مهریه؛ بازتاب نگاه عدالتمحور اسلام به زن و خانواده

به گزارش شهدای ایران: یادداشت مهمان، زینب حیدری، پژوهشگر مطالعات زنان و خانواده: این روزها که مباحث مرتبط با حقوق خانواده و تحولات نهاد خانواده در رسانهها پررنگ شده، مهریه بار دیگر به یکی از موضوعات مهم حقوقی ازدواج تبدیل شده است. این نهاد فقهی که ریشه در آموزههای قرآنی و روایی دارد، تنها یک تعهد مالی ساده نیست؛ بلکه دریچهای برای فهم فلسفه اسلام در احقاق حقوق زنان است. مهریه را میتوان نمادی از عدالت الهی و ارتقای جایگاه زن دانست. بررسی مبانی فقهی و فلسفی مهریه و تحلیل آثار آن نشان میدهد که اسلام با این ابزار توانست زن را از سایه جاهلیت به عرصه استقلال و کرامت هدایت کند.
مبانی فقهی مهریه: هدیهای الهی برای امنیت و احترام
مهریه که در متون فقهی با عنوان «صداق» یا «اجر» آمده، بر پایه آیه ۴ سوره نساء استوار است: «وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً»، یعنی پرداخت مهریه به زنان با طیب خاطر. این آیه مهریه را معامله تجاری نمیبیند، بلکه آن را هدیهای الهی معرفی میکند که هدفش تأمین امنیت مالی و عاطفی زن است. در فقه اسلامی، مهریه از لحظه عقد بر ذمه شوهر واجب میشود و بدون آن عقد نکاح ناقص خواهد بود. فقها اجماع دارند که مهریه میتواند هر مال دارای ارزش شرعی باشد.
شهید مطهری نیز مهریه را بخشی از نظام عادلانه حقوق زن در اسلام معرفی میکند. او با بررسی جایگاه زن در آفرینش، بر یگانگی سرشت زن و مرد تأکید کرده و تفاوتهای طبیعی جنسیتی را منشأ تفاوتهای حقوقی میداند؛ نه نشانه تبعیض. از نگاه او، مهریه هدیهای است که مسئولیتپذیری مرد را تقویت و زن را از وضعیت «کالای معامله» در جاهلیت، به موقعیت شریک برابر در خانواده ارتقا میدهد. روایات امامان معصوم نیز همین معنا را تأیید کرده و بر تعلق مهریه به زن در نبود تعیین صریح تأکید دارند. این مبانی، مهریه را از یک رسم سنتی به ابزاری حقوقی برای تضمین استقلال مالی زن تبدیل کرده است. برخلاف رسوم نادرست برخی جوامع که «بهای عروس» به خانواده او داده میشود یا هزینههای ازدواج بر دوش زن میافتد، مهریه در اسلام مستقیماً به خود زن تعلق دارد و مالکیت او در قرآن تصریح شده است. این نگاه در پی ایجاد توازن و عدالت در روابط خانوادگی و حفظ کرامت زن است.
فلسفه و کارکرد مهریه: تقویت پیوندهای عاطفی و اجتماعی
فلسفه مهریه فراتر از جنبه مالی است؛ مهریه ابزاری اخلاقی و اجتماعی برای تعالی روابط انسانی به شمار میرود. نبود سقف حداکثری در فقه اسلامی، انعطافپذیری شریعت را نشان میدهد؛ این انعطاف امکان میدهد مهریه متناسب با شرایط و توافق زوجین تعیین شود و جلوهای از احترام متقابل و محبت باشد. شهید مطهری این نگاه را بخشی از نظام تکاملی حقوق زن میداند؛ جایی که تفاوتهای طبیعی مانند نقش آرامشبخشی زن با حمایتهای حقوقی تعدیل میشود. سنت نبوی نیز بر آسانگیری در مهریه و پرهیز از افراط تأکید دارد تا سنگینی مهریه مانع تشکیل خانواده نشود.
کارکردهای مهریه چندلایه است. نخست، برای تأمین آینده زن: بخش موجل مهریه ضامن امنیت مالی او در صورت طلاق یا فوت همسر است و قدرت چانهزنیاش را افزایش میدهد. دوم، نمادی از تعهد برای مرد: مهریه یادآور مسئولیت بلندمدت مرد نسبت به خانواده و تشویق به مراقبت از زندگی مشترک است. سوم، آثار اجتماعی: مهریه با تثبیت مالکیت زن بر اموالش، استقلال و قدرت تصمیمگیری به او میبخشد و روابط خانوادگی را بر پایه توافق تقویت میکند. این سازوکار ازدواج را بر پایه محبت و اراده مشترک استوارتر میسازد.
تأثیر مهریه بر جایگاه زن در اسلام: از حاشیه به مرکز
مهریه یکی از عوامل بنیادی در تحول جایگاه زن از دوران جاهلیت به عصر اسلامی است. پیش از اسلام، زن غالباً فاقد حقوق مالکانه بود و ازدواج نوعی معامله یکطرفه محسوب میشد؛ حتی ممکن بود زن بهعنوان بخشی از ارث منتقل شود. با ظهور اسلام، مهریه زن را به عنوان مالک مستقل معرفی کرد و قرآن حق تصرف او بر مهریه را به رسمیت شناخت. شهید مطهری این تغییر را نمادی از عدالت الهی میبیند؛ جایی که زن نه تنها در کمالات معنوی با مرد برابر است بلکه در حقوق مادی نیز حمایت ویژه دریافت میکند. این تحول آثار گستردهای بر مشارکت اجتماعی زنان، اعتمادبهنفس آنان و استحکام خانواده داشته است. مهریه، بهعنوان ابزاری برای حفظ کرامت زن، یادآور ریشههای الهی آن است و نشان میدهد که این سنت برخلاف تصور برخی، محصول فشارهای اجتماعی نیست. این نهاد نقشی اساسی در ارتقای جایگاه زن در سطوح مختلف ایفا کرده و زمینهساز جامعهای متعادلتر شده است.
مهریه در فقه اسلامی تنها یک تعهد مالی یا عرف رایج نیست؛ بلکه نمادی از جهانبینی اسلام درباره زن و جایگاه انسانی اوست. این نهاد از همان آغاز که در قرآن تثبیت شد، رسالتی دوگانه یافت: پاسداشت کرامت زن و تنظیم اخلاقی و عاطفی رابطه میان زن و مرد. اسلام مهریه را «صداق» و عطیهای بزرگوارانه قرار داد تا پیام نخست ازدواج، پیام عزت و احترام باشد، نه معاملهگری.
در تاریخ اسلام، مهریه نخستین گام برای تثبیت مالکیت زن و شناختهشدن او به عنوان شخصیت حقوقی مستقل بود. زن در لحظه عقد صاحب حقی شد که حتی همسرش بدون رضایت او نمیتوانست در آن تصرف کند. همین استقلال مالی زمینهساز تغییرات مهمتری در حوزه ارث، معاملات و حقوق خانواده شد. از نگاه شهید مطهری، مهریه ابزار معامله نیست، پیام کرامت است؛ پیامی که زن را شریک زندگی میداند نه موضوع دادوستد.
فلسفه مهریه فقط در مقدار آن خلاصه نمیشود؛ بلکه در سه حوزه اخلاقی، اقتصادی و اجتماعی کارکرد دارد. از منظر اخلاقی، نشانه مسئولیتپذیری مرد و احترام زوجین است. از منظر اقتصادی، پشتوانهای برای زن در شرایط بحرانی مانند طلاق یا بیسرپرستی به شمار میرود و امنیت روانی او را تأمین میکند. از منظر اجتماعی، نابرابریهای پیشین را اصلاح کرده و هزینههای ازدواج را از دوش زن برمیدارد و تعادل ایجاد میکند.
یکی دیگر از نکات مهم فقهی، عدم تعیین سقف برای مهریه است؛ امری که انعطافپذیری شریعت و احترام به اراده زوجین را نشان میدهد. با وجود این آزادی، سنت اسلامی همواره بر اعتدال و پرهیز از افراط تأکید داشته است؛ چون فلسفه مهریه مانعتراشی در ازدواج نیست، بلکه حفظ کرامت و تقویت پیوند خانوادگی است.
در روزگار ما که بحث مهریه بیش از همیشه مطرح است، بازگشت به مبانی نخستین میتواند گفتوگوها را از سطح تنش به سمت درک عمیقتر هدایت کند. مهریه، وقتی در چارچوب حکمت اولیهاش فهم شود، نه چالشی اجتماعی بلکه فرصتی فرهنگی برای بازسازی نگاهها و تقویت بنیان خانواده خواهد بود.
مهریه نه میراثی صرفاً سنتی و نه ابزار برتریجویی است؛ بلکه بخشی از نظام حقوقی دقیق اسلام برای تعالی خانواده و حفظ کرامت زن است. بازخوانی این میراث میتواند نسلهای آینده را در ساخت خانوادههایی متعادل و سرشار از محبت یاری کند. بازگشت به فلسفه مهریه یعنی بازگشت به فهم اصیل اسلام از زن؛ فهمی مبتنی بر عدالت، احترام و استقلال. اگر این معنا دوباره در فرهنگ عمومی زنده شود، مهریه جایگاه حقیقی خود را بهعنوان نماد پیوند، کرامت و آرامش بازخواهد یافت؛ همان جایگاهی که قرآن از آغاز برای آن ترسیم کرد.



