کد خبر: ۲۴۰۴۵۶
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۴۰۲ - ۱۰:۳۴
به بهانه نقش داعش خراسان در حادثه کرمان؛

داعش خراسان؛ پروژه جدید آمریکا در استفاده ابزاری از تروریسم/ ناامنی و اختلاف در کمین مرزهای جنوب شرق

در دو سال اخیر شاخه خراسان داعش مسئولیت دو حمله به شاهچراغ را در پرونده ننگین خود دارد. به نظر می‌رسد که تهدید اصلی این روزهای امنیت ایران را بایستی داعش خراسان دانست. اما این گروه از کجا آمد و چگونه در افغانستان ریشه دواند و موفق به انجام سه عملیات تروریستی در ایران شد؟

 شهدای ایران: روز ۱۳ دی ۱۴۰۲ حادثه‌ای غم‌بار و خونین در دیار سردار سلیمانی رخ داد؛ دو انفجار کشنده با فاصله زمانی اندک و در نزدیکی گلزار شهدای کرمان که منجر به شهادت نزدیک به صد تن از هموطنان شد.


داعش خراسان؛ پروژه جدید آمریکا در استفاده ابزاری از تروریسم/ ناامنی و اختلاف در کمین مرزهای جنوب شرق
 
پس از گذشت نزدیک به ۳۶ ساعت از این حادثه تروریستی و بالا گرفتن گمانه‌زنی‌ها در مورد عاملان آن بالاخره گروه تروریستی-تکفیری داعش مسئولیت این جنایت را بر عهده گرفت.
 
این موضوع در حالی‌ست که در طی دو سال گذشته شاخه خراسان این گروه تروریستی مسئولیت دو حمله به شاهچراغ را نیز در پرونده ننگین خود دارد و به نظر می‌رسد که تهدید اصلی این روزهای امنیت جمهوری اسلامی ایران را بایستی داعش خراسان دانست. اما این گروه از کجا آمد و چگونه در افغانستان ریشه دواند و موفق به انجام سه عملیات تروریستی در ایران شد؟
 
به گزارش رجانیوز، داعش مانند بسیاری از گروه‌های تروریستی و تکفیری، با گذشت زمان دچار رکود شد. به خصوص که این گروه تروریستی پس از شکست در سوریه و عراق به فعالیت زیرزمینی و پراکنده در آفریقا و شرق منطقه روی آورد؛ اما تفکر داعش و تبلیغات آن خاتمه نیافت. هنوز در بسیاری از مناطق بیابانی و سنی‌نشین عراق و سوریه نفرات این گروه تکفیری مشغول به فعالیت بر علیه امنیت مردم و نیروهای امنیتی سوریه و عراق هستند. بنابراین تا نابودی کامل این گروه در این دو کشور سال‌ها زمان لازم است اما در حال حاضر سوال اینجاست که داعش چگونه در شرق ایران ظهور کرد؟
 
ظهور داعش در افغانستان و ایجاد شاخه خراسان این گروه تروریستی به قبل از قدرت‌گیری مجدد طالبان در افغانستان مربوط می‌شود. دو گروه طالبان و داعش تا قبل از تخلیه منطقه توسط آمریکایی‌ها و سقوط دولت تحت حمایت غرب در این کشور به جنگ و رقابت با یکدیگر مشغول بوده و طی چند سال بارها با یکدیگر درگیر شدند. کار به جایی رسیده بود که بارها دولت سابق افغانستان و فرماندهان طالبان اعلام کردند که اولویت اول آنها جنگ با داعش است و نه نبرد با یکدیگر!
 
پس از خروج آمریکا از افغانستان و قدرت‌گیری مجدد طالبان اما اوضاع متفاوت شد. قدرت‌گیری گروهی که سابق بر این برای پیشبرد اهداف خود از اقدامات تروریستی و خشونت استفاده کرده است برای همسایگان افغانستان چندان خوشایند نبود. البته واقعیت این بود که طالبان در توافقی از پیش تعیین شده با آمریکایی‌ها توانست قدرت را در کابل به دست گیرد اما در این راه از برخی گروه‌های تکفیری، جدایی‌طلب و تروریستی نیز کمک گرفته بود.
 
طالبان پس از سقوط دولت مرکزی افغانستان به سرکوب شدید داعش در افغانستان پرداخت. سرکوبی که تا حدودی موفق بود و امروزه کمتر مناطقی در افغانستان وجود دارد که زیر سلطه طالبان نباشد. از اینجا به بعد اما مشکلات امنیتی طالبان برای همسایگانش به خصوص پاکستان و ایران آغاز شد. گروه‌های جدایی‌طلب و تکفیری که پیش از این برای پیروزی طالبان در افغانستان جنگیده بودند، اکنون خواهان انجام اقدامات مشابه در پاکستان و ایران هستند. اقداماتی که تهدید مستقیم امنیت ملی همسایگان افغانستان به حساب می‌آیند. اما سوال اینجاست که آمریکا با وجود علم به وضعیت منطقه و نحوه تعاملات طالبان به گروه‌های تکفیری و جدایی‌طلب چرا دست به تخلیه هیجانی افغانستان زد؟
 
آمریکایی‌ها با این اقدام خود حفره‌های متعدد امنیتی را در منطقه شرق ایران ایجاد کردند که تا سال‌ها دردسر امنیتی بسیاری از کشورهای آسیای مرکزی و خاورمیانه و شبه قاره هند خواهند بود.
 
استفاده ابزاری از تروریسم توسط آمریکا
گروه‌های جدایی‌طلب بلوچ که دست به اقدامات تروریستی بر علیه سرمایه‌گذاری چین در پاکستان می‌زنند یا گروه‌های ازبک و ترکم که تهدید امنیتی شماره یک ازبکستان و ترکمنستان هستند یا تاجیک‌هایی که در سه حمله تروریستی اخیر در ایران دست داشتند، در واقع بخشی از ابزارهای امنیتی و تروریستی آمریکا و غرب برای فشار به کشورهای منطقه مانند ایران، پاکستان و چین هستند.
 
استفاده‌هایی ابزاری از تروریسم، که بارها بر علیه ایران تکرار شده، تازگی ندارد. برای مثال طی چند سال گذشته صهیونیست‌ها پس از ناموفق بودن اقدامات خرابکارانه‌ای که مسئولیت آن را بر عهده اراذل و اوباش در داخل ایران گذاشته بودند، به سراغ گروه‌های تروریستی و جدایی‌طلبی چون کومله، پژاک و منافقین رفتند تا خرابکاری‌های خود را بر علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه دهند.
 
این اقدام و تغییر تاکتیک از سوی دستگاه‌های امنیتی رژیم صهیونیستی تا حدودی موفق بود که منجر به ترور شهید صیاد خدایی و چند اقدام خرابکارانه دیگر نیز شد اما با اقدام قاطع سپاه پاسداران جمهوری اسلامی و فرماندهی کل نیروهای مسلح در موشک باران مقر گروه‌های تروریستی جدایی‌طلب در کردستان عراق و بازداشت و مجازات این عناصر تروریستی در سال گذشته ظرفیت مورد استفاده دشمن از بین رفت.
 
پس از فتنه سال گذشته و اقدامات ضدامنیتی عده‌ای تحت عنوان تلاش برای براندازی، ظرفیت جدیدی برای سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای متخاصم ایجاد شد. اقدامات خرابکارانه در طول اغتشاشات سال گذشته و جذب عده‌ای در گروه‌های مختلف این ظرفیت را برای آنها فراهم کرد تا اقدام به تاسیس گروهک‌های تروریستی جدیدی در داخل و خارج از ایران کنند. 
 
گروهک ارتش مردمی که توسط شاهین‌لو(شاهین زحمتکش) و سیامک تدین(کارمند سابق وزارت خارجه) که در هلند ساکن هستند، تاسیس شد. این گروهک بارها در سال جاری به بمب‌گذاری در هیئات مذهبی و بر سر مزار حاج قاسم سلیمانی اقدام کردند که توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) خنثی شد. این اقدامات یادآور به کارگیری اراذل و اوباش آموزش ندیده توسط موساد برای انجام عملیات در داخل ایران بود که این‌بار با حمایت آمریکا و کشورهای اروپایی همچون هلند و سوئد انجام گرفته بود و با شکست رو به رو شد.
 
پس از این شکست‌ها اما به نظر می‌رسد که مغزهای فاسد در سرویس‌های جاسوسی-تروریستی موساد و سیا با الگوگیری از تجربه استفاده از تروریست‌های با تجربه و آموزش دیده در نواحی غربی ایران این‌بار به سراغ تروریست‌های جنوب شرق ایران رفته‌اند.
 
حادثه تروریستی راسک و افزایش اقدامات ضدامنیتی در سیستان و بلوچستان و انفجار کرمان همگی نشان از تلاش برای ایجاد منطقه‌ای ناامن در جنوب شرق کشور دارند که امنیت جمهوری اسلامی ایران و و حدت شیعه و سنی را نشانه رفته است. 
 
در سال گذشته نیز گروهک‌های تروریستی حاضر در کردستان عراق و مرز غربی کشور با کلیپ‌هایی بیعت و همراهی با گروه‌های تروریستی جنوب شرق کشور را اعلام کردند که شاهدی دیگر بر تلاش برای انتقال بحران‌های امنیتی از غرب به شرق ایران است. اقدامی که به نظر راه حلی جز پاسخ سخت ندارد اما با این تفاوت که داعش خراسان بر خلاف کومله پایگاه مشخصی ندارد و طالبان نیز مانند دولت اقلیم و دولت مرکزی عراق اقدام نمی‌کند.
 
در کنار موارد ذکر شده همچنین باید بحران مهاجران افغان را در نظر گرفت و مراقب بود تا اختلاف قومی، نژادی و مذهبی به ابزار ترور و خونریزی تکفیری‌ها تبدیل نشود.

نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
captcha
آخرین اخبار