کد خبر: ۱۷۵۳
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

خاطره یک رزمنده از زبان خودش

پست قبلی ام خاطره ای بود از زبان یک رزمنده دوران جنگ، که در مجله امتداد خوانده بودم و نوشتمش تو وبلاگ. نوشته ای که نمی دونم نقل کننده اش کی بوده و چقدر حرفها و کلمه هاش از زبون خود ناقل نوشته شده و اصالتشو حفظ کرده.
برای دیدن تصویر بزرگتر روی تصویر کلیک نمایید

به گزارش شهدای ایران وبلاگ نسیم حیات در آخرین پست خود نوشت: پست قبلی ام خاطره ای بود از زبان یک رزمنده دوران جنگ، که در مجله امتداد خوانده بودم و نوشتمش تو وبلاگ.
نوشته ای که نمی دونم نقل کننده اش کی بوده و چقدر حرفها و کلمه هاش از زبون خود ناقل نوشته شده و اصالتشو حفظ کرده.

تو قسمت نظرات همون پست، یکی از همون رزمنده ها از خاطرات آن دورانش برا نوشته .... خاطراتی که تا امروز هیچ جا ننوشته و میدونم شاید جایی تعریف هم نکرده (همه شان را)

خاطراتیه که میدونم از زبون کسی نقل شده که خودش انجا بوده و این چیزها رو دیده، از زبون کس دیگه ای نقل نمی کنه و حتی هیچ نویسنده و سردبیری ان خاطرات رو ویرایش نکرده اند، پس خیلی عزیز و خواندنی هستند.

تصمیم گرفتم هر چند وقت یکبار یکی از آن خاطره ها رو تو وبلاگم بذارم، هم اینکه غیر از هفته دفاع مقدس و روزهای آخر اسفندیادم بمونه که یه روزگاری توی کشورم چه اتفاقی افتاد و چه کردند هم خاطرات این برادر عزیز این جا مکتوب بشه و بمونه.

 

فردا آخرین روز از هفته دفاع مقدس است و من اولین خاطره ایشان را امشب در وبلاگ میگذارم .
همین جا دوباره از ایشان تشکر می کنم و آرزوی موفقیت در این دنیا ...
شاید برای مایی که آن روزها را ندیده ایم زندگی در این زمان آسان باشد ، اما برای شما نمی دانم !!!


تابستان 61 بود که عملیات مسلم بن عقیل انجام شد و منجر به آزاد سازی شهر سومار گردید.
بچه های تخریب یک معبر از میدان مین باز کرده بودند و نیروها از آن عبور و پیشروی کرده بودند ولی فرصت نکرده بودند که معبر و میدان مین را علامت گذاری کنند.

دشت صافی بود و زمین های خشک و خاکی .
فردای عملیات بود که ماشین ها آذوقه و مهمات میرساندند . من و چند تن دیگر از بچه های تخریب برای پاکسازی میدان های مین که حالا پشت سر رزمندگان قرار داشت پای پیاده در حال حرکت بودیم و از یک مسیر باریکی که ماشین ها رفته بودند می رفتیم که یک ماشین امد رد شود .

به ناچار همه ما که هفت هشت نفر بودیم از آن مسیر فاصله گرفتیم .
گرد و خاک ناشی از حرکت ماشین ها دو طرف مسیر را پر کرده بود و چیزی مشاهده نمی شد.
یک مرتبه یکی از بچه ها فریاد زد: برادرا هر جا هستید بایستید و حرکت نکنید. دو زاری همه خیلی زود افتاد.

با اولین نگاه دقیق به زیر پایمان دیدیم که کلی روی مین ها حرکت کرده بودیم و جای خطوط کف پوتین هایمان را روی گرد و خاکی که مین ها پوشانده بود مشاهده کردیم .
اخه مین ها را خیلی سطحی کاشته شده بودند. ولی گویا هیچکداممان در ان لحظه لیاقت شهادت را نداشتیم.

آره اون ماشین ما را از معبری که نمی دانستیم معبر است خارج کرده بود و به میدان مین هدایت کرد....

انتشار یافته: ۳
غیر قابل انتشار:
مرتضی خاکپور
|
-
|
۰۹:۳۹ - ۱۳۹۱/۱۱/۲۸
0
0
روزنامه ايران > شماره 3632 18/2/86 > صفحه 4 (اجتماعي) متن

تصويب لايحه ارائه خدمات به رزمندگان بسيجي در دولت

گروه اجتماعي: لايحه ارائه خدمات به رزمندگان بسيجي كه حداقل يك سال در جبهه هاي دفاع مقدس حضور داشته اندپس از انجام مراحل كارشناسي در هيأت دول
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۳۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۲
0
0
سلا م خوب بود
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۲۳ - ۱۳۹۶/۰۷/۰۸
0
0
خوب بود
نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
captcha