لالههای دهلاویه تقدیم عاشقانههایت
به خاطر آقامصطفی چمران هنوز هم لالههای نعمانی مشتاقند و منتظر عطر و نسیمی از تو، از همان روزی که رفتهای برایت مرثیه میخوانند.

آوازه شوکت جنون تو و عصمتش حتی به بیابانهای وطن هم رسیده است و من رقص کبوتران را روی دستان بلند تودیدم و میدانم این روزها با تو زیبا میشوند.
مثل چاوشی کهنه و بیصدای محبوب و چله به سوگ نشسته از نبودنت، دوری؛دوری و ما اینچنین نزدیک به شب. خرداد را هم باید بیتو باور کرد، بیتو و آن زخم نامرد نبودنت و تیر سرکش شب که پیشانیات را شکافت.
لالههای دهلاویه به ستایش تو سرشان را بالا میگیرند، بغض میکنند دراین خاک دامنگیر، آنجا دیگر وطن توست.
تو عاشق شدی، رفتی؛ باید به یادت دوباره عاشق شد، عاشق شد و گریست.
خیلیها گمان میکردند چمران را میشناسند اما بعد از گذشت 21 سال از شهادتش هنوز هم نمیتوان این ادعا را داشت چرا که او میگفت عشق ورزیدن همچون نفس کشیدن برای من طبیعی است.
چمران کسی است که با سازمان «امل»، جناح نظامی «حرکة المحرومین» در لبنان به عشق امام موسی صدر به قلب دشمن محرومین و شیعیان لبنان میتازد و میداند در این راه برگشتی نیست.
چمران بعد از انقلاب به ایران میآید و در نا آرامیهای کردستان،«کلاشینکف» به دست با ضدانقلاب میجنگد.
وی نماینده مردم تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی شد اما با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه رفت و ستاد جنگهای نامنظم را تاسیس کرد.
**باز چمران
چمران کسی است که به محبوبش امام موسی صدر- به گفته خودش مظهر علی(ع) و وارث امام حسین(ع) - برای اولین بار در لبنان وصیت میکند که "قید و بندها را پاره کردهام، دنیا و مافیها را سه طلاقه گفتهام و از اینکه به لبنان آمدم و با مشکلاتی سخت دست به گریبان بودهام، متاسف نیستم."
او امام موسی صدر را رمز شیعه میداند که اتهام و تهمت و هجوم و نفرین 1400 را همچنان تحمل میکند و کینههای گذشته و دشمنیهای تاریخی را بر جان میپذیرد.
چمران به خاطر عشق، حیات و وظیفه وصیت میکند و بخاطر عشق است که فداکاری میکند زیرا زیباتر از عشق ندیده است و میگوید: "عشق است که قلب مرا به تموج وا میدارد، قلب مرا به جوش میآورد و مرا از خودخواهی و خودبینی میرهاند؛ عشق ورزیدن همچون نفس کشیدن برای من طبیعی است."
او خود را بزرگتر از آن میدانست که در ازای عشق تمنایی داشته باشد چرا که لذت سوختن در عشق را بزرگترین پاداش میدانست.
روایت شهادتش بعد از غم از دست دادن «رستمی» فرمانده دهلاویه است؛ فرمانده جدید را معرفی میکند و به استقبال شهادت میرود.
و آقا مصطفی چمران، سی و یکم خرداد 1360 عاشق میشود.
منبع : ایسنا