شبهه: آیا تهیه تاج گل و یا تابلو و تاج گلهایی از مؤسسات خیریه و اهدای آن به بازماندگان متوفی، بهویژه اگر چشم و همچشمی نیز در آن باشد، مجاز است و آیا ثوابی از این جهت به مردگان خواهد رسید؟
پاسخ: پرسش فوق را در حقیقت میتوان به دو بخش تقسیم کرد:
1. آیا نشان دادن خود به صاحبان عزا در مراسم عزاداری، منافاتی با نیت الهی دارد؟
2. تابلوها، تاج گلها و موارد مشابهی که در مراسم ختم از سوی شرکتکنندگان تقدیم میشود، چه حکمی دارد؟
اکنون، به ترتیب دو مورد اشاره شده را بررسی میکنیم:
1. برخلاف آنچه برخی تصور میکنند، نیت الهی و خالص همواره با پنهان داشتن رفتار نیک به دست نمیآید و اگر چه در پارهای از عبادات فردی و ارتباطات معنوی با خداوند، خلوت کردن با حضرت دوست، آثار بهتری برای بنده دارد، اما در بخشی از عبادات اجتماعی، آشکارکردن عمل، ثواب بیشتری داشته و برخی از اعمال، اساساً نمیتوانند به صورت مخفیانه انجام شوند. یکی از رفتارهای اجتماعی که از طرف اسلام، تأکید فراوانی بر آن شده و به نوعی در زمره عبادات قرار گرفته است، تسلیت گفتن به صاحبان عزا است که یکی از اعضای خانواده خود را از دست دادهاند.
از پیامبر اسلام(ص) نقل است: «هر که اندوهناکی را تسلیت گوید، خداوند در روز قیامت به او احترام کرد و لباس زیبایی را بر او خواهد پوشاند». (1) طبیعی است که هر چه تعداد تسلادهندگان بیشتر باشد و هرچه دوستان و آشنایان بیشتری در مراسم ختم شرکت کنند، آرامش خاطر بیشتری نصیب مصیبتدیدگان خواهد شد؛ به همین دلیل، سزاوار است که انسان تنها به شرکت مخفیانه در مراسم ختم بسنده نکند، بلکه تلاش داشته باشد تا خود را به نحوی به صاحبان عزا نشان دهد و آنها را از همدردی خود آگاه کند. چنین رفتاری به دلیل آنکه نوعی عبادت اجتماعی است، هیچ منافاتی با خلوص نیت نداشته و از مصادیق ریاکاری به شمار نمیآید، بلکه در روایات نیز بر آن تأکید شده است. امام صادق(ع) در این باره میفرماید: «التعزیة الواجبة بعد الدفن و کفاک من التعزیة أن یراک صاحب المصیبة»؛ (2) تسلیتدادن به خانواده مردگان که واجبی دینی است، (3) باید بعد از دفن مرده انجام شود و کمترین مقدار تسلیت آن است که (در مجلسی حاضر شوی تا) صاحب عزا تو را ببیند. بر این اساس، میتوان نتیجه گرفت که نشان دادن خود به صاحبان عزا را نمیتوان خودنمایی منفی ارزیابی کرد.
سنت جاهلی غذاخوردن نزد صاحبان عزا
2. اما در ارتباط با بخش دوم پرسش باید گفت: سنتهای نادرستی در حاشیه مراسم عزاداری و ختم شکل گرفته که وظیفه افراد باایمان است که در برطرف کردن آنها بکوشند. از گذر به قبرستان و شرکت در مراسم عزاداری، باید انسان را به یاد خدا و قیامت انداخته و او را از دلبستگی به دنیا بازدارد. به همین دلیل است که توصیههایی از پیشوایان دینی وجود دارد مبنی بر اینکه اگر انسان میان شرکت در مراسم ختم و یا یک مهمانی مردد باشد و چارهای جز حضور در یکی از آن دو را نداشته باشد، بهتر است مورد اول را انتخاب کند؛ زیرا مجلس ختم، یادآور آخرت است، اما مهمانیها، به جلوههای دنیا میپردازند. (4) حال اگر مراسم ختم، مانند مهمانی باشکوهی برگزار شود که در آن غذاهای رنگارنگ تهیه شده و در اختیار مهمانانی قرار گیرد که خود را آنچنان آراستهاند که گویا به جشنی پا میگذارند، آیا میتوان آن را یادآور آخرت دانست؟ و آیا اساساً سزاوار است که مراسم ختم، به همراه پذیرایی باشد؟! امام صادق(ع) در مجلس گروهی عزادار وارد شده و خطاب به آنان اظهار داشتند: پروردگار، مصیبت وارد شده بر شما را جبران کند، به جبران صبر و تحملتان پاداش خوبی به شما بدهد و شخص متوفی را نیز در سایه رحمت خویش قرار دهد. سپس از مجلس خارج شدند. (5) این روایت نشانگر آن است که باید مراسم را به سادگی برگزار کرده و آشنایان و دوستان به ابراز همدردی بسنده کنند و اگر به دلایلی چون برگرداندن آرامش روحی آنها، تصمیم به حضور بیشتر در کنار آنان دارند، نباید به خانواده مصیبت دیده این اجازه را بدهند که برای پذیرایی از آنها دچار تکلف و دردسر شوند، بلکه باید تلاش کنند که در این مدت، این خانوادهها حتی دغدغه خورد و خوراک خویش را نیز نداشته باشند! به این ماجرای تاریخی به روایت امام ششم(ع) توجه فرمایید: «هنگامی که جعفر بن ابی طالب به شهادت رسید، پیامبر(ص) به دخترش فاطمه(س) توصیه فرمود که به مدت سه روز، غذای خانواده او را فراهم کرده و در کنارشان باشد. از این رو بود که سنت اسلامی بر این قرار گرفت که دیگران، غذای سه روز خانواده متوفی را فراهم کنند». (6) امام صادق(ع) در جای دیگری میفرماید: «غذا خوردن نزد مصیبتدیدگان از رفتار و کردار زمان جاهلیت است و سنت اسلامی آن است که غذای آنان از سوی دیگران فراهم شود، همانگونه که پیامبر(ص) در مورد جعفر بن ابی طالب، چنین رفتاری را در پیش گرفت». (7) اکنون باید قضاوت کنیم که رفتار امروز جامعه ما منطبق با سنتهای اسلامی است و یا سنتهای جاهلیت؟!
اهدای تاج گل، مظهری از تجملات و تشریفات لغو
ما متأسفانه در بیشتر موارد به این سنت اسلامی عمل نکرده و به جای آنکه باری از دوش مصیبتدیدگان برداریم، سربار آنها شده و هزینههای سرسامآوری را بر دوششان تحمیل میکنیم و حتی اگر آنان مشکلی از لحاظ مالی نداشته باشند، دغدغه فکری چگونگی پذیرایی از مهمانان خوانده و ناخوانده، آنان را رنج خواهد داد.
در مقابل، خود نیز متحمل هزینههایی چون خریدن تاج گلهای گرانقیمت، اعلام تسلیت در قالب تابلوها، اوراق تبلیغاتی و... میشویم که نهسودی به متوفی خواهد رساند و نه به خانواده آنها، بلکه موجب آزار و شرمندگی افرادی خواهد شد که توانایی مالی انجام چنین هزینههایی را ندارند و با این وجود، قصد اعلام همدردی با مصیبتدیدگان را دارند! در بسیاری از موارد، در این رفتارهای تجملاتی بیش از آنکه به تسلای خاطر صاحبان مصیبت اندیشیده شود، گویا موقعیتی به دست آمده که برخی افراد، ثروت، هنر، مقام و... خویش را در معرض تماشای آنها و دیگران گذاشته و از آن لذت ببرند. طبیعی است که چنین رفتاری مورد تأیید دین مقدس اسلام نیست. نتیجه نهائی این بخش از پاسخ این است که شرکت ما در مراسم ختم باید دو نتیجه مثبت به دنبال داشته باشد که یکی از آنها آرامش دادن به مصیبتدیدگان و دیگری عبرت گرفتن خویش و دلنبستن به دنیای فانی است و هرچه خارج از این دو هدف باشد، نمیتواند رفتاری مثبت به شمار آید. البته در پایان، تذکر این نکته نیز مفید است که آنچه در مورد لزوم تغییر عرف موجود گفته شد، هدفی آرمانی است که باید به دنبال آن باشیم وگرنه ممکن است در شرایط خاصی و از باب اهم و مهم، رفتار بر اساس سنتهای موجود فعلی ایرادی نداشته باشد. به عنوان نمونه، گرچه غذا خوردن نزد مصیبتدیدگان، رفتاری بازمانده از زمان جاهلیت است، اما اگر ترک مجلس، توهینی به صاحبان عزا تلقی شده و یا موجب رنجش خاطری شود که هدف اولیه ما از تسلای خاطر به آنان را زیر سؤال میبرد، ایرادی نخواهد داشت که در این مورد خاص، رضایت خاطر آنان را جلب کنیم.
تهیه تاج گل و تابلو که در پرسش به آنها اشاره شده نیز از همین موارد است و نمیتوان به صورت کلی آن را تأیید کرد، بهویژه اگر ناشی از فخرفروشی، تکبر و... باشد، اما در برخی شرایط خاص که خود بهتر میتوانید آن را تشخیص دهید، ممکن است کارتان اشکال شرعی نداشته و هزینهای را که احیاناً به سازمانی خیریه و به نیت متوفی پرداخت کردهاید، حکم صدقه داشته و روحش از آن بهرهمند شود اینها موارد استثنایی است، اما باید هدفگیری کلی ما به سمتی باشد که این سنت نادرست را از جامعه اسلامی خود محو کرده و سنتهای مناسبتری را جایگزین کنیم.
از: اسلام کوئیست
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 3، ص 213، ح 3435، مؤسسة آلالبیت، قم، 1409 هـ ق.
(2) همان، ج 3، ص 216، ح 3448.
(3) مراد از واجب در این حدیث، مستحب مؤکد است.
(4) حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 2، ص 451، ح 2620.
(5) همان، ج 3، ص 218، ح 3451.
(6) همان، ج 3، ص 235، ح 3499.
(7) همان، ج 3، ص 237، ح 3504.