کد خبر: ۱۶۹۱۳
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۵
حیاء و غیرت در حال نابودی است؛

جنگ نرم رزمنده ندارد؟

با این شرایط به وجود آمده در کشور و جنگ در ظاهر نرمی که در پیش رو داریم پیش ار هر چیز دیگر به تفکرات آوینی و دستان خرازی و فرماندهی تمام عیار همت، دید وسیع حاج احمد متوسلیان،تاکتیک های حسن باقری، وسعت قلب باکری ها، بصیرت غلامعلی پیچک نیازمند هستیم.
به گزارش خبرنگار فرهنگی پایگاه خبری شهدای ایران؛به دنبال مطلبی می گشتم که برای نسل حاضری که کمتر درگیر مسائل جنگ و جبهه بودند جوری برایشان دفاع مقدس را تعریف کنم که متفاوت تر از همیشه باشد. اما هرچه فکر کردم زیباتر و روانتر از تعبیری که حاج کاظم آژانس شیشه ای نقل می کرد پیدا نکردم. یک باردیگر باهم مرور می کنیم و برای اینکه زیبایی اش حفظ شود همان کلمات و جملاتی که درفیلم عنوان شده بود را بدون تغییر ذکر می کنیم.

 "یکی بودیکی نبود، یه شهری بود خوش قد وبالا آدمهایی داشت محکم و قرص. ایام ایام جشن بود؛ جشن غیرت همه تو اوج شادی بودن که یهو یه هیولا حمله کرد به این جشن،اون هیولاهیولای گشنه ای بود که می خواست کلی ازاین شهر رو ببلعه،همه نگرون شدن،حرف افتاد با این هیولا چکار کنیم، ماخمارجشنیم بهتره سخت نگیریم،اماپیرو مرادجمع گفت بایدتازه نفسا برن به جنگ هیولا،قرعه به نام جوونا افتاد،جوونایی که دوره کرکریشون بود رفتن به جنگ هیولا،هیولای عجیبی بود،یه پاشو می زدی دوتا پا اضافه می کرد،دستاشو قطع می کردی چند تاسر اضافه می شد،خلاصه چه دردسر،بالاخره دست وپای هیولاروقطع کردن وخسته زخمی برگشتن به شهرشون که دیدن پیرشون سفرکرده،یکی ازپیرجوونای زخم چشیده جاشوگرفت، اما یه اتفاق افتاده بود،بعضیا این جوونا رو طوری نگاشون می کردن که انگار غریبه می بینن، شایدم حق داشتن آخه این جوونا مدتها دور ازاین شهربا هیولا جنگیده بودن، جنگیدن باهیولا هم آدابی داشت خلق وخویی داشت صفایی داشت  که اونا بهش خو کرده بودن، دست وپنجه نرم کردن باهیولا زلالشون کرده بود، شده بودن اینهو اصحاب کهف دیگه پولشون قیمت نداشت، اونایی که تونستن خزیدن توغار دلشون واونایی که نتونستن مجبوربه معامله شدن"

با این مقدمه خواستم از شرایط و امتحان سخت جوانان دیروز و شرایط دشوارتر امروز جوانان را بگویم امروز باید همه ما بدانیم که دفاع مقدس دیگری در راه هست جنگی که در ظاهر نرم اما سخت تر و ریشه ای تر از جنگ 8 ساله تحمیلی است دیگه دشمن تو آبادان و خرمشهر نیست بلکه در خانه های ما نفوذ کرده و کم کم در حال تغییر آداب و رسوم و از بین بردن تمدن 2000 ساله ایرانیان هستند. باید قبول کنیم که در جنگ حاضر قلب و روحمان نشانه رفته و حیا و ایمان و عفت از مردمان ما گرفته شده.

با این شرایط به وجود آمده در کشور و جنگ در ظاهر نرمی که در پیش رو داریم پیش ار هر چیز دیگر به تفکرات آوینی و دستان خرازی و فرماندهی تمام عیار همت، دید وسیع حاج احمد متوسلیان،تاکتیک های حسن باقری، وسعت قلب باکری ها، بصیرت غلامعلی پیچک نیازمند هستیم.

جنگ نرم با دل های ما سر و کار دارد، اگردر دوران جنگ سخت بادعا و توسل و ندبه رزمندگان پیروز شدند. اگردرجهاد اصغربا جهاد اکبر پیروز شدیم.امروز نیز برای پیروزی درجنگ نرم باید ریاضت بکشیم برای اوضاع فرهنگی شهر باید گریه کنیم؟ ازخواب و خوراک خود مان بگذریم این جنگ گریه می خواهد. این جنگ، جنگ نور و تاریکی است. آب حیات به پای درخت این جنگ گریه است. امروز باید فرامین رهبری راخوب شنید و به کار بست. این جنگ نیازمند به فرمانبر است نه فرمانده، رزمنده است نه مدعی رزمندگی، مطیع محض اوامر ولایت است نه آنانی که اما و اگر در رفتارشان موج می زند و در یک کلام مردانی بی ادعا، نه کسانی که به مدرک تحصیلی خودشان بنازند و به میز ریاست غرّه شوند و باید با مردم باشیم و فرمانبر ولایت تا ان شاا... در این جنگ هم پیروزی بدست آید.

این داستان ادامه دارد....
نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
captcha
آخرین اخبار