شهدای ایران:تشییع پیکر رهبر مقاومت لبنان یا به گفته رهبر معظم انقلاب مقاومت منطقه، از جهات مختلفی بازتاب دوبارهای از مقاومت را در جهان در برداشت. حضور اکثری آحاد مردم از گروهها و فرقههای مختلف لبنان و همچنین حضور گروههای مردمی از کشورهای مختلف در این مراسم نشان داد برخلاف هجمهآفرینیهای سیاسی و اجتماعی دشمنان، حزبالله همچنان جایگاه خود را در میان مردم لبنان حفظ کرده و چه بسا پس از شهادت سید عزیز، محبوبیتش افزون شده است. سیدحسن نصرالله تنها یک رهبر سیاسی نبود، او رهبر کاریزماتیکی بود که شعاع محبوبیتش بعد از ۷ اکتبر فراتر از منطقه رفت. او با استفاده از گفتمان مقاومت، جایگاه ایدئولوژیک حزبالله و مقاومت را در جهان عرب و جهان تقویت کرده بود. جنگ نرمی که در فرامتن تشییع پیکر شهید نصرالله وجود داشت، تدابیر دشمن را برای تضعیف مقاومت از بین برد، همچنین تصویر قدرتمندی از مقاومت لبنان مخابره و پازل محبوبیت و نفوذ شخص سیدحسن نصرالله را تکمیل کرد.
فرهنگ مقاومت در منطقه که پیش از این در بین گروههای نامآشنا رواج داشت، پس از واقعه ۷ اکتبر به یک فرهنگ عمومی در منطقه تبدیل شد. نسلکشی و جنایات خونبار رژیمصهیونیستی نتوانست با مهندسی اطلاعات غولهای رسانهای وابسته به غرب انکار شود و همه مردم جهان و به ویژه مسلمانان منطقه را تحت تأثیر قرار داد، از این رو مردم منطقه در جریانی مخالف سیاستمداران خود به حمایت از مقاومت فلسطین برخاستند و علیه سیاستهای امریکا و جنایات رژیمصهیونیستی موضع گرفتند. این عامل مهمی در ترویج اصالت فرهنگ مقاومت در برابر رژیمصهیونیستی و سپس امریکا بود. کاخ سفید که در طول سالیان دراز کوشید وجهه خود را حامی ارزشهای انسانی و حقوق بشر معرفی کند و از این راه نفوذ خود را در جوامع منطقه گسترش دهد، اکنون در دیده مردم منطقه یک جنایتکار کودککش شده و با تداوم حمایتهای همهجانبهاش از رژیمصهیونیستی کاملاً منفور شده است. این موضوع مسبب دو عامل شد؛ اول آنکه قوای سیاسی دولتمردان منطقه و جهان عرب که تمایلات آشکاری به رژیمصهیونیستی داشتند و برخی که با عادیسازی به طور رسمی همیار این رژیم شده بودند، فاصله زیادی با دیدگاه مردم خود پیدا کردند. همین عامل سبب شده است ملاحظاتی در سیاست خارجی برخی کشورهای منطقه مانند عربستان به وجود بیاورد. دوم آنکه گروههای مقاومت- که عمدتاً شیعه هستند- و رهبران آنها مانند شهید سیدحسن نصرالله و عبدالملک بدرالدین حوثی، محبوبیت زیادی در بین مردم منطقه کسب کنند، به همین روی گفتمان مقاومت و لزوم رویارویی با ماهیت جنایتکارانه رژیمصهیونیستی و شریک آهنینش امریکا گسترش یابد، از این رو ورود گروههای مقاومت به کارزار حماس و رژیمصهیونیستی حمایت معنوی مردم منطقه را در برداشت که خطر جدی را برای منافع امریکا برانگیخت، اما رژیمصهیونیستی گمان میکرد با ترور این رهبران میتواند ضربهای به باور مقاومت وارد کند ولی شهادت رهبر مقاومت لبنان به عنوان رهبر تراز مقاومت در رویارویی با جبهه صهیونیستی خشم عمومی را برانگیخت و اصالت و انگیزه مقاومت را نزد مردم افزایش داد.
حزبالله حذف نمیشود
تا زمانی که رژیمصهیونیستی تهدیدی وجودی برای لبنان و نه فقط مقاومت حزبالله است، حزبالله به عنوان یک چتر حمایتی و تدافعی در جامعه لبنان حضور خواهد داشت، هر چند سیاستمداران این کشور اکنون زیر فشارهای سیاسی و مداخلات کشورهای عربی و غربی به حزبالله فشار وارد میکنند، اما بهرغم تهدید همیشگی رژیمصهیونیستی که امروزه زیر سایه حمایتهای امریکا تهاجمیتر و متوحشتر شده حزبالله تحت رهبری سیدحسن نصرالله از یک گروه مقاومت محلی به یک بازیگر منطقهای با توانایی تأثیرگذاری در سیاست غرب آسیا تبدیل شده است و نمیتوان آن را در نظر نگرفت. گسترش پایگاههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در لبنان پایگاه مردمی این گروه را نیز تقویت کرده است. مؤلفههای مهمی، چون قدرت نظامی و بهرهمندی از تجهیزات پیشرفته و مدرن، نقشآفرینی اساسی در مسائل منطقه و وجود گفتمان مقاومت سبب قدرتمندشدن و حمایتهای مردمی از حزبالله شده است. از نظر رهبری نیز ساختار حزبالله به گونهای طراحی شده است که حتی در صورت شهادت رهبر آن، جانشینی به سرعت از درون شورای رهبری صورت میگیرد.
تشکیلات قوی حزبالله ریشه در باور مردم لبنان و منطقه داشته و رشد کرده است، علاوه بر آن با وجود ارتش ضعیف و غیرمستقل لبنان، تنها قدرتی است که در برابر تهدیدات رژیمصهیونیستی و هر تهدید بالقوهای که خاک لبنان را تهدید میکند، قرار دارد، از این رو مقاومت لبنان نه تنها حذفنشدنی است بلکه نیاز به آن در آیندهای نزدیک احساس خواهد شد.
راهبرد «ترور» هیچگاه کارساز نبود
در حالی که بر اساس محاسبات میدانی روی کاغذ، ترور رهبران میتواند ضربهای را به پیکره یک جنبش وارد کند، اما تاریخ نشان داده است هنگامی که بدنه جنبش انگیزه، توان و هدف داشته باشد، میتواند وقفه ایجادشده را ترمیم کند. اقداماتی هم که امریکا با فشارهای سیاسی داخلی به حزبالله وارد میکند، برای جلوگیری از بازسازی حزبالله و تهدید مرگبار برای رژیمصهیونیستی است. تاریخ نشان داده است راهبرد ترور رهبران جنبشهای آزادیخواه که ریشه در ایدئولوژی اسلامی و شیعی داشتهاند، ناکام مانده است و موفقیت نسبی آن از بین خواهد رفت. دهه ۶۰ در ایران، نمونهای از ناکامی ترور انبوه نخبگان و اندیشمندان سیاسی است، هر چند این رویکرد در دکترین امنیتی رژیمصهیونیستی نهادینه شده است، اما تاریخ جنگهای مقاومت نشان میدهد هر وقت این رژیم در عملیاتهای نظامی این رژیم با ناکامی و بنبست مواجه میشود، دست به ترور رهبران مقاومت زده است، نمونه آن نیز ترور عماد مغنیه در سال۲۰۰۸ و محمود المبحوح در سال۲۰۱۰ است.
پرواز از روی هراس
با وجود آنکه رژیمصهیونیستی به زعم خود برای قدرتنمایی، چهار فروند هواپیما را بر فراز مراسم تشییع به پرواز درآورد، اما این اقدام ثابت کرد جای ضربه عمیقی که شهید نصرالله به پیکره صهیونیستها وارد کرده، حتی بعد از شهادت دردناک و رنجآور است. این رژیم به روشنی اعتراف کرد که رهبری شهید نصرالله و وجود مقاومت لبنان تا چه میزان شالوده و بنیان سست آن را متزلزل و مجبور کرده که برای جبران خسرانی که متحمل شده است، دست به این نمایش عجزآور بزند.
*جوان آنلاین