لحظه شهادت رزمنده بسیجی 16 ساله زیباترین خاطره دوران دفاع مقدس من است

علی فریدونی عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری شهدای ایران با بیان این مطلب، افزود: من عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران هستم و 34 سال در ایرنا کار عکاسی می کردم که 2 سال پیش بازنشسته شدم. حیطه کار من کار خبری بوده یعنی از کار سیاسی گرفته تا کارهای فرهنگی و اجتماعی پوشش برنامه های مسئولان درجه 1 تا 2 و 3 نظام تا سفرهای داخلی و خارجی بوده است.
وی به با ارزش ترین لحظات دوران عکاسی حرفه ای خود اشاره کرد و گفت: از جمله با ارزش ترین دوران عکاسی خود که برای آن ارزش بسیاری قائل هستم دوران انقلاب و دفاع مقدس بوده که من حدود 33 ماه به صورت ماموریتی به عبارتی 23 عملیات را در جبهه فعالیت داشتم.
فریدونی ادامه داد: از جمله صحنه هایی که در جبهه ها ثبت کردم لحظه شهادت بچه ها بوده که وقتی حالا آن را می بینم تمامی خاطرات زندگی برای من زنده می شود. زیرا آن لحظه جزء پرخاطره ترین لحظات حضور من در جبهه بوده که ثبت کردم.
این عکاس پیش کسوت پیرامون زیباترین لحظه عکاسی زندگی خود گفت: زیباترین خاطره من که ماندگار هم بوده لحظه شهادت رزمنده بسیجی 16 ساله بوده که در عملیات کربلای 5 در سه راهی شهادت گرفته شد که این عکس بعد از 17 سال توسط فرزند همان امدادگری که بر بالای سر شهید حضور داشت شناسایی شد و این بچه زمانی که پدرش در منطقه بود 40 روزش بوده و وقتی که بزرگ میشه شروع به جمع آوری آثار پدرش می کند.
وی خاطرنشان کرد: اسلام دوست نام این امدادگر است که خودش هم 95 درصد شیمیایی دارد و در شهرستان ورامین زندگی می کند که با بچه های روایت فتح نیز مستندی از زندگی او تهیه کردیم و این عکس را برای او چاپ کردیم که تنها آرزوش رو ازش پرسیدیم و گفت این عکس را بر روی سنگ قبر من حک کنید و به من هدیه دهید که بچه های روایت فتح همین کار را کردند و این عکس را بر روی سنگ قبر او حک کردند و به او هدیه دادند تا بعد مورد استفاده قرار گیرد.
فریدونی پیرامون این عکس توضیحاتی داد و تصریح کرد: این عکس در نمایشگاهی که 2 سال گذشته با عنوان فجر برگزار شد به نمایش درآمد که مورد استقبال جوانان قرار گرفت. آنها بر روی این عکس مکث و به آن عمیقا نگاه می کردند البته با توجه به اینکه من بر روی عکس توضیحاتی زده بودم ولی باز هم سوالات خود را از من می پرسیدند. این عکس اصلا برای آنها دلخراش نبود و بر عکس برای آنها جذابیت داشت و انتقاد می کردند که ما تا به حال این عکس ها را متاسفانه ندیده ایم. از سوی دیگر یک هفته به این بود که نمایشگاه تمام شود یک دفتر خاطرات نویس آنجا قرار دادیم که فکر کنم 70 الی 80 صفحه آن پر شد که پیشنهاد ها، انتقادات و خاطرات خود را در آن در مورد عکس ها نوشتند.
وی سپس به دوران دفاع مقدس اشاره کرد و ادامه داد: دوران دفاع مقدس دوران خیر و برکت برای ما بود و من همیشه گفتم که دوران جنگ برای ما مثل یک دانشگاه بود. یعنی ما در هر عملیاتی یک واحد پاس می کردیم.