به نقطهای میرسد که ملتها نه با هیاهوی نبرد، بلکه با سکوتی آگاهانه و اقتداری درونی وارد مرحلهای تازه میشوند؛ مرحلهای که در آن «آمادهباش» به معنای آغاز درگیری نیست، بلکه نشانه بیداری، انسجام و ارادهای راسخ برای صیانت از امنیت و ثبات است.
امروز منطقه جنوبغرب آسیا و گستره پیرامونی آن در چنین وضعیتی قرار دارد؛ وضعیتی که در آن جمهوری اسلامی ایران و جریان مقاومت، با نگاهی راهبردی و امنیتمحور، در مدار بازدارندگی سنجیده قرار گرفتهاند.
در این معادله، جغرافیا تنها یک نقشه نیست؛ بستر شکلگیری قدرت و امنیت است. گذرگاههای حیاتی دریایی همان شریانهایی هستند که اقتصاد جهان بر آنها استوار است.
تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی، جایگاهی تعیینکننده در محاسبات امنیتی دارد. بابالمندب در جنوب دریای سرخ حلقه پیوند شرق و غرب است و هر تحول امنیتی در آن، بازتابی مستقیم در بازارهای جهانی دارد.
کانال سوئز شاهراه ارتباطی مدیترانه و دریای سرخ است و تنگه مالاکا در شرق آسیا نقشی بنیادین در بازرگانی جهانی ایفا میکند. حتی دماغه امید نیک نیز در شرایط بحران به مسیر جایگزین تبدیل میشود.
اهمیت این نقاط، صرفاً جغرافیایی نیست؛ بلکه امنیت انرژی، ثبات اقتصادی و آرامش راههای ارتباطی جهان به آنها گره خورده است.
آمادهباش مقاومت در این چارچوب، مفهومی چندسویه دارد. نخستین بُعد آن، بازدارندگی فعال است؛ یعنی افزایش هزینه هرگونه اقدام خصمانه برای طرف مقابل، بهگونهای که محاسبه سود و زیان، او را از تصمیم شتابزده بازدارد.
جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر توان دفاعی بومی، تقویت سامانههای پدافندی، ارتقای توان دریایی و افزایش هماهنگیهای منطقهای، کوشیده است معادله تهدید کمهزینه را به تهدید پرهزینه تبدیل کند. این رویکرد، بر پایه اصل دفاع مشروع و پیشگیری از گسترش ناامنی استوار است.
بُعد دوم، همافزایی منطقهای است. جریان مقاومت در گسترهای از غرب آسیا تا بخشهایی از شمال آفریقا، بر پایه اشتراک منافع و درک مشترک از تهدید شکل گرفته است. این جریان، ساختاری هماهنگ و چندلایه است که در بزنگاههای امنیتی، ظرفیت پشتیبانی متقابل دارد.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که چنین همافزایی میتواند در مهار بحرانها و جلوگیری از سرایت بیثباتی نقشآفرین باشد. انسجام درونی، تبادل اطلاعات و هماهنگی سیاسی از ارکان این آمادگی بهشمار میروند.
بُعد سوم، عرصه ادراک و روایت است. در جهان امروز، رقابتها تنها در میدان نظامی تعریف نمیشوند؛ بلکه عرصه رسانه، افکار عمومی و تصویرسازی سیاسی نیز بخشی از میدان رویارویی است.
آمادهباش در این سطح، به معنای آمادگی برای مقابله با عملیات روانی، تحریف واقعیتها و تلاش برای مشروعیتزدایی از بازیگران منطقهای است.
جمهوری اسلامی ایران و جریان مقاومت با تبیین مواضع خود در مجامع بینالمللی و رسانههای منطقهای، میکوشند تصویر امنیت منطقه را بر پایه حق حاکمیت کشورها، مقابله با تروریسم و ضرورت ثبات پایدار ترسیم کنند.
در کنار این ابعاد، تهدیدهای نامتقارن نیز جایگاه مهمی دارند. تجربه ظهور جریانهایی مانند داعش نشان داد که خلأهای امنیتی میتواند زمینهساز شکلگیری گروههای افراطی و خشونتطلب شود. از این منظر، آمادهباش مقاومت تنها متوجه رقابتهای میان دولتها نیست؛ بلکه شامل رصد و مهار شبکههای افراطی، تجزیهطلب و بیثباتساز نیز میشود.
تقویت امنیت مرزها، همکاریهای اطلاعاتی منطقهای و پیشگیری از نفوذ عناصر مخرب، بخشی از این راهبرد جامع بهشمار میآید.
در سطح کلان، امنیت این گذرگاهها با ثبات اقتصادی جهان پیوند خورده است. هرگونه تنش در این مناطق میتواند هزینه حملونقل دریایی را افزایش دهد، بهای انرژی را بالا ببرد و بازارهای مالی را دچار تلاطم کند.
جمهوری اسلامی ایران بر اصل امنیت منطقهمحور تأکید دارد؛ اصلی که بر همکاری کشورهای پیرامونی برای حفظ امنیت آبراهها، بدون وابستگی به مداخلات بیگانگان، استوار است. این رویکرد میکوشد امنیت را به سازوکاری بومی، مشترک و پایدار تبدیل کند.
با این همه، آمادهباش به معنای جنگطلبی نیست. فلسفه بازدارندگی بر پیشگیری از درگیری استوار است.
هرچه پیام آمادگی روشنتر و توان پاسخگویی معتبرتر باشد، احتمال خطای محاسباتی کاهش مییابد. ایران تلاش کرده است میان اقتدار دفاعی و مدیریت تنش تعادل برقرار کند؛ به این معنا که ضمن حفظ ظرفیت پاسخ، مسیر دیپلماسی و گفتوگو را نیز باز نگه دارد.
امروز منطقه در نقطهای حساس ایستاده است؛ نقطهای که تصمیمها میتوانند آیندهای آرام یا پرتنش رقم بزنند. آمادهباش مقاومت، اگر با خرد راهبردی و مدیریت سنجیده همراه باشد، میتواند به عاملی برای تثبیت موازنه و جلوگیری از بحران فراگیر تبدیل شود. امنیت پایدار نه از مسیر تشدید بیپایان تنش، بلکه از رهگذر بازدارندگی هوشمند، انسجام داخلی و همکاری منطقهای حاصل میشود.
ایران و جریان مقاومت اکنون در مدار هوشیاری فعال قرار دارند؛ مداری که پیام آن روشن است: ثبات منطقه خط قرمز است، امنیت آبراهها مسئولیتی مشترک است و هر تهدیدی با پاسخ متناسب و قانونی روبهرو خواهد شد.
این آمادهباش، بیش از آنکه نوای جنگ باشد، سپر پیشگیری و نماد اقتدار سنجیده در برابر طوفانهای پیشرو است.



