شهدای ایران shohadayeiran.com

کد خبر: ۲۵۵۹۷۰
تاریخ انتشار: ۰۹ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۰:۱۵
نشریات زنجیره‌ای غربگرا که یک دوره طولانی ادعا می‌کردند آمریکا دوست ایران و روسیه دشمن ایران است و این روسیه است که موجب قربانی شدن برجام و از بین رفتن منافع ایران شده، ناگهان خواب‌نما شده و این بار ادعا کردند وزیر خارجه روسیه به عنوان میانجی از طرف آمریکا آمده و باید از میانجیگری روسیه استقبال کرد!

به گزارش شهدای ایران، این فضاسازی در حالی بود که وزیر امور خارجه کشورمان، هم اصل ادعای میانجیگری روسیه و حامل پیام بودن لاوروف را تکذیب کرد و هم تأکید نمود که به اعتبار عهدشکنی و زورگویی و رویکرد توام با تهدید و فشار آمریکا، امکان مذاکره منتفی است.
 
در عین حال نکته جالب این است که نشریات غربگرا حاضرند در زمینه خوش‌خدمتی به آمریکا گزاره‌های سنتی و راهبردی خود را هم زیر سؤال ببرند. شاید یک علت این تقلای مبتنی بر دروغ در میانجی معرفی کردن سفر هر مقام خارجی به تهران، واکنش مقتدرانه و عزتمندانه جمهوری اسلامی ایران به پیام توام با تهدید و باج‌خواهی و زورگویی ترامپ بود که هیبت آمریکا را شکست.
 
در جریان فضاسازی دروغین نشریات زنجیره‌ای، روزنامه سازندگی، ذیل تیتر «توصیه روسی» نوشت: چرا سفر لاوروف مهم است؟ سفر لاوروف به تهران در دولت چهاردهم برای اولین بار است که انجام می‌شود. آنچه که بیش از هر چیز سفر لاوروف را مهم می‌کند، رفت‌وآمدهای اخیر او در منطقه است. دقیقاً یک هفته قبل از آنکه رئیس دستگاه دیپلماسی روسیه به ایران سفر کند، او به همراه دستیار ارشد سیاست خارجی پوتین با وزیر خارجه آمریکا، و مایک والتز مشاور امنیت ملی ایالات‌متحده در ریاض دیدار کرد. محوریت این دیدار پرونده اوکراین بود و پس از پایان نشست ریاض، مقامات ارشد روسیه این دیدار را مثبت قلمداد کردند و طرف آمریکایی‌ها همین نظر را داشت اما وزیر خارجه ایالات‌متحده اعلام کرد که تحریم‌های روسیه به این زودی قرار نیست، رفع شود. اگرچه ماهیت نشست ریاض، اوکراین بود اما واقعیت این است که ترامپ و پوتین به صورت رسمی نه ‌تنها در مورد این پرونده با هم تماس گرفتند بلکه حتی قرار بود که با یکدیگر در ریاض دیدار کنند که حالا این مواجهه به بعد موکول شده است. اینکه لاوروف در کنفرانس خبری خود با عراقچی در تهران اعلام می‌کند که «ارزیابی روسیه از گفت‌وگوی اخیر با همتایان آمریکایی خود را با وزیر خارجه ایران در میان گذاشتم»، خود می‌تواند حامل پیامی باشد که ایران را هم دربر می‌گیرد.

در همین حال، روزنامه زنجیره‌ای هم میهن نیز در تحلیلی با عنوان «میانجی روسی» که تیتر اول این روزنامه شده، نوشت: با توجه به تحولات منطقه و آغاز به کار دونالد ترامپ‌، روس‌ها روزهای شلوغی را از لحاظ دیپلماتیک می‌گذرانند. از یکسو پرونده اوکراین روی میز است و امکان دارد پس از سه سال‌، این منازعه به‌زودی با مداخله ترامپ به نفع آنان به پایان برسد. از سوی دیگر، با توجه به آنچه در دمشق رخ داد و متحد قدیمی آنان در سوریه سقوط کرد، روس‌ها تلاش می‌کنند نفوذ قدیمی خود را در سوریه از دست ندهند. علاوه‌بر اینکه به‌تازگی توافقنامه جامع راهبردی ایران و روسیه امضا شده، مسکو یکی از طرف‌های توافق و مذاکرات هسته‌ای طی سال‌های قبل نیز بوده است. در همین زمینه الهه کولایی گفت: با در نظر گرفتن چشم‌انداز رابطه روسیه و آمریکا و نیازهای دو کشور به این رابطه و البته ملاحظات آمریکا برای گسترش حضور خود در بازارهای پرسود روسی به‌ویژه در حوزه انرژی، می‌توان انتظار داشت که این دیدارها تاثیر مستقیم بر جهت‌گیری‌های روسیه نسبت به ایران داشته باشد. این  به معنای آن نیست که روسیه به خاطر آمریکا بر جمهوری اسلامی اعمال فشار می‌کند، یا در دفاع از مواضع جمهوری اسلامی به آمریکا فشار می‌آورد، بلکه مانند دیگر کشورهای جهان، منافع خود را دنبال می‌کند. این مسئله‌ای است که مسئولان کشور ما نیز باید به آن توجه کنند و به سمت گشودن مسیرهای مذاکره بروند. نباید این فرصت را به دیگران داد که از شرایط، موقعیت ایران و وزن ژئوپلیتیکی آن به سود خود بهره‌برداری کنند. تحولات پس از به قدرت رسیدن ترامپ در آمریکا به ما می‌گوید که باید هر چه زودتر از فرصت ایجاد شده بهره‌ بگیریم. 
 
هم‌میهن همچنین در مطلب دیگری ادعا کرد: بعید نیست لاوروف به قصد میانجیگری بین ایران و آمریکا به تهران آمده باشد. شاید و بر اساس قرائن و شواهد چنین به نظر می‌رسد که در حال ورود به ترتیبات امنیتی جدیدی هستیم؛ ترتیباتی که پیش‌فرض‌های امنیتی گذشته در تقابل دو کشور کارایی ندارد. بنابراین، در چنین قالبی می‌توان ظرفیت ایفای نقش روس‌ها در مواجهه کنونی ایران و آمریکا را بازتعریف کرد. به‌ویژه اینکه روس‌ها قدرت و ابزار لازم برای ایفای نقش در این میانجیگری را دارند. اگر چنین احتمالی داده شود، همه گروه‌هایی که به‌صورت پیش‌فرض له یا علیه روسیه و آمریکا موضع دارند، باید در این رویکرد خود تجدیدنظر کنند و‌ وجود هرگونه واسطه‌ای را برای تقلیل تنش ایران و آمریکا مغتنم بدانند و از آن دفاع کنند و عامل تخریب یا فشار تبلیغاتی علیه چنین فرآیند احتمالی نشوند.
 
روزنامه هم میهن در نوشته دیگری ادعا کرده بود: سفر لاوروف وزیر خارجۀ روسیه به تهران، بسیار مهم‌تر و متفاوت‌تر از سفر قبلی او به ایران در آبان سال ۱۴۰۲ به نظر می‌رسد. آقای لاوروف به احتمال زیاد به مقام‌های جمهوری اسلامی توضیح داده که با ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید، جهانی تازه با روابطی تازه ظهور کرده و ایران به ناگزیر باید خود را با واقعیت جدید هم‌ساز و هماهنگ کند.

از سوی دیگر روزنامه اعتماد نیز از قول یک کارشناس ادعا کرده بود: «آیا روسیه، پیام آمریکا را به تهران آورد؟ به نظر می‌رسد مسکو در تلاش است تا با دریافت دیدگاه‌های تهران، در گفت‌وگوهای آتی خود با مقامات آمریکایی موضعی شفاف‌تر اتخاذ کند و ایران نباید این فرصت را از دست بدهد».
 
چنان که گفته شد، فضاسازی‌ها درباره میانجی بودن لاوروف و این ادعا که او حامل پیام آمریکا باشد، از سوی وزیر امور خارجه کشورمان تکذیب شد. علت هم روشن است. کیست که نفهمد مشکل از فقدان میانجی نیست؛ بلکه ذات غدّار، تعامل‌ناپذیر و تعهد‌نشناس آمریکاست. این بی‌صفتی، بارها در دولت‌های ‌هاشمی، خاتمی، احمدی‌نژاد، روحانی و رئیسی (انتقال پول‌های بلوکه ایران از کره جنوبی به قطر) به شکل یکنواخت، پدیدار شده است. مذاکره، برای تعامل و توافق، و توافق برای اجرای طرفینی است؛ اما هیچ دولتی در رژیم مستکبر آمریکا حاضر نشده به تعهداتش عمل کند. آنها هرگز دنبال حل یا کاهش تنش نبوده‌اند، 
بلکه باج می‌خواهند.

نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
آخرین اخبار