نخستین شهید دفاع مقدس گیلان را دریابید

به گزارش شهدای ایران از ایسنا، تراب پورقلی نهم آذرماه سال 1338 در بخش «سنگر» رشت به دنیا آمد. او مقاطع ابتدایی و راهنمایی را در زادگاه خود و مقطع دبیرستان را در شهر رشت با موفقیت پشت سر گذاشت. دوران جوانی او همزمان با اوج مبارزات مردمی علیه رژیم سفاک طاغوت بود و تراب به سرعت جذب گروههای مردمی شد و همراه با دوستانش به ویژه شهید «دانا» فعالیتهای گستردهای را در سطح منطقه سازماندهی کرد. روزی در جواب یکی از دوستانش که او را از شرکت در این فعالیتها منع میکرد، گفت: « من جانم را در این راه گذاشتهام و از هیچ چیز هراسی ندارم و به فعالیتهایم ادامه میدهم تا انقلاب پیروز شود.»
بعد از پیرزی انقلاب مدتی را در کمیته مرکزی سنگر گذراند و پس ازشکل گیری سپاه رشت به جمع پاسداران انقلاب اسلامی پیوست. او در تمام این مدت به افراد بیبضاعت محل کمک میکرد و حقوقی را که از سپاه میگرفت صرف رسیدگی به این خانوادهها میکرد و خودش به حداقل وسائل و امکانات شخصی بسنده میكرد.
او که خود در کودکی طعم تلخ یتیمی را چشیده بود از هیچ کوششی برای رسیدگی به خانوادههای بیسرپرست دریغ نمیکرد.
همزمان با اوج گیری غائله کردستان همراه با گروهی از پاسداران منطقه راهی آنجا شد. او که خود را آماده شهادت میدید وصیتنامه ی نوشت و در خانه به امانت گذاشت اما از آنجا که حضرت دوست سرنوشت دیگری برای او رقم زده بود به سلامت به شهر خود بازگشت.وصیتنامهاش را پاره کرد و با دلخوری به خانوادهاش گفت: « معلوم است هنوز لیاقت شهادت را پیدا نکردهام.»
اما بالاخره نوبت او هم شد و با شروع جنگ تحمیلی از سوی عراق جزو اولین اعزامیهای استان گیلان به منطقه بود و روز هشتم مهرماه سال 59 در منطقه عملیاتی سرپل ذهاب روح آسمانیاش به معبود پیوست و گیلان همیشه سر فراز اولین شهید خود را تقدیم دفاع مقدس كرد.
در طول حضور کوتاهش در سپاه با تمام لیاقتی که از خود نشان داد مدتی را به عنوان فرمانده عملیات سپاه لنگرود و مدتی را هم به عنوان معاون عملیات سپاه رشت انجام وظیفه كرد.
نجد باقری دوست و همکار شهید پورقلی میگوید: « تراب اخلاق مردانهای داشت. خیلی هم نترس بود. او در مبارزه با افراد شرور کوچکترین نرمشی از خود نشان نمیداد. اوایل انقلاب فرد شروری بود که مردم را اذیت میكرد و مردم از او به سپاه شکایت کرده بودند. فرمانده وقت سپاه ما را مأمور کرد تا او را دستگیر کنیم. روزی از طریق مردم به ما خبر دادند که همان شخص را در یکی از خیابانهای شهر دیدهاند ما هم بلافاصله خودمان را به محل مورد نظر رساندیم و به او گفتیم که فلانی تو هستی و گفت بله. گفتیم از شما شکایت شده باید بیایید برویم سپاه. گفت نمیآیم و شروع کرد به داد و بیداد راه انداختن و به قولی ترساندن ما. تراب که در حین گفتوگوی من و آن فرد خودش را به پشت سر او رسانده بود با قندان اسلحهاش به کمر او زد و او افتاد بعد هم سر اسلحه را زیر گلویش گذاشت و گفت به ابو الفضل قسم اگر نیایی همین جا میکشمت. با این کار تراب ابهت کاذبی که آن فرد شرور در بین مردم از خودش ایجاد کرده بود شکست و آن غائله با تدبیر و شجاعت تراب ختم به خیر شد.
تراب آدمی قاطع بود اما و اگر را در کار نمیپذیرفت و عقبنشینی نداشت. ما یک بار از شهید داوود حق وردیان خواستیم که به عنوان مسئول عملیات به لنگرود برود ولی او گفت: « تا وقتی که تراب هست بهتر است که ایشان بروند.»
پیكر پاكش در «تازهآباد» رشت دفن شده است.
نکته قابل ذکر در مورد شهید پورقلی كمتوجهی به مرمت مزارش است. به نحوی که هم اکنون مزار این شهید با فاصله بسیاری خارج از مزار شهدا و بدون هر گونه نشانهای دفن شده است، که با توجه به آنکه ایشان اولین شهید جنگ تحمیلی از استان هستند، جا دارد مسئولان امر توجه بیشتری نسبت به این موضوع داشته باشند.