
شهدای ایران:به نقل از خبرگزاری دانشجو، رسانه ملی ایران که روزگاری با تولید برنامههای فاخر و متنوع خود، جایگاه ویژهای در میان مخاطبان داشت، این روزها تبدیل به مجموعهای از کپیهای بیروح و کلیشهای شده است. بهویژه پس از موفقیت برنامه «عصر جدید»، موجی از برنامههای استعدادیابی یکشکل و تکراری، یکی پس از دیگری از راه رسیدند، مانند «اعجوبهها» و «ستاره شو». این برنامهها نهتنها نوآوری خاصی ارائه نمیدهند، بلکه گویی به یک الگوی صنعتیِ قابلتکرار تبدیل شدهاند.
شبیهسازی بهجای خلق؛ وقتی تقلید به استاندارد تبدیل میشود
پس از پخش موفقیتآمیز «عصر جدید»، مدیران تلویزیون گمان کردند که تنها راه جلب مخاطب، استفاده از همان قالب استعدادیابی است. برنامههایی مانند «اعجوبهها» که قرار بود نمایش استعدادهای کودکان باشد، بهجای ارائه محتوای خلاقانه، صرفاً نسخهای محدودتر و کمکیفیتتر از فرمولهای قبلی شد.
همچنین، در حوزه برنامههای سرگرمی، مسابقات تلویزیونی مانند «ایرانیش» یا «برنده باش» نیز تنها به نسخههایی تکراری و اغلب تقلیدی از برنامههای خارجی شباهت دارند، بدون آنکه تلاش چندانی برای بومیسازی یا ارتقای سطح محتوای آنها صورت گرفته باشد.
پیامدهای ناگوار؛ تلویزیون در سراشیبی سقوط
۱. افول اعتماد مخاطب: برنامههایی مانند «اعجوبهها» و «برنده باش» مخاطبانی که به دنبال محتوای باکیفیت و اصیل هستند را بهتدریج از رسانه ملی دور میکند. ۲. از دست دادن هویت فرهنگی: تقلید از برنامههای خارجی یا نسخهبرداریهای داخلی تکراری، محتوای اصیل و هویت بومی را از تلویزیون حذف کرده است. ۳. ترویج سطحینگری: بیشتر این برنامهها مانند «ایرانیش»، صرفاً بهدنبال پر کردن زمان آنتن هستند و به محتوای هنری یا آموزشی واقعی توجهی ندارند.
روایت تلخ تقلید
«سرزمین شعر»؛ وقتی شعر، اسیر قفس رقابتهای سطحی میشود
انتقاد رهبر انقلاب از برخی برنامههای تلویزیونی که در آن، شاعران برجسته به شنیدن و بحث درباره سرودههای شاعران جوان مینشینند؛ این شیوه باعث تنزل سطح و اعتبار شعر و بازاری شدن شاعران خوب است. البته شعر باید حتماً از رادیو و تلویزیون خوانده شود، اما به شیوهای که شأن شاعر در آن رعایت شود.
برنامه سرزمین شعر که به تهیهکنندگی علی زارعان طی دو سال گذشته از شبکه چهار و شبکه یک سیما پخش میشود مصداقی از این شیوه برنامهسازی در تلویزیون است، شیوهای که رهبر انقلاب از آن انتقاد کردند. این برنامه در فصل جدید با اجرای امیرحسین مدرس و حضور شاعرانی، چون ناصر فیض، علیرضا قزوه، علی محمد مودب، محمدمهدی سیار و محمدکاظم کاظمی بعنوان داور به روی آنتن میرود.
«جبهه»؛ حماسهای که در قالبهای تکراری محصور شده است:
دفاع مقدس، گنجینهای ارزشمند از حماسهها و فداکاریهاست. اما متأسفانه، تلویزیون در روایت این حماسهها نیز به کلیشههای تکراری پناه برده است که این بار در قالب محتوای دفاع مقدس دیده میشود.
روایتهای دفاع مقدس این بار همچون مسابقههای استعدادیابی برگزار میشود!
برنامه «محفل»
برنامههای دیگر استعدادیابی مانند برنامه محفل که در ماه مبارک رمضان پخش شد، هم نمونهای دیگر از این دست برنامههای الگوبرداری شده استب. رنامه «محفل» در ۳۰ شب ماه مبارک رمضان با حضور ۵ میزبان بین المللی، ۳۰۰ تماشاگر و ۱۵۰ میهمان روانه آنتن شبکه سه میشود که پیرو همان قالب تکراری برنامه استعدادیابی است.
«شگفتانگیزان» برنامه استعدادیابی بدون رقابت!
برنامه «شگفت انگیزان» یکی از برنامههایی است که این روزها از شبکه پویا روی آنتن میرود؛ برنامهای که سعی دارد استعدادهای گروه سنی ۴ تا ۱۵ سال را بدون فضای رقابتی به نمایش بگذارد.
این برنامه برای گروه سنی کودک و نوجوان از ۴ تا ۱۵ سال طراحی شده است. در هر قسمت از برنامه دو یا سه شرکت کننده نوجوان به عنوان مهمان در کنار مجری حاضر میشوند و بنا به علاقهای که دارند، کار تخصصی یا حرفهای که در آن کار کردهاند را به نمایش میگذارند.
برنامههای استعدادیابی؛ کارناوال شهرتطلبی و سطحینگری
در نگاه اول، برنامههای استعدادیابی تلویزیونی میتوانند فرصتی برای کشف استعدادهای نهفته و پرورش نسل جدیدی از هنرمندان و نخبگان باشند. اما در عمل، بسیاری از این برنامهها به میدانی برای رقابتهای نمایشی و سطحینگری تبدیل شدهاند. «عصر جدید» با کپی برداری از «گات تلنت» که نمونه خارجی برنامه استعدادیابی بود بهعنوان یکی از موفقترین و پرمخاطبترین برنامهها شناخته شد و همین القاب، دیگر برنامه سازان را ترغیب کرد تا تولیدات خود را در هر ژانر و قصهای که هست به سمت و سوی برنامههای استعدادیابی بکشانند.
ادامه همین روند کاناوالی را از شهرت طلبی تا سطحی نگری به همراه داشت. موجی از برنامههای مشابه به راه افتاد که کمتر به جوهرهٔ استعدادیابی و بیشتر به تأمین نیازهای تجاری و تبلیغاتی پرداختند. شرکتکنندگان این برنامهها اغلب به جای تمرکز بر رشد و ارتقای هنر و مهارتهایشان، تلاش میکنند با جلب توجه داوران و مخاطبان به شهرت برسند. این فضا، بیشتر از آنکه به استعداد واقعی اهمیت دهد، به ظاهر، شمایل نمایشی و لحظات احساسی ساختهشده (نظیر داستانهای زندگی شرکتکنندگان) توجه دارد.
چه میشود؟
مخاطبان تلویزیون، به مرور زمان از تماشای برنامههای تکراری و بیکیفیت خسته میشوند و اعتماد خود را به این رسانه از دست میدهند. تقلید کورکورانه از قالبهای وارداتی، تلویزیون را از محتوای اصیل و بومی تهی میکند و هویت فرهنگی آن را مخدوش میسازد.
راه برونرفت
تلویزیون ملی باید با بازگشت به ارزشهای اصیل فرهنگی و هنری، به تولید برنامههای متنوع، خلاقانه و با کیفیت بپردازد. مدیران تلویزیون باید از تقلید کورکورانه قالبهای وارداتی دست بردارند و به دنبال نوآوری و خلاقیت در تولید برنامههای بومی باشند و تلویزیون باید به جای تمرکز بر سرگرمیهای سطحی، به تولید برنامههای آموزنده و تأثیرگذار بپردازد و به ارتقای سطح آگاهی و فرهنگ جامعه کمک کند.
خبرنگار: مهلا رنجبران