شهدای ایران shohadayeiran.com

در شرایطی که وزارت ارتباطات تلگرام را فیلتر کرده است برخی از شبکه های داخلی کانال های ضد نظام را تبلیغ کرده و آموزش گذشتن از سد فیلترینگ را منتشر می کنند.
به گزارش شهدای ایران؛ بعد از سازماندهی های گسترده از طریق چند کانال تلگرامی برای ایجاد آشوب در کشور، در نهایت این کانال ها فیلتر شدند.

در ادامه فیلترینگ چند باره این کانال ها از سوی مدیران تلگرام، این کانال ها با آی دی های جدید اقدام به انتشار اخبار خود می کردند؛ این کانال ها که از بیرون مرزها هدایت می شدند، بارها و بارها آموزش های لازم جهت ایجاد اغتشاش در ایران و درگیری را به مخاطبان خود دادند.

در همین راستا شبکه ویدیویی آپارات فیلم هایی از آمد نیوز را منتشر کرده که در آن عوامل این کانال معاند و آشوبگر اقدام به آموزش کاربران برای گذشتن از سدهای فیلترینگ می کنند. در این ویدیو که همه آن تبلیغ این کانال ضد نظام و معاند است سعی شده به ساده ترین زبان روش عبور از فیلترینگ به مخاطب آموزش داده شود.


اقدام غیر قانونی آپارات در تبلیغ برای کانال ضد نظام

در شرایطی که وزارت ارتباطات از هر روشی برای مسدود کردن این کانال استفاده کرده است، برخی از شبکه های اجتماعی و کانال های داخلی اقدام به انتشار فیلترشکن ها کرده و یا چنین کلیپ های آموزشی را منتشر می کنند.

البته هنوز از سوی وزارت ارتباطات هیچ ضمانت اجرایی و توبیخی به این کانال ها در نظر گرفته نشده است.
انتشار یافته: ۴
غیر قابل انتشار: ۰
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۹ - ۱۳۹۶/۱۰/۱۲
0
0
ازعربستان سعودی انتقام می گیریم
اقدامات عربستان سعودی بی پاسخ نخواهد ماند.
بار دیگرتاکید می کنم، عربستان سعودی از تمام تروریست های منطقه خاورمیانه وجهان همه جانبه کمک وحمایت می کند.
ازهرکسی که علیه عربستان سعودی ایستادگی، بنده همه جانبه حمایت می کنم.
از مسئولان محترم یمنی درخواست می کنم هر چه می توانید روی موشک کار کنی/عربستان سعودی باید سیلی بخورد
رژیم جنایت کارآل سعود بی ادب، عربستان سعودی را به رژیم صهیونیستی دوم تبدیل کرده است.
عربستان سعودی، عامل آوارگی یمنی هاست.
نباید درقبال جنایات وحشیانه عربستان سعودی سکوت کرد.
رفتارریاض شرم آوراست.
رفتارعربستان سعودی دراین زمینه شرم آوراست.
عربستان سعودی با حمایت مدعیان حقوق بشر جنایتکار و سازمان های بین المللی جنایتکار دریمن جنایت می کند.
هر کسی به تمام شهرهای عربستان سعودی حمله کند من همه جانبه حمایت می کنم.
هرکشوری وهر گروهی به عربستان سعودی حمله نظامی کنند بنده همه جانبه حمایت می کنم.


۱۳۹۶/۱۰/۱۲ - ۰۸:۵۸ ۰ A
حملات گروههای مردمی یمن به ائتلاف سعودی/ 28 مزدور سعودی به هلاکت رسیدند
عملیات های ارتش و کمیته های مردمی یمن علیه مزدوران سعودی همچنان ادامه دارد.
عملیات های ارتش و کمیته های مردمی یمن علیه مزدوران سعودی همچنان ادامه دارد.
بر اساس این گزارش، مواضع مزدوران سعودی در استان های تعز، مأرب و دیگر استان ها توسط ارتش و کمیته های مردمی یمن هدف حملات گسترده قرار گرفت.
به دنبال این عملیات های جداگانه ۲۸ مزدور سعودی به هلاکت رسیده و شماری دیگر به شدت زخمی شدند.
این در حالی است که جنایت جنگنده های متجاوز سعودی علیه مردم بی گناه یمن همچنان ادامه دارد.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۰ - ۱۳۹۶/۱۰/۱۲
0
0
ازعربستان سعودی انتقام می گیریم
اقدامات عربستان سعودی بی پاسخ نخواهد ماند.
بار دیگرتاکید می کنم، عربستان سعودی از تمام تروریست های منطقه خاورمیانه وجهان همه جانبه کمک وحمایت می کند.
ازهرکسی که علیه عربستان سعودی ایستادگی، بنده همه جانبه حمایت می کنم.
از مسئولان محترم یمنی درخواست می کنم هر چه می توانید روی موشک کار کنی/عربستان سعودی باید سیلی بخورد
رژیم جنایت کارآل سعود بی ادب، عربستان سعودی را به رژیم صهیونیستی دوم تبدیل کرده است.
عربستان سعودی، عامل آوارگی یمنی هاست.
نباید درقبال جنایات وحشیانه عربستان سعودی سکوت کرد.
رفتارریاض شرم آوراست.
رفتارعربستان سعودی دراین زمینه شرم آوراست.
عربستان سعودی با حمایت مدعیان حقوق بشر جنایتکار و سازمان های بین المللی جنایتکار دریمن جنایت می کند.
هر کسی به تمام شهرهای عربستان سعودی حمله کند من همه جانبه حمایت می کنم.
هرکشوری وهر گروهی به عربستان سعودی حمله نظامی کنند بنده همه جانبه حمایت می کنم.


۱۳۹۶/۱۰/۱۲ - ۰۸:۵۸ ۰ A
حملات گروههای مردمی یمن به ائتلاف سعودی/ 28 مزدور سعودی به هلاکت رسیدند
عملیات های ارتش و کمیته های مردمی یمن علیه مزدوران سعودی همچنان ادامه دارد.
عملیات های ارتش و کمیته های مردمی یمن علیه مزدوران سعودی همچنان ادامه دارد.
بر اساس این گزارش، مواضع مزدوران سعودی در استان های تعز، مأرب و دیگر استان ها توسط ارتش و کمیته های مردمی یمن هدف حملات گسترده قرار گرفت.
به دنبال این عملیات های جداگانه ۲۸ مزدور سعودی به هلاکت رسیده و شماری دیگر به شدت زخمی شدند.
این در حالی است که جنایت جنگنده های متجاوز سعودی علیه مردم بی گناه یمن همچنان ادامه دارد.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۶ - ۱۳۹۶/۱۰/۱۲
0
0
ائتلاف سعودی بیش از 3هزار یمنی را به خاک و خون کشیده است

سه شنبه 12 دی 1396 - 12:50
انصارالله یمن اعلام کرد که از آغاز حملات ائتلاف متجاوز سعودی در یمن بیش از ۳۰۰۰ تن در حملات این ائتلاف در صنعا کشته و زخمی شدهاند.
العالم-یمن
به گزارش خبرگزاری سبأ، حنین قطینه، استاندار صنعا وابسته به انصارالله گفت: جنگندههای ائتلاف عربی طی ۱۰۰۰ روز نزدیک به ۱۰۶۷ منزل و تأسیسات دولتی و تجاری را به طور کامل یا جزئی منهدم کردند.
وی گفت که ۶۲۷ منزل آسیب دیدند و ۱۱۱ مرکز به طور کلی یا جزئی منهدم شدند که هزینه اولیه آنها ۸۰۰ میلیون دلار است.
براساس گزارش استاندار صنعا، ۳۳۸۷ تن از آغاز عملیات ائتلاف سعودی در یمن در صنعا کشته و زخمی شدهاند.
وی گفت: ائتلاف متجاوز به شکل مستقیم منازل شهروندان را هدف قرار داده و آن را بر ساکنانش خراب کرد. این جنایتها نقض آشکار قوانین بینالمللی محسوب میشود.
حنین قطینه گفت: ائتلاف متجاوز عربی مساجد، مراکز پزشکی، دانشگاهی و مدارس و بخش صنعتی را هدف قرار دادند که موجب آسیب رسیدن به ۹ کارخانه تجاری و سه نیروگاه فرآوردههای نفتی شد. هزینه اولیه این بخش ۳۱ میلیارد ریال است.
از سوی دیگر رسانههای سعودی اعلام کردند که سه سرباز در درگیریها با گروه انصارالله در مرز عربستان و یمن کشته شدند.
تاکنون چندین سرباز عربستانی در حملات انصارالله و درگیری با این گروه کشته شدهاند.
ایسنا


ائتلاف سعودی بیش از 3هزار یمنی را به خاک و خون کشیده است

سه شنبه 12 دی 1396 - 12:50
انصارالله یمن اعلام کرد که از آغاز حملات ائتلاف متجاوز سعودی در یمن بیش از ۳۰۰۰ تن در حملات این ائتلاف در صنعا کشته و زخمی شدهاند.
العالم-یمن
به گزارش خبرگزاری سبأ، حنین قطینه، استاندار صنعا وابسته به انصارالله گفت: جنگندههای ائتلاف عربی طی ۱۰۰۰ روز نزدیک به ۱۰۶۷ منزل و تأسیسات دولتی و تجاری را به طور کامل یا جزئی منهدم کردند.
وی گفت که ۶۲۷ منزل آسیب دیدند و ۱۱۱ مرکز به طور کلی یا جزئی منهدم شدند که هزینه اولیه آنها ۸۰۰ میلیون دلار است.
براساس گزارش استاندار صنعا، ۳۳۸۷ تن از آغاز عملیات ائتلاف سعودی در یمن در صنعا کشته و زخمی شدهاند.
وی گفت: ائتلاف متجاوز به شکل مستقیم منازل شهروندان را هدف قرار داده و آن را بر ساکنانش خراب کرد. این جنایتها نقض آشکار قوانین بینالمللی محسوب میشود.
حنین قطینه گفت: ائتلاف متجاوز عربی مساجد، مراکز پزشکی، دانشگاهی و مدارس و بخش صنعتی را هدف قرار دادند که موجب آسیب رسیدن به ۹ کارخانه تجاری و سه نیروگاه فرآوردههای نفتی شد. هزینه اولیه این بخش ۳۱ میلیارد ریال است.
از سوی دیگر رسانههای سعودی اعلام کردند که سه سرباز در درگیریها با گروه انصارالله در مرز عربستان و یمن کشته شدند.
تاکنون چندین سرباز عربستانی در حملات انصارالله و درگیری با این گروه کشته شدهاند.
ایسنا



ائتلاف سعودی بیش از 3هزار یمنی را به خاک و خون کشیده است

سه شنبه 12 دی 1396 - 12:50
انصارالله یمن اعلام کرد که از آغاز حملات ائتلاف متجاوز سعودی در یمن بیش از ۳۰۰۰ تن در حملات این ائتلاف در صنعا کشته و زخمی شدهاند.
العالم-یمن
به گزارش خبرگزاری سبأ، حنین قطینه، استاندار صنعا وابسته به انصارالله گفت: جنگندههای ائتلاف عربی طی ۱۰۰۰ روز نزدیک به ۱۰۶۷ منزل و تأسیسات دولتی و تجاری را به طور کامل یا جزئی منهدم کردند.
وی گفت که ۶۲۷ منزل آسیب دیدند و ۱۱۱ مرکز به طور کلی یا جزئی منهدم شدند که هزینه اولیه آنها ۸۰۰ میلیون دلار است.
براساس گزارش استاندار صنعا، ۳۳۸۷ تن از آغاز عملیات ائتلاف سعودی در یمن در صنعا کشته و زخمی شدهاند.
وی گفت: ائتلاف متجاوز به شکل مستقیم منازل شهروندان را هدف قرار داده و آن را بر ساکنانش خراب کرد. این جنایتها نقض آشکار قوانین بینالمللی محسوب میشود.
حنین قطینه گفت: ائتلاف متجاوز عربی مساجد، مراکز پزشکی، دانشگاهی و مدارس و بخش صنعتی را هدف قرار دادند که موجب آسیب رسیدن به ۹ کارخانه تجاری و سه نیروگاه فرآوردههای نفتی شد. هزینه اولیه این بخش ۳۱ میلیارد ریال است.
از سوی دیگر رسانههای سعودی اعلام کردند که سه سرباز در درگیریها با گروه انصارالله در مرز عربستان و یمن کشته شدند.
تاکنون چندین سرباز عربستانی در حملات انصارالله و درگیری با این گروه کشته شدهاند.
ایسنا
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۷ - ۱۳۹۶/۱۰/۱۲
0
0
عبدالباری عطوان در تحلیلی نوشت:
چرا آمریکا به کشورهای عربی حمله می کند اما جرأت ندارد به کره شمالی حمله کند؟


این تصادفی نیست که وجه مشترک همه کشورهای عربی که در معرض تجاوز و حمله نظامی آمریکا قرار گرفتند این بود که به دیکته های آمریکا با حمایت سازمان ملل درباره خلع سلاح «کشتار جمعی» که دارند از جمله سلاح های شیمیایی، تن دادند و از بلندپروازی شان در بازدارندگی هسته ای چشم پوشی کردند لیکن این اقدام مصونیت برای آنها به ارمغان نیاورد و پس از خلع سلاح شان گام بعدی رخ داد یعنی تجاوز یا اشغال آنها یا هر دو با هم.
چرا آمریکا به کشورهای عربی حمله می کند اما جرأت ندارد به کره شمالی حمله کند؟



به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، «عبدالباری عطوان» نویسنده و تحلیلگر مشهور عرب در تحلیلی در روزنامه فرامنطقه ای رأی الیوم نوشت: زمانی که دیدیم روزنامه های رژیم اسرائیل به ایالات متحده آمریکا که نیروها و ناوگان هایش را برای حمله به کره شمالی بسیج کرده است، نسبت به این مساله هشدار دادند که کره شمالی سوریه نیست و ابزارهای پاسخ را در اختیار دارد و پاسخ صاعقه وار به هر گونه تجاوزی به این کشور می دهد زیرا این کشور دارای موشک های قاره پیما و کلاهک هسته ای است، به عنوان مسلمان و عرب احساس اهانت و در عین حال احساس اندوه زیادی کردیم.

اهانت نشأت گرفته از این است که ما به عنوان عرب تبدیل به میدانی برای آزمایش و تجربه شدیم و اراضی ما و نیز خون های ما و جان شهروندان ما مباح شد به طوری که امت ها برای سرکوفت زدن به ما و چند تکه کردن مان به لحاظ طایفه ای زیاد شده اند و رسانه های ما تبدیل به رسانه های فتنه و تحریک عرب ها و مسلمانان علیه یکدیگر در چارچوب طرح غربی محکم برای توجیه تجاوز به بهانه ها و توجیه های متعدد شده اند.

طرح زیرکانه از حملات رسانه ای منظم و بررسی شده درباره سلاح های کشتار جمعی عربی و ضرورت خلع آنها آغاز می شود و هر گونه تلاش برای مخالفت بستر قانونی و اخلاقی برای تجاوز و ویرانی و تغییر نظام ها با استفاده از زور نظامی مهیا می کند.

این تصادفی نیست که وجه مشترک همه کشورهای عربی که در معرض تجاوز و حمله نظامی آمریکا قرار گرفتند این بود که به دیکته های آمریکا با حمایت سازمان ملل درباره خلع سلاح «کشتار جمعی» که دارند از جمله سلاح های شیمیایی، تن دادند و از بلندپروازی شان در بازدارندگی هسته ای چشم پوشی کردند لیکن این اقدام مصونیت برای آنها به ارمغان نیاورد و پس از خلع سلاح شان گام بعدی رخ داد یعنی تجاوز یا اشغال آنها یا هر دو با هم.

هنگامی که ایالات متحده آمریکا مطئمن می شود که این کشورها دیگر سلاح های قوی برای دفاع از خودشان ندارند تا بتوانند به نیروهای اشغالگر و مهاجم آزار بیشتر برسانند آن وقت تجاوز و بمباران هوایی شروع می شود.

سه کشور عربی بازتاب دهنده مثال های روشنی در این زمینه هستند و آنها عبارتند از عراق، لیبی و سوریه که سلاح های شیمیایی خود را زیر فشار به تجاوز به شکل داوطلبانه تحویل دادند و با تیم های بازرسان سازمان ملل همکاری کردند یا در نتیجه حملات نظامی ویرانگر و محاصره خفه کننده و ظالمانه برای گرسنه نگاه داشتن آنها تحویل دادند.

دولت«جورج بوش» پسر رئیس جمهور آمریکا به خوبی می دانست که صدام حسین رئیس جمهور(معدوم) عراق در همکاری با تیم های بازرسان سازمان ملل صادقانه عمل کرد و همه آن چه در زرادخانه شیمیایی و هسته ای از مواد و سلاح و تجهیزات داشت را فاش کرد و تحریک هایی که بازرسان که بیشتر آنها جاسوس بودند را تحمل کرد از جمله بازرسی کاخ هایش و اتاق های خوابش. زمانی که آمریکا از کشیدن دندان های شیمیایی و شبه هسته ای عراق مطمئن شد آن وقت لشکرکشی و حمله به این کشور فورا آغاز شد.

سرهنگ«معمر قذافی» قربانی فریب «تونی بلر» کفتار مکار، نخست وزیر اسبق انگلیس را خورد که وی را قانع کرد انبارهای سلاح های شیمیایی و تجهیزات هسته ای اش را داوطلبانه در مقابل مصونیت اش و پذیرش دوباره وی و نظامش در جامعه جهانی تحویل دهد، و هنگامی که این سلاح ها و تجهیزات را تحویل داد، انقلابی علیه وی«جعل» شد و قطعنامه ای برای حمایت از انقلابیون در برابر کشتاری که در راه است، صادر شد و نمایش توطئه سرنگونی نظام و تبدیل لیبی به کشوری شکست خورده که هرج و مرج خونین آن را فرا گرفته و زیر سلطه شبه نظامیان درگیر با هم قرار گرفته و در آستانه تقسیم و تجزیه نهایی قرار دارد، به پایان رسید.

سوریه با همین سناریو رو به رو شد و می شود لیکن با قسط بندی ناراحت کننده و تهدید نظامی به کار گرفته شد و ناوهای هواپیمابر به کار گرفته شد تا مجبور به تحویل انبارهای سلاح های شیمیایی اش در توافقی شود که در سال 2013 به آن رسیده شد .این کشور دو هفته پیش در معرض حمله موشکی به پایگاه نظامی هوایی در «الشعیرات» توسط موشک های آمریکایی قرار گرفت آن هم در حالی که متهم به استفاده از سلاح های شیمیایی در «خان شیخون» در استان «ادلب» شد که چنین استفاده ای مورد تأیید و تأکید قرار نگرفت.

بیش از 100 نفر از هواداران نظام سوریه که نیمی از آنها کودک هستند در معرض مرگ و کشتار در انفجاری در زمان ترک شهرک های«الفوعه» و «کفریا» در راستای اجرای توافقنامه ای قرار گرفتند که با نظارت سازمان ملل و در چارچوب خدعه و فریبی محکم در سایه سکوت عرب ها و جهان به ویژه کشورهای عربی که بر این توافقنامه نظارت داشتند یا آنهایی که مرتکبین این جنایت شنیع را مورد حمایت قرار داده و می دهند، امضا شده بود.

بی تردید «کیم جونگ اون» رهبر کره شمالی که هرگز با رژیم اسرائیل رابطه برقرار نکرده است از اتفاقات تحقیرآمیز و نتایج شنیع آن برای عرب ها درس گرفت به همین دلیل در دام آمریکا نیفتاد و آزمایش های هسته ای و موشک های بالستیک خود را متوقف نکرد زیرا به خوبی می داند که نیازمند قدرت بازدارندگی است و شاید تهدیدهای جدی اش برای رویارویی با تجاوز آمریکا با همان قدرت و کیفیت برایش حمایت به ارمغان بیاورد.

مهمتر از آن این است که هم پیمانان کره شمالی در چین و روسیه مانند هم پیمانان عرب نیستند بلکه بزرگوارتر و اخلاقی تر هستند و دوست شان را تنها نمی گذارند برخلاف هم پیمانان عرب به ویژه در میان برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس که آنها را تنها می گذارند؛ کشورهایی که دوستان خود را در عراق، سوریه و لیبی تنها گذاشتند و تفاوت بزرگ در این جا نهفته است.

آمریکا در تلاش برای پیام رساندن به دیگران به ویژه کره شمالی و ایران به عرب ها حمله می کند و «مادر بمب ها» که در افغانستان برای حمله به آنچه گفته شد تونل ها و پایگاه های داعش است مورد استفاده قرار گرفت و موشک های «توماهوک» که به الشعیرات حمله کرد همه اینها پیام هایی است برای این دو کشور یعنی کره شمالی و ایران.

این یک وضعیت شرم آوری است که عربها به آن رسیدند آن هم زمانی که تصمیم گیری و رهبری عرب ها از کشورهای مرکزی و اصلی به کشورهای حاشیه ای که فقط پول و نفت دارند، منتقل شد که آمریکا را هم پیمان قابل اعتمادی می دانند؛ کشورهایی که قطعا نوبت به آنها می رسد زیرا تغییر نظام ها بر اساس قاموس آمریکایی به شیوه های مختلف صورت می گیرد که جدیدترین شیوه ها ورشکستگی مالی که قطا این کشورها یعنی کشورهای عربی پولدار و
چرا امارات از ایران می‌ترسد؟
رمان «سقوط 79» نیز که در اواسط دهه هفتاد میلادی منتشر شد، در صدد القای چنین تفکری بود. در این رمان، آمریکا کشورهای عربی را در چند قدمی یک فاجعه بزرگ نجات می‌دهد و هواپیماهای آمریکایی با بمباران نیروگاه اتمی بوشهر، جهان را از دست کشوری بلند پرواز نجات می‌دهند!
کد خبر: ۲۴۲۶۸۷
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۹:۰۳ 06 May 2012
امارات متحده عربی، همان گونه که از نامش پیداست، تشکیل می‌شود از چند امارت کوچک که عده‌ای از شیوخ عرب که پیشتر دزدهای کوچک دریایی منطقه بودند، بر آن حکومت می‌کنند. سیستم اداری و سیاسی این کشور فدرال است و هر کدام از ایالات یا امارات آن، دارای اختیارات گسترده‌ای در اداره امور داخلی خود هستند.

بنا به گزارش «تابناک»، در این میان، شیخ شارجه به صورت سنتی دارای نفوذ بسیاری نسبت به بقیه است که طبعا مورد پسند دیگر شیوخ نیست. کلیت این کشور مجمع الجزایری از نظر ژئوپلتیکی بسیار آسیب‌پذیر بوده و منابع قدرتی چون جمعیت، جغرافیا، حاکمیت ـ به واسطه محدود شدن آن از طریق سیستم فدرالی ـ ندارند.

از سوی دیگر، اختلافات درونی این شیوخ با یکدیگر هر گونه وحدت در میان کشور را خدشه‌دار کرده است که از ضعف‌های بزرگ امارات متحده عربی به شمار می‌رود.

این شرایط، زمینه را برای متزلزل بودن قدرت ملی فراهم آورده که البته دولت امارات برای جبران آن، برخی شیوه‌ها در پیش گرفته است. این دولت برای جبران ضعف ناشی از نبود «منابع قدرت»، پیمان‌های سیاسی و اقتصادی مهمی با قدرت‌های فرامنطقه‌ای از جمله ایالات متحده آمریکا بسته، تا جایی که آثار این پیمان‌ها، امارات را به یک کشور وابسته تقلیل داده است.

اما این همه آن چیزی نبود که بتواند امارات را در برابر اختلافات شدید درونی بیمه کند. این کشور پیش از هر چیز به نوعی از اتحاد در برابر دیگری و دشمنی مشترک که هر آن ممکن است باعث نابودی آن شود، نیاز داشت.

بر این اساس بود که غیریت‌سازی هویتی دولت امارات در برابر یک کشور قدرتمند و پهناور در شمال خلیج فارس شکل گرفت. در این شکل از گفتمان‌سازی، ایران یک «دگر» سیاسی و هویتی تعریف شد که نه تنها در صدد تسخیر نظامی و سیاسی این کشور است، بلکه چنین مطامعی را در برابر دیگر کشورهای عربی در سر می‌پروراند.

این فرآیند غیریت‌سازی در حالی شکل می‌گرفت که ایرانی‌ها در پی چنین رویاهایی نبودند. اما آنچه واقعیت داشت، شکل‌گیری چنین تصوری در ذهن نخبگان عرب، به ویژه نخبگان امارات بود. به این ترتیب، اماراتی‌‌‌ها می‌توانستند با بزرگنمایی دشمنی از بیرون در مواقع ضروری، وحدت داخلی مورد نیاز را در میان شیخ‌نشین‌ها تضمین کنند.

هنگامی که دیک چینی در سال 2004 گفتت، ایرانی‌ها در صدد احیای امپراتوری باستانی خود از راه تسخیر کشورهای نفت‌خیز جنوب خلیج فارس هستند، بسیاری از ایرانی‌ها شگفت زده شدند، زیرا چنین رویایی نه در خاطره جمعی ایرانی‌ها ما‌به‌ازا دارد و نه چنین روحیه یا علاقه‌ای در میان این ملت هست؛ اما با نگاهی به هویت‌سازی و برنامه ریزی‌های هویتی دولت امارات، می‌توان پی برد که تصورات نادرست دیک چینی چگونه شکل گرفت.

رمان «سقوط 79» نیز که در اواسط دهه هفتاد میلادی منتشر شد، در صدد القای چنین تفکری بود. در این رمان، آمریکا کشورهای عربی را در چند قدمی یک فاجعه بزرگ نجات می‌دهد و هواپیماهای آمریکایی با بمباران نیروگاه اتمی بوشهر جهان را از دست کشوری بلند پرواز نجات می‌دهند!

نویسنده یهودی این رمان، چندین بار در کتاب اشاره دارد که ایرانی‌ها می‌کوشند، امپراتوری پارس را احیا کنند و در صدد تسخیر حوزه‌های نفت‌خیز عربی هستند؛ یعنی همان تصور نابجایی که نویسندگان و روزنامه‌نگاران امارات، قطر، کویت عربستان و... دوست دارند آن را بشنوند و درباره آن سخن بگویند تا ایده‌های قدیمی پان‌عربیسم را تقویت یا بازتولید کنند.

بنا بر این گزارش، تلاش‌های ایران برای دستیابی به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای، این توهم را در کشورهای عربی دامن می‌زد که ایران برای دستیابی و تسخیر این کشورها، در حال مسلح شدن بوده و استقلال آنها رو به خطر است.

به این ترتیب امارات پروژه ایران هراسی و شیعه هراسی را از درون برای حفظ وحدت و همگرایی شیوخ پیش می‌برد و از سوی دیگر، با دادن پایگاه‌های نظامی به نیروهای خارجی برای مقابله با دشمن تعریف شده، وابستگی خود را افزایش می‌دهد که در بلند مدت موجب محو آبروی بین‌المللی خود خواهد شد.

در پایان باید گفت، امارات و دولت‌های حاشیه خلیج‌فارس، دروغ و توهمی را که خود آن را تولید کرده بودند، باور داشته و برای حفظ استقلال و حاکمیت خود در برابر «دگری» به نام ایران به سوی دولتی پناه بردند که از این وضعیت بیشترین بهره را برده و استقلال این کشورها را از میان برداشته و با ایجاد پایگاه‌های نظامی متعدد و نفوذ در ارکان دولت‌های عربی، آنها را تبدیل به ابزار فشار خود کرده است.دارای نفت را شامل می شود.




‍‍‍ پ پ ‍‍‍
چرا عربستان، بحرین، امارات و ... علیه ایران گستاخی می‌کنند؟!
چاره چیست؟
عصر ایران ؛ جعفر محمدی - عربستان چگونه جرأت می کند چنین نامحترمانه با ایران رفتار نماید؟ بحرین که حداکثر اندازه یک شهر ایران است و تا چند سال پیش، بخشی از خاک ایران بود، چگونه به خود اجازه می دهد کاردار ایران را اخراج نماید؟ امارات متحده عربی چگونه خود را در این حد و اندازه می داند که مدعی جزایر سه گانه ایرانی شود؟!

این سؤالات را می توان با موضوعات مختلف در خصوص بسیاری دیگر از کشورهای ریز و درشت پرسید، چرا که ایران ، نه کشوری پرت در گوشه بی اهمیت در نقشه جغرافیا و نه در زمره تازه به دوران رسیدگان روزگار است ، بلکه بی هیچ شعار و تعارفی، ایران کشوری مهم، با سابقه تاریخی طولانی و پتانسیل های بسیار عظیم است که پرداختن به آن، در مجال این مقال نیست.

چرا عربستان، بحرین، امارات و ... علیه ایران گستاخی می کنند؟! / چاره چیست؟

بنابراین، مردم ایران حق دارند که از رفتارهای دون شأن کشورهای دیگر با خود آزرده خاطر شوند و این سؤالات را بپرسند.

واقعیت این است که دنیای روابط بین الملل، دنیای خاطره ها ، انصاف و اعتماد نیست، بلکه دنیای رقابت است ، آن هم رقابتی بی رحمانه و مبتنی بر منافع ملی هر کدام از کشورها که عمدتاً هم در تقابل با یکدیگر هستند.

از این رو ، اگر فلان کشور عربی یا غیر عربی، اقدامی علیه ایران شکل می دهد، هرگز نمی گوید:" نه این کار را نمی کنم، چون ایران سابقه تاریخی و تمدنی فراوانی دارد یا این کار غیرمنصفانه است و ... . "
بلکه آنها دقیقاً بر مبنای وضعیت کنونی ما و دورنمایی که پیش بینی می کنند، رفتارهای خود را شکل می دهند. مثلاً اگر چین به این نتیجه برسد که در 10 سال آینده به نفت نیاز فراوان خواهد داشت، سعی در بهبود روابط با کشورهای نفتخیز می کند و اگر در این میان، کشوری نفت خود را با شرایط بهتری بفروشد که خرید از آن مقرون به صرفه تر باشد، به سادگی فروشنده قبلی را حذف می کند و با دیگری قرارداد می بندد. ملاک عمل در روابط بین الملل، حال فعلی کشورهاست.

اگر کشوری اقدامی علیه دیگری می کند، باید قبل از آن اقدام اطمینان یابد که کشور مورد تعرض، قادر به پاسخ متقابل نیست. اشتباه در محاسبه پاسخ، می تواند گاه فاجعه بار باشد.
لذا اگر برخی کشورها مانند عربستان به خود اجازه می دهند که رفتارهای نامناسبی با ایران انجام دهند به این دلیل است که در محاسبات خود، به این نتیجه رسیده اند که ایران قادر به اقدام متقابل نیست. مثلاً در ماجرای حج امسال، احتمالاً این گونه اندیشیده اند که حداکثر کاری که ایران می تواند انجام دهد، قطع رابطه یا تحریم حج است که اولی اگر حاوی زیان باشد، دو طرفه است و تحریم حج را نیز می توان با افزودن چندهزار نفر به سهمیه حج کشورهای دیگر، جبران کرد.

چرا عربستان، بحرین، امارات و ... علیه ایران گستاخی می کنند؟! / چاره چیست؟

آنچه باعث شده این کشورها، در خود چنین جرأت و توانی را بیابند، به دو عامل برمی گردد:

اول این که توانسته اند قدرت درونی خود را افزایش دهند ؛ مثلاً اگر امارات متحده عربی همان کشور بیچاره ای بود که مردمانش در ساحل می ایستادند و چشم به دریا می دوختند تا لنج های ایرانی برایشان آب آشامیدنی ببرند، یا اگر قطر در زمره کشورهای با رشد اقتصادی بسیار بالا در جهان نبود، یا اگر عربستان حرف اول اوپک را نمی زد، آیا باز هم می توانستند در برابر ایران چنین شاخ و شانه بکشند؟

همین عربستان در سال هایی که نفت گران شد و از 100 دلار نیز فراتر رفت، میلیاردها دلار اندوخته اضافی کسب کرد و دلارهای نفتی اش را مجدداً در حوزه های مختلف ، مانند خرید سهام شرکت های بزرگ دنیا سرمایه گذاری کرد و اقتصاد ملی اش را به طور ملموسی تقویت کرد.
اما ایران در آن سال ها ، درگیر تحریم خارجی و سوء مدیریت و دزدی های کلان داخلی بود. معلوم است که دو برخورد متفاوت با یک پدیده ، نتایج متفاوتی را رقم می زنند همان طور که در آن سال ها، اقتصاد عربستان قوی تر شد و رشد 3.5 درصدی(بالاتر از متوسط جهانی) را تجربه کرد و اقتصاد ایران وارد فاز "رشد منفی" ، "تورم" و " رکود" شد.

یا امارات متحده عربی، با جذب سرمایه های خارجی، چنان توانی از نظر اقتصادی پیدا کرد که توانست یکی از قوی ترین نیروهای هوایی منطقه را برای خود ایجاد کند و بدین ترتیب، فقدان عمق استراتژیک در زمین که به دلیل کوچک بودن کشور با آن مواجه است را با نیروی هوایی جبران کرد.
اما در همین موردِ نیروی هوایی، ایران در سال های گذشته نتوانسته است خود را مجهز به هواپیماهای جنگی روز دنیا کند.

چرا عربستان، بحرین، امارات و ... علیه ایران گستاخی می کنند؟! / چاره چیست؟

دوم این که این کشورها توانسته اند با استفاده از خلأ ایجاد شده میان ایران و کشورهای مهم جهان، روابط خود را قدرت های جهانی به ویژه آمریکا ارتقا دهند.
قطعاً برای امریکا، به دلایل متعددی که باید در جای خود بدان پرداخته شود، همکاری با ایران در منطقه خاورمیانه، گرینه بهتری است تا تعامل با کشورهایی مانند عربستان و قطر و نظایر این ها.
اما به دلیل تقابلات ایجاد شده بین ایران و آمریکا، ایالات متحده هم به دلیل نیاز پیشین خود در منطقه و هم برای مهار ایران، همکاری با این کشورها را در دستور کار خود قرار داده است ، آن هم در حدی وسیع و عمیق که بعد از توافق هسته ای، مقامات ارشد آمریکایی به منطقه آمدند تا کشورهای عربی را در جریان ماجرا قرار دهند و خیال شان را از بابت توافق هسته ای ایران و 1+5 آسوده کنند.

در واقع، بخش اعظم انرژی کشورهای عربی که به واسطه آن به خود جرأت رویارویی و بدرفتاری با ایران را می دهند، پشتگرمی آنها به قدرت های فرامنطقه ای و مشخصاً آمریکاست. در واقع ، آمریکا برای آنها در حکم "پدر اجاره ای" قلچماقی است که می توانند پشت سرش پنهان شوند و هر از گاهی، سنگی به سمت ایران بیندازند یا حرف ناروایی بگویند و دوباره پشت او پنهان شوند.

چرا عربستان، بحرین، امارات و ... علیه ایران گستاخی می کنند؟! / چاره چیست؟
راه حل تنبیه عربستان در خصوص فاجعه منا و ماجراهای دیگری که در روابط با ایران شکل داده (مانند کمک به تحریم نفتی ایران ، کمک به تروریست های ضد ایرانی مانند جندالله و ...) ، نه شعار دادن و تجمع و شکستن شیشه های سفارت عربستان است و نه تحریم حج و قطع روابط دیپلماتیک و حمله نظامی و ...(البته هر کدام از اینها می تواند در جای خود بررسی و عنداللزوم اجرا شود ولی راه اصلی نیستند).

راه اصلی و ماندگار این است که همان دو نقطه ای که به مدد آن، به خود اجازه گستاخی می دهند را هدف قرار دهیم: توان داخلی و پشتوانه خارجی آنها.

هر دو نقطه نیز فقط یا یک راهبرد عقلانی و ملی می توانند مورد هدف قرار گیرند و آن، "بهبود سریع و هوشمندانه رابطه ایران با جهان" است.

اگر ایران با جهان تعامل متقابل سازنده داشته باشد، آنگاه دیگر کشوری به نام عربستان نمی تواند سهم نفت ایران در بازار را از آن خود کند و بعد با پول همان نفت، برای مان شاخ و شانه بکشد.

اگر رابطه ایران با جهان عادی باشد ، آنگاه کشوری به نام قطر نمی تواند به مدد تکنولوژی هایی که به او می دهند و به ما نمی دهند، در میدان مشترک گازی، چندین برابر ایران گاز برداشت کند و به مدد همین میدان مشترک، بالاترین درآمد سرانه را در جهان داشته باشد و با هزینه کردن پول های حاصله از آن، گروه های تریستی ضد ایرانی را تجهیز کند.

چرا عربستان، بحرین، امارات و ... علیه ایران گستاخی می کنند؟! / چاره چیست؟

اگر رابطه ایران با جهان در سطحی که شایسته ایران است باشد، آن وقت کشوری به نام امارات، محل سرمایه گذاری غرب و شرق عالم نمی شود و ایرانی ها مجبور نمی شوند واردات و صادرات خود را با واسطه گری امارات انجام دهند. آنگاه امارات با پول هایی که از این رهگذر کسب می کند، نمی توانددر دنیا سر و صدا راه بیندازد که مالک جزایر سه گانه است و اسم خلیج فارس را نیز جعل کند.

قطعاً بهبود روابط ایران با جهان، بزرگ ترین آسیب اقتصادی را به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس وارد می کند و اقتصادشان را تضعیف می کند. بی دلیل نیست که آنها در زمره دلواپس ترین موجودات عالم در خصوص توافق هسته ای هستند.

ارتقاء سطح روابط بین المللی ایران، خلأهای موجود در منطقه را پر می کند و کشورهای خاورمیانه، به جایگاه واقعی خود در منطقه باز می گردند. مثلاً اگر امروز بحرین نزد آمریکا ارج و قربی دارد، به این دلیل است که آمریکا برای رو در رویی احتمالی با ایران، مقر ناوگان دریایی اش را در بحرین مستقر کرده است. بدیهی است که حاکمان بحرین دوست دارند روابط ایران و آمریکا همیشه تیره و تار بماند تا بتوانند از محل خوش خدمتی به آمریکا ، برای خود منزلتی ولو جعلی و ذلت آمیز دست و پا کنند.

اگر ایران و آمریکا دورنمای جنگ با یکدیگر نداشته باشند، دیگر نیازی به بحرین و پایگاه نظامی و ... وجود نخواهد داشت و آنگاه بحرین باید به جایگاه اصلی خود که ماهیگیری و صید مروارید است برگردد نه این که به پشتوانه آمریکا، کاردار ایران را اخراج کند و در رسانه هایش علیه ایران تبلیغ کند و جهان عرب نیز صدایش را بازتاب دهد و علیه ایران اجماع کنند.

چرا عربستان، بحرین، امارات و ... علیه ایران گستاخی می کنند؟! / چاره چیست؟

البته گمان این که اگر رابطه ایران با جهان و مخصوصاً آمریکا بهبود یابد همه مشکلات حل می شود و بناگاه همه معادلات تغییر 180 درجه می کند، ساده انگارانه است چرا که در نهایت ، این خود "ما" هستیم که باید گلیم خود را از آب بیرون بکشیم و کشورمان را در مسیر اصلاح ، ارتقا و پیشرفت قرار دهیم . حتی اگر سفارتخانه های ایران و آمریکا در واشنگتن و تهران نیز بازگشایی شوند، هر دو کشور در اندیشه منافع خود خواهند بود که البته امری طبیعی است؛ سخن این است که نگذاریم "دیگران" از تنش ما با جهان علیه ما سوء استفاده کنند و مدام قوی تر شوند و روز به روز آسیب های بیشتری به ما بزنند.






مرکز پایش ستاد حقوق بشر گزارش می‌دهد
ابراز نگرانی گزارشگر سازمان ملل از فقر شدید در آمریکا
گزارشگر ویژه فقر سازمان ملل با سفر دو هفته ای به آمریکا وضعیت فقر در چند شهر و ایالت این کشور را بررسی و تشریح کرد.
کد خبر: ۳۸۲۹۷۳
تاریخ: ۱۲ دی ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۸

ابراز نگرانی گزارشگر سازمان ملل از فقر شدید در آمریکابه گزارش گروه حقوقی و قضایی خبرگزاری میزان به نقل از مرکز پایش ستاد حقوق بشر، فیلیپ آلستون، گزارشگر ویژه فقر سازمان ملل با سفر دو هفته‌ای به آمریکا از تاریخ یکم تا ۱۵ دسامبر ۲۰۱۷، به بررسی وضعیت فقر در چند شهر و ایالت این کشور پرداخت.

سفر وی به دعوت دولت فدرال و با هدف بررسی وضعیت حقوق بشر در آمریکا با توجه به وجود فقر شدید در این کشور انجام شد.

وی گزارش اولیه سفر خود را در پایان این سفر در ۱۵ دسامبر منتشر و در آن نسبت به وضعیت شدید فقر در این کشور انتقاد کرد.

آلستون در این بازدید به بررسی مسئله فقر در آمریکا از زاویه‌های مختلف از جمله تبعیض جنسیتی و نژادی تا کودکانی که در فقر به دنیا می‌آیند و رنج‌های مردمی که توانایی دسترسی به اساسی‌ترین نیاز‌های خود را ندارند، پرداخته است.

در این بازدید دو هفته ای، از ایالت‌های کالیفرنیا، آلباما، جورجیا، پورتوریکو، ویرجینیا و واشنگتن، با مقامات ارشد و مقامات دولت فدرال، کارشناسان، شهروندان گروه‌های مختلف و تعداد بسیاری از افراد بی خانمان و فقیر دیدار و صحبت شد.

این دیدارها، همزمان با تغییر سیاست‌های آمریکا در رابطه با نابرابری و فقر شدید در این کشور همراه بود. طرح پیشنهادی مالیاتی آمریکا، این کشور را به یکی از جوامع با بالاترین میزان اختلاف طبقاتی تبدیل خواهد کرد و نابرابری مالی و درآمدی موجود در کشور بین ثروتمندان (۱%) و بی بضاعتان (۵۰%) را به میزان قابل توجهی افزایش خواهد داد.

کاهش شدید در ارائه خدمات رفاهی، که رئیس جمهور آن را پیش بینی و دولت شروع به اجرای آن کرده است، اساسا فضای امنیتی شهروندان را که از قبل نیز آسیب دیده بود، متزلزل‌تر می‌کند.

با وجود اینکه آمریکا یکی از ثروتمندترین، پیشرفته‌ترین و قدرتمندترین کشور‌های جهان است، نه ثروت، نه قدرت و نه فناوری آن به بهبود وضعیت فقر در ۴۰ میلیون نفر از جمعیت مردم این کشور کمکی نمی‌کند.

در این بازدیدها، عده کثیری از مردم در خیابان‌های لس آنجلس به سختی زندگی خود را می‌گذراندند و در سان فرانسیسکو نیز پلیس افراد بی خانمان و کارتن خواب در خیابان‌ها را مجبور به ترک آن محل می‌کرد، در حالیکه جوابی برای این که این افراد کجا می‌توانند ساکن شوند، نداشت.

هم چنین هزاران نفر از مردم فقیر، پیوسته اخطار تخلف و شکست قانون دریافت می‌کنند، که به نظر می‌رسد این اخطار‌ها عمدا و به منظور جریمه و زندانی کردن آن‌ها طراحی شده است.

مرگ و میر و بیماری به دلیل نبود امکانت بهداشتی و درمانی

در خصوص موضوع سلامت نیز در برخی مناطق که دولت موضوع بهداشت آن مناطق را از دایره وظایف خود خارج دانسته و از ارائه تجهیزات نظافت شهرداری برای آن‌ها خودداری می‌کرد، حیاط منازل آلوده به فاضلاب شهری بوده و هیچگونه اقدامی از جانب دولت صورت نگرفته بود.

بسیاری از بزرگسالان بدلیل عدم وجود خدمات سلامت دهان و دندان برای افراد فقیر، همه دندان‌های خود را از دست داده بودند. آمار بسیار بالای مرگ و میر و از بین رفتن بنیان خانواده‌ها و جامعه به دلیل تجویز‌های نادرست و اعتیاد به انواع مواد مخدر، از دیگر موارد تاسف بار مشاهده شده در این بازدید بود.

همچنین افرادی در جنوب پورتوریکو در منطقه‌ای در مجاورت با کوهی محافظت نشده از خاکستر ذغال سنگ که منجر به بروز بیماری و ناتوانی و یا حتی مرگ ساکنین آن منطقه می‌شد، زندگی می‌کردند.

در مکالمات بین گزارشگر ویژه و مردم در ایالت‌های مختلف، از او مکررا در رابطه با قیاس آمریکا با سایر کشور‌ها سوالاتی پرسیده می‌شد.

اگرچه این قیاس‌ها هیچگاه خالی از عیب نیستند، ولی نکات ذیل تصویری نسبتا واضح از تضاد بین ثروت، ظرفیت نوآوری، آیین‌های کاری آمریکا، و نتایج اجتماعی موجود نشان می‌دهد

اگرچه در زمینه هزینه‌های مراقبت بهداشتی در دولت آمریکا، این کشور از سایر کشور‌ها جلوتر است، اما از نظر تعداد کادر پزشکی و تخت‌های موجود در بیمارستان ها، در جایگاهی پایین‌تر از میانگین آمار سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) قرار دارد.

نرخ مرگ و میر نوزادان در طول سال ۲۰۱۳ در آمریکا، بالاترین نرخ در بین کشور‌های توسعه یافته گزارش شده است؛
میزان امید به زندگی و برخورداری از زندگی سالم در شهروندان آمریکایی در مقایسه با شهروندان سایر دموکراسی‌های غنی مثل آمریکا، بسیار پایین‌تر بوده و فاصله بین سطح سلامت در آمریکا و کشور‌های هم رده روز به روز افزایش می‌یابد.

سطح نابرابری در آمریکا بسیار بالاتر از کشور‌های اروپایی است

میزان بیماری‌های گرمسیری نادیده گرفته شده در آمریکا رو به افزایش است. به طور مثال، در حال حاضر تعداد ۱۲ میلیون آمریکایی مبتلا به عفونت انگلی تخمین زده شده اند.

در زمینه دسترسی به آب آشامیدنی و بهداشت، آمریکا مقام ۳۶ در جهان را دارد.

آمریکا با نرخی ۵ برابر میانگین سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD)، بالاترین آمار زندانیان در جهان را داراست؛
آمار فقر در جوانان آمریکایی در OECD، بالاترین میزان است.

مرکز نابرابری و فقر استنفورد که ثروتمندترین کشور‌ها را از نظر بازار کار، فقر، نابرابری مالی و پویایی اقتصادی رده بندی می‌کند، آمریکا را در رده دهم بین ۱۰ کشور برتر، و رده هجدهم بین ۲۱ کشور برتر قرار داده است.

در سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD)، در بین ۳۷ کشور، آمریکا از نظر فقر و نابرابری در جایگاه ۳۵ قرار دارد؛
بر اساس اطلاعات به دست آمده از پایگاه داده‌های نابرابری درآمد جهانی، آمریکا دارای بالاترین نرخ جینی (اندازه گیری نابرابری) در میان تمام کشور‌های غربی است.


مرکز فقر و نابرابری استنفورد، آمریکا را به عنوان "عضوی شاخص در کشور‌های دارای فقر کودکان" توصیف می‌کند. نرخ فقر کودکان آمریکا در میان شش کشور ثروتمند جهان (کانادا، انگلیس، ایرلند، سوئد و نروژ)، بالاترین است.

در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶، حدود ۵۵.۷ درصد از واجدین شرایط در رای گیری شرکت کردند. در مقایسه با میانگین ۷۵ درصدی رای دهندگان در OECD، آمریکا رتبه ۲۸ را در این سازمان دارد.

توجه به ابعاد حقوق بشر در آمریکا

علیرغم انجام برخی اقدامات درخصوص تعدادی از معاهدات حقوق بشری مانند کنوانسیون رفع انواع تبعیض نژادی که آمریکا آن را تصویب کرده و اعلامیه جهانی حقوق بشر که این کشور مدت‌ها بر ضرورت رعایت آن توسط همه کشور‌ها تاکید کرده است، دولت‌های پیاپی در آمریکا، شامل دولت کنونی، حقوق اقتصادی و اجتماعی مردم را جزء موارد حقوق بشر نمی‌دانند. این در شرایطی است که به گفته آلستون، انکار این موضوع، مسئولیت را از دوش دولت بر نمی‌دارد.

قوانین بین المللی حقوق بشر، حق تحصیلات، خدمات درمان و سلامت، حمایت اجتماعی از نیازمندان، و حق داشتن استاندارد‌های کافی زندگی را به رسمیت می‌شناسند.

این در حالی است که آمریکا، تنها کشور در میان همه کشور‌های توسعه یافته است که علی رغم تاکید بر اهمیت ویژه حقوق بشر، آن را شامل حقوقی که از مردم در برابر گرسنگی، عدم دسترسی به مراقبت‌های درمانی، و زندگی در محرومیت محض حمایت می‌کنند، نمی‌داند.

از آن جا که آمریکا تنها کشوری است که حقوق اقتصادی و اجتماعی را جزء حقوق بشر در نظر نمی‌گیرد، تاکید ویژه این گزارش بر روی آن دسته از حقوق شهروندی و سیاسی منعکس شده در لایحه حقوق بشر آمریکا و در میثاق بین المللی حقوق شهروندی و سیاسی مصوب آمریکا می‌باشد.

اقشار درگیر در فقر در آمریکا

حقیقت موجود در آمریکا این است که بسیاری از ثروتمندترین شهروندان، به اندازه دیگران مالیات نمی‌پردازند. آن‌ها اکثر ثروت خود را در خارج از کشور سرمایه گذاری و ذخیره کرده و بیشتر از طریق زمین خواری و احتکار کسب درآمد می‌کنند. کلیشه‌های نژادپرستی در آمریکا چندان مخفی نیست، افراد فقیر اکثرا از نژاد‌های غیر سفیدپوست، نظیر مهاجران اسپانیایی و سیاه پوستان هستند.

برخی سیاستمدارانی که آلستون با آن‌ها مصاحبه داشت، نمونه‌ای از کلاهبردارانی هستند که با خیالی آسوده، بر صندلی‌های خود نشسته و مشغول تماشای تلویزیون و غرق در گوشی‌های هوشمند خود هستند.

براستی چند نفر از این سیاستمداران از مناطق محروم و فقیرنشین بازدید کرده اند؟ چه برسد به صحبت کردن با آن‌ها. افرادی که آلستون با آن‌ها صحبت کرده بود، تعداد زیادی بودند که در فقر متولد شده و رشد یافته بودند و یا کسانی بودند که بنابر دلایلی خارج از کنترل آن ها، نظیر ناتوانی‌های جسمی و روانی، طلاق، فروپاشی بنیان خانواده، بیماری، کهولت سن، حقوق ناچیز، و یا تبعیض در بازار کار، دچار فقر شده بودند.

فقر در آمریکا منحصر به نژاد و یا سن خاصی نیست. در آمریکا علاوه بر سیاه پوستان و اسپانیایی ها، سفیدپوستان، آسیایی‌ها و نژاد‌های دیگر نیز از فقر رنج می‌برند. از سوی دیگر، اتوماسیون شدن بسیاری از سیستم‌ها منجر به بیکاری بسیاری از نیرو‌های جوان، علی رغم اطمینان آن‌ها از امنیت شغلی، شده است.

در اقتصاد قرن بیست و یکم، با توجه به شکست‌های سنگین خارج از کنترل افراد، تنها عده محدودی می‌توانند امنیت خود در برابر ابتلا به فقر را تضمین کنند. "رویای آمریکایی شدن" به سرعت در حال تبدیل به "توهم آمریکایی شدن" می‌باشد، چرا که در حال حاضر آمریکا کمترین میزان پویایی اقتصادی را در میان کشور‌های ثروتمند دارد.

میزان فعلی فقر در آمریکا

مسئله شدت و میزان فقر در ایالات متحده بحث برانگیز و گسترده است، اما در این گزارش آمار ارائه شده عمدتا بر اساس آمار رسمی دولتی اعلام شده توسط اداره آمار ایالات متحده می‌باشد.

اداره آمار با استفاده از معیار معین آستانه فقر و یا سایر اقدامات رسمی در رابطه با فقر، به منظور تعریف مفهوم فقر و بررسی میزان آن در آمریکا، هر ساله اطلاعات به روز رسانی شده از آمار فقر در آمریکا را ارائه می‌دهد.

بر این اساس، در سپتامبر ۲۰۱۷ از هر ۸ آمریکایی یک نفر، معادل ۴۰ میلیون نفر (۱۲.۷ درصد) از جمعیت، در فقر زندگی می‌کردند. بیش از نیمی از این افراد در فقر شدید به سر می‌بردند که درآمد گزارش شده آن ها، از نصف آستانه فقر هم پایین‌تر بود.

مشکلات ناشی از سیاست‌های موجود

هیچ معجزه‌ای برای از بین بردن ناگهانی فقر وجود ندارد، بلکه هریک از اعضاء و بخش‌های دولت باید این امر را از وظایف خود تلقی و در تصمیم گیری‌ها قلمداد کنند.

این در حالیست که در کشور ثروتمندی، چون آمریکا، مسئله مزمن فقر، یک تصمیم سیاسی است که توسط قدرتمندان اتخاذ می‌شود و با اراده دولت از میان برداشته می‌شود.

سیاست‌های طراحی شده برای از بین بردن فقر شامل مواردی، چون تصمیم گیری‌های دموکراتیک، سیاست‌های اشتغال کامل، حمایت اجتماعی برای افراد آسیب پذیر، یک سیستم عدالت منصفانه و تاثیرگذار، برابری جنسیتی و نژادی و رعایت کرامت انسانی می‌باشد که متاسفانه در حال حاضر، آمریکا هیچ یک از این موارد را رعایت نمی‌کند.

سنگ بنای جامعه آمریکا، دموکراسی است. اما این امر به طور پیوسته کمرنگ‌تر می‌شود. قانون "هر فرد یک نظر" در حد یک نظریه بوده و در عمل دیده نمی‌شود. در دموکراسی، وظیفه دولت باید تسهیل مشارکت سیاسی باشد؛ با اطمینان از این موضوع که همه شهروندان بتوانند رای داده و رای هیچ کس بر دیگری برتری نداشته باشد.

در آمریکا قانون حبس سریع عده کثیری از بزهکاران وجود دارد، قانونی که اکثرا شهروندان سیاه پوست را تحت تاثیر قرار می‌دهد، چرا که آن‌ها کسانی هستند که به دلیل نژادی که دارند، در صورت هرگونه عملکرد اشتباه از سوی آن ها، به صورت کاملا ناعادلانه، به طور خاص مورد محاکمه و مجازات قرار می‌گیرند.

علاوه بر این، در برخی موارد نیز افرادی که همه بدهکاری‌های خود را پرداخت کرده اند، تا زمانی که همه جرایم خود را تمام و کمال پرداخت نکنند، باز هم حق رای ندارند.

همچنین، مجازات‌های مخفی، شامل دستکاری حوزه‌های انتخاباتی به نفع گروه خاصی از رای دهندگان، اجبار در ارائه کارت شناسایی رای دهندگان، دستکاری موقعیت‌های پایگاه‌های رای گیری، و به طور کلی افزایش موانعی که افراد فقیر، اقلیت ها، و سایر گروه‌های طرد شده را از حق مسلم خود در خصوص رای دادن محروم می‌کند، وجود خواهد داشت.

یک توضیح کلی در این رابطه این است که صرف نظر از اینکه پس از برگزاری انتخابات در نهایت چه کسی برگزیده می‌شود، مردم در وضعیت زندگی و آسایش و رفاه خود هیچ گونه پپیشرفتی مشاهده نمی‌کنند؛ این موضوع در عدم مشارکت مردم در انتخابات بی تاثیر نیست.

این در حالیست که یکی از مقامات دولتی، این عدم مشارکت را به دلیل بی تفاوتی مردم دانست. وی اظهار داشت زمانی که مردم در فقر هستند، در انتخابات شرکت نمی‌کنند.

دولت با این این استدلال که قشر فقیر باید به بازار کار برگشته و تنها به امید خدمات رفاهی نباشد، درصدد قطع خدمات رفاهی اندکی است که در حال حاضر به مردم ارائه می‌شود.

این طرح پیشنهادی بر اساس این ادعاست که در حال حاضر موقعیت‌های شغلی فراوانی برای همه افراد در جامعه، حتی با تحصیلات پایین، ناتوانی و سوء پیشینه، موجود می‌باشد.

دولت معتقد است با اشتغال افراد در این موقعیت‌های شغلی، آن‌ها از خدمات و کمک‌های دولت بی نیاز خواهند شد. این در حالیست که مصاحبه‌های آلستون با کارگران، خلاف این امر را نشان داده و بیانگرشرایط سخت زندگی آن‌ها با دستمزد‌های بسیار پایین است.

در رابطه با بازار کار، واقعیت با آن چه که نشان داده می‌شود بسیار متفاوت است، مدت طولانی است که نرخ اشتغال به کار در آمریکا سیر نزولی دارد. به طور مثال، تا سال ۲۰۱۷ تنها ۸۹ درصد از مردان ۲۵ تا ۵۴ ساله مشغول به کار بودند.

کودکان فقیر

تعداد شگفت آوری از کودکان در آمریکا در فقر به سر می‌برند. در سال ۲۰۱۶، ۱۸ درصد از کودکان، حدود ۱۳.۳ میلیون نفر، در فقر بودند؛ این آمار یعنی ۳۲.۶ درصد از کل جمعیت افراد فقیر کشور. از میان این افراد، ۳۱ درصد کودکان سفیدپوست، ۲۴ درصد سیاه پوست، ۳۶ درصد اسپانیایی، و ۱ درصد نیز کودکان بومی هستند.

در رابطه با نوزادان و کودکان نیز، ۴۲ درصد کودکان سیاه پوست، ۳۲ درصد کودکان اسپانیایی و ۱۴ درصد کودکان سفیدپوست می‌باشند. فقر در کودکان به شدت از بحران مسکن در آمریکا تاثیر می‌پذیرد. حدود ۲۱ درصد از افراد بی خانمان، کودک هستند.

اگرچه اکثر این کودکان بی خانمان در پناهگاه ساکن هستند، ولی بی ثباتی داخلی، اخراج از پناهگاه ها، و جابجایی‌های زیاد، بر روی تحصیلات و سلامت جسمی و روانی این کودکان تاثیر منفی می‌گذارد.

پنهان کردن مشکل با روی آوردن به مجازات

در بسیاری از شهرها، افراد بی خانمان در واقع به خاطر وضعیت زندگی شان مجرم شناخته می‌شوند؛ کارتن خوابی، نشستن در اماکن عمومی، تکدی گری، و موارد متعدد دیگر، از عواملی هستند که آن‌ها را مورد تهاجم قرار می‌دهد. بر اساس گزارشات، در اسکید رو، بین سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶، تعداد ۶۶۹۶ نفر از افراد بی خانمان دستگیر شده اند.

در بسیاری از شهرها، سیستم عدالت کیفری، با کسب درآمد از طریق جریمه‌ها و ذخیره برای سیستم عدالت و سایر برنامه ها، افراد فقیر را بیشتر در فقر فرو می‌برد.

در واقع، استفاده از سیستم قانونی نه برای برقراری عدالت بلکه برای بالا بردن درآمد در سراسر کشور دیده می‌شود. این جریمه‌ها تنها فقیرترین اقشار جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. یکی دیگر از اقداماتی که قشر فقیر جامعه را با مشکل رو به رو می‌کند، وثیقه‌های سنگین برای متهمانی است که در انتظار محاکمه به سر می‌برند.

در این میان، متهمان ثروتمند با گذاشتن وثیقه به راحتی آزادی خود را به دست می‌آورند، در حالی که افرادی که توانایی ارائه وثیقه را ندارند در حبس باقی مانده و با عواقبی نظیر از دست دادن شغل، مشکلات نگهداری از فرزندان و تعویق در پرداخت اجاره رو به رو خواهند شد که این موارد، خود باعث تشدید فقر در این افراد می‌شوند.

ماهیت جنسیتی فقر

آمار بسیار بالایی از زنانی که به خاطر فقر بار سنگینی از مسئولیت‌های زندگی را به دوش می‌کشند، در دست است. این زنان در مقایسه با زنان معمولی، بیشتر تحت خطر خشونت، آزار و اذیت جنسی، تبعیض در بازار کار و ... قرار دارند.

تعداد کودکانی که تحت سرپرستی مادران خود و در فقر شدید هستند، از ۱۰۰۰۰۰ نفر در سال ۱۹۹۵ به ۸۹۵۰۰۰ در سال ۲۰۱۱ و ۷۰۴۰۰۰ در سال ۲۰۱۲ افزایش داشته است.

قانون‌های مرد محور، به ندرت به عواقب اقداماتی که در رابطه با قطع خدمات رفاهی از سوی دولت اعمال می‌شود، توجه می‌کنند.

در واقع، در رابطه با قشر فقیری که در آن‌ها زنان سرپرست خانوار هستند، به کمترین مسئله‌ای که پرداخته می‌شود این است که سیاست‌های ریاضت اقتصادی که خدمات ارائه شده توسط دولت را کاهش می‌دهند، بار بسیار سنگینی را بر دوش سرپرستان خانوار، بویژه زنان، قرار می‌دهد.

ملاحظات

۱. روزنامه گاردین با انتشار مقاله‌ای در ۲۵ آذر ۹۶ نوشت: با وجود فقر گسترده در آمریکا، در حال حاضر دولت این کشور بخش زیادی از بودجه این کشور را صرف اهداف نظامی می‌کند.

در زمان جنگ ویتنام نسبت بودجه نظامی به بودجه برنامه‌های فقرزدایی ۲ به ۱ بود، اما حالا این نسب، ۴ به ۱ رسیده است. در این مقاله همچنین آمده است که مسیحیان انجیلی در آمریکا به شدت از فقر رنج می‌برند که این موضوع همواره از سوی مسئولان و رسانه‌های این کشور نادیده گرفته می‌شود.

۲. نشریه اورشلیم پست نیز در آبان ۹۶ نوشت: از هر ۱۱ کودک آمریکایی، ۱ نفر یعنی در حدود ۶.۵ میلیون نفر در سطح کشور در فقر شدید زندگی می‌کنند.

یک پنجم افراد نوزاد تا مرحله پیش دبستانی که حدود ۴.۲ میلیون نفر هستند، با توجه به پیشرفت‌های نوین این عصر، در معرض فقر هستند.
نظر شما
نام:
(ضروری نیست)
ایمیل:
(ضروری نیست)
* نظر:
آخرین اخبار