فرمان رهبر انقلاب واضح است؛ بزنید/ آمریکا ضربههایی کاریتر از «سیلی عین الاسد» میخواهد!

شهدای ایران:به نقل از رجانیوز، بعد از جنایت وحشتناک و تروریستی روز گذشته، مطالبات عموم مردم ایران برای انتقام از دشمنان اوج گرفته است. همچنین رهبر معظم انقلاب به صراحت بر سرکوب و مجازات عاملین و آمرین این جنایت امر فرمودند.
با این حال سناریوهای مختلفی پیرامون نحوه واکنش جمهوری اسلامی ایران به این جنایت وجود دارد. همچنین بحثهای مختلفی پیرامون این سناریوها در میان کارشناسان و افکار عمومی در حریان است. اما آنچه که قطعی و بدیهی بنظر میرسد، به خصوص بعد از پیام صریح رهبر انقلاب، لزوم واکنش مستقیم و غیرمستقیم جمهوری اسلامی نسبت به عاملین و آمرین این جنایت است.
به گزارش رجانیوز، پس از حمله تروریستی روز گذشته و شهادت جمع کثیری از هموطنان، رهبر معظم انقلاب در پیامی این اقدام دشمن شرور و جنایتکار را محکوم کرده و اعلام کردند که به «اذن الله» این فاجعهآفرینی پاسخی سخت در پی خواهد داشت.
این پیام که همراه با مطالبات به حق مردمی در مورد انتقام از عاملین و آمرین بزرگترین جنایت تروریستی تاریخ جمهوری اسلامی ایران صادر شد، حاوی نکات مهمی است.
سربازان راه سلیمانی رذالت و جنایت دشمن را تحمل نمیکنند
بخشی از پیام رهبر انقلاب که در رسانههای غربی و صهیونیستی نیز بازتاب گستردهای داشته، مربوط به دستور ایشان در مورد سرکوب و مجازات عادلانه عاملین و آمرین این جنایت بود. این ماموریت به «سربازان راه روشن شهید سلیمانی» که دشمنان حتی تحمل دیدن زائران او را نداشتند، واگذار شده است. به نظر میرسد که منظور رهبری از «سربازان راه روشن شهید سلیمانی» نیروی قدس و جبهه مقاومت در سرتاسر منطقه است که در حال حاضر نیز با دشمن صهیونیستی درگیر هستند.
پیام رهبری در مورد پاسخ سخت به جنایتکارانی که با دو بمب دست به قتل عام زنان و کودکان زدند، بسیار واضح است؛ نیروهای نظامی، امنیتی و همپیمانان منطقهای جمهوری اسلامی ایران بایستی به دنبال پیگیری سرکوب و مجازات قطعی «دستهای آلوده به خون بیگناهان» و «مغزهای مفسد و شرارتزای آنها» یعنی آمریکا و اسرائیل باشند.
البته در مورد نحوه اجرایی کردن آن جمهوری اسلامی بایستی مراقبت کند که در دام دشمن صهیونیستی گرفتار نشود.
جنگ فلسطین با رژیم اشغالگر قدس نباید به حاشیه برود!
نکته اول این است که انتقام شهدای کرمان به نحوی صورت گیرد که نبرد «مردم فلسطین» با «رژیم صهیونیستی» تبدیل به نبرد «ایران» با «رژیم صهیونیستی» تبدیل نشود.
در واقع جمهوری اسلامی ایران نباید خود را حریف اصلی رژیم صهیونیستی قرار دهد؛ زیرا این وظیفه مقاومت فلسطین، لبنان و سوریه است که طبق منافع ملی خود اقدام به آزادسازی سرزمینشان کرده و شب و روز دشمن را ناامن سازند. راهبرد جمهوری اسلامی در قبال رژیم صهیونیستی نیز تاکنون همین بوده است؛ پشتیبانی، تجهیز، آموزش و توانمندی جبهه مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی برای نابود کردن آن.
زیر ضربه بردن منافع و نیروهای آمریکایی در منطقه
نکته دوم این است که آمریکا مهمترین عامل طولانی شدن جنگ غزه و تامین کننده اصلی سوخت ماشین جنگی رژیم صهیونیستی است. همچنین علت اصلی جسور شدن رژیم اشغالگر برای افزایش خرابکاری و ناامنی در خاک ایران حمایت بیچون و چرای آمریکاست. بنابراین ایجاد هزینه برای اسپانسر این جنایات ضربه اصلی برای متوقف ساختن این روند خواهد بود. در واقع اولین اقدام جمهوری اسلامی برای پایان تجاوزات وحشیانه به غزه، اقدامات تروریستی علیه ایران و کشیده شدن افسار صهیونیستها بایستی ضربه زدن به منافع و نیروهای آمریکا در منطقه باشد؛ ضربهای کاریتر یا معادل «سیلی عین الاسد».
بنابراین افزایش حملات نیروهای مقاومت در عراق، سوریه و حتی اردن بر علیه منافع و سربازان ایالات متحده و بسته شدن تنگه باب المندب برای آمریکا و رژیم صهیونیستی پاسخهای دردناک سپاه قدس و متحدان منطقهای ایران میتواند باشد.
ترورسیدرضی، صالح العاروری و جنایت کرمان سطح دیگری از درگیری است
نکته سوم این است که رژیم صهیونیستی در طوفان الاقصی ضربهای سخت، جبران ناپذیر و کاری خورد؛ ضربهای که تمام حیثیت و اعتبار این رژیم را در داخل و خارج به باد داد. صهیونیستها برای جبران این ضربه اعلام کرده بودند که «حماس را نابود خواهند کرد»، «کنترل غزه را به دست میگیرند» و «اسرایشان را بدون هیچ چون و چرا آزاد میکنند»؛ واقعیت میدان این است که باوجود جنایات بیسابقه و وحشیانه صهیونیستها اما آنها به هیچکدام از اهدافشان نرسیدند.
با این اوصاف باید ترور سردار سیدرضی، صالح العاروری و جنایت کرمان را باید در راستای نقشه جدید صهیونیستها تحلیل کرد. رژیم صهیونیستی که در طوفان الاقصی یک شکست تاریخی متحمل شده و نتوانسته به اهداف خود برسد، با این اقدامات تروریستی تلاش کرده دستاوردهایی برای خود بسازد تا حیثیت و آبروی از دست رفتهاش را احیا کند.
بنابراین یک سطح متفاوتی از درگیری و تنش میان مقاومت و رژیم صهیونیستی شکل گرفته که نیازمند کنشگری فعال و هدفمند جمهوری اسلامی و مقاومت است.
در حال حاضر مقاومت اسلامی لبنان به رهبری سیدحسن نصرالله در شرایطی قرار دارد که مشابه آن در ایران رقم خورده است. ترور صالح العاروری و چند تن دیگر از فرماندهان مقاومت فلسطین وضعیت را به جایی رسانده که نقطه بازگشتی برای آن وجود ندارد. جنبش حماس در پاسخ به ترور شهید العاروری تمام مذاکرات غیرمستقیم با رژیم بر سر تبادل اسرا را لغو کرده و از سوی دیگر حزب الله لبنان به دنبال پاسخ ترور انجام گرفته در ناحیه جنوب لبنان است. در این مرحله نیز فشار کشورهای غربی به رهبری آمریکا به انصارالله یمن به دلیل حملات موثر و متعدد به کشتیهایی صهیونیستی زیاد شده است و در منطقه درگیری و تنش در سطح متفاوت و بالاتری قرار دارد.
در این شرایط زیر ضربه بردن صهیونیستها در مرز لبنان با سرزمینهای اشغالی، باز کردن جبهه جولان اشغالی و ورود سنگینتر یمن با حملات موشکی میتواند شرایطی را برای رژیم رقم بزند که دیگر در هیچ نقطهای احساس امنیت نکند. البته اگر بنا به اقدام مستقیم، موثر و کنترل شده بر علیه رژیم است، باید تمرکز بر اهدافی باشد که شریان حیاتی امنیتی و اقتصادی صهیونیستها به حساب میآیند؛ بنابراین بنادر مهم عسقلان، تلآویو و حیفا و «فرودگاهها و صنایع نظامی» باید در صدر اهداف قرار گیرند تا به مانند بندر ایلات از کار افتاده و تعطیل شوند.
زیر ضربه بردن همزمان آمریکا و رژیم صهیونیستی
باتوجه به آنچه تا اینجا گفته شد، بنظر میرسد بهترین تاکتیک این است که از طرفی جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت منافع و نیروهای آمریکا را در منطقه زیر ضربات سنگین خود ببرند و از طرفی دیگر حملات سختی توسط نیروهای مقاومت در لبنان و سوریه با همراهی یمن علیه صهیونیستها صورت بگیرد.
در پایان باید اشاره کرد که فارغ از انتظار عموم مردم برای انتقام از دشمنان، اجرای دستور صریح رهبر معظم انقلاب مبنی بر سرکوب و مجازات عادلانه عاملین و آمرین بر عهده مسئولان سیاسی، امنیتی و فرماندهان نظامی است.