شهدای ایران shohadayeiran.com

شهدای ایران:دیروز آقای رئیس‌جمهور در مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاه‌ها به موضوعاتی پرداختند که طرح آن از جانب ایشان دور از انتظار بود و بسیار بعید به نظر می‌رسد از واقعیت آنچه که متاسفانه به‌گونه‌ای غیرواقعی مطرح کرده‌اند، بی‌خبر باشند.

آقای روحانی دستگیری جاسوسان و مفسدان اقتصادی را نشانه بیکاری دستگاه قضائی دانسته! و می‌گوید «حالا البته شاید بعضی از دستگاه‌ها بیکارند و باید شغلی داشته باشند - و به این علت - ناچار هستند عده‌ای را احضار کنند»!

و البته به‌طور تلویحی اعتراف می‌کند نگرانی ایشان از آنجا ناشی می‌شود که جاسوسان و مفسدان اقتصادی دستگیر شده از افراد وابسته و نزدیک به رئیس‌جمهور و یا ریاست‌جمهوری بوده‌اند! و یا در حالی که تاکنون از برجام فقط یک مشت کلی‌گوئی‌های بی‌خاصیت نظیر، فتح‌الفتوح!

و معجزه قرن! و تسلیم قدرت‌های بزرگ در مقابل ایران! و... به ملت تحویل داده‌اند و هنوز نتوانسته‌اند حتی یک دستاورد محسوس و قابل قبول برای آن دست و پا کنند، با حالتی که انگار قصد تواضع دارند!

اظهار می‌دارد که «ما آمریکایی‌ها را فریب داده‌ایم»! و نمونه‌های دیگری از این دست «وارونه‌نمایی»ها که شرح آن به درازا می‌کشد و پرداختن به آن فرصت دیگری را می‌طلبد.


اما در این وجیزه آن بخش از اظهارات آقای روحانی مورد نظر است که در آن بی‌آن که بدانند و یا خدای نخواسته بخواهند، به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام اهانت شده است!

آقای روحانی می‌گوید «امام حسین علیه‌السلام قبل‌از آغاز قیام، ابتدا با حاکم مدینه صحبت کرد و استدلال‌ آورد حالا نمی‌گوئیم مذاکره، چون عده‌ای بدشان می‌آید، می‌گوئیم حرف زد، سخن گفت»!


در این خصوص باید گفت؛ «مذاکره» در عرف دیپلماتیک و تعریف شده آن به معنای حل اختلافات فیمابین از طریق «بده‌وبستان» است و نوعی «معامله» تلقی می‌شود که در آن طرفین برای حل اختلافات خود به رد و بدل کردن امتیاز روی می‌آورند و در مقابل امتیازاتی که به حریف می‌دهند از او امتیاز می‌گیرند تا در نهایت به نقطه‌ای برسند که هر دو طرف از آنچه داده‌اند و آنچه گرفته‌اند رضایت داشته باشند. دقیقاً مانند یک معامله.


اکنون باید از جناب روحانی پرسید آیا جنابعالی فرق مذاکره با حرف زدن را نمی‌دانید؟ حرف زدن و صحبت کردن می‌تواند تهدید و نهیب و یا پوزش و سازش باشد ولی در مذاکره سخن از امتیاز دادن و امتیاز گرفتن است. حالا بفرمائید که امام‌حسین علیه‌السلام قصد داشتند چه امتیازی به دشمن بدهند و در مقابل چه امتیازی بگیرند که جنابعالی از آن با عنوان «مذاکره»! یاد می‌کنید؟!


چه کسی می‌تواند انکار کند که گفت‌وگوی سیدالشهداء علیه‌السلام با سران شرک و نفاق از نوع نصیحت  و دعوت آنان به صراط مستقیم الهی و دست کشیدن از کفر و پلیدی بود، نه آن که حضرت با اهدای امتیاز به آنان در پی کسب امتیاز از آنها باشد، یعنی آنچه در تعریف سیاسی واژه «مذاکره» به مفهوم رایج امروزی آن آمده است!


شاید برای جناب روحانی به عنوان یک حقوقدان، عالم دینی و سیاستمدار سرد و گرم چشیده، این نظریه و فرض، سخت و ناگوار باشد اگر گفته شود که ایشان معنا و تعریف «مذاکره» به مفهوم شناخته شده آن در عرف سیاسی را نمی‌دانند.

ولی چنانچه روی دیگر این سکه، -نستجیربالله- بی‌حرمتی به ساحت مقدس اباعبدالله الحسین علیه‌السلام باشد، به یقین فرض اول را می‌پذیرند و بی‌اطلاعی خود از مفهوم رایج مذاکره را به روی دوم این سکه ترجیح می‌دهند و به صف کسانی می‌پیوندند که به‌کارگیری واژه «مذاکره» برای برخورد امام‌حسین علیه‌السلام با دشمنان اسلام را بی‌حرمتی به ساحت مقدس آن امام بزرگوار می‌دانند.


آقای روحانی گفته است «حالا نمی‌گوئیم مذاکره چون عده‌ای بدشان می‌آید»! که با توجه به آنچه گذشت باید از ایشان پرسید؛ مگر جنابعالی از بی‌حرمتی به امام حسین(ع) و دادن نسبت سازش به سیدالشهدا(ع) بدتان نمی‌آید؟!.


*حسین شریعتمداری


انتشار یافته: ۲
غیر قابل انتشار: ۱
مرتضی خاکپور
|
Germany
|
۱۱:۵۸ - ۱۳۹۶/۰۷/۱۶
0
0
...

شدت اتش جهنم .

امام صادق علیه السلام می فرمایند: ان نارکم هذه جزء من سبعین جزءا من نار جهنم و قد اطفئت سبعین مرة بالماء ثم التهبت و لو ذلک مااستطاع آدمی ان یطیقها(بحار الانوار جلد۸ مبحث جهنم)

یعنی آتش دنیا یک جزء از ۷۰ جزء آتش جهنم است، آتش جهنم ۷۰ بار با آب خاموش شده سپس شعله ور گردیده تا شده آتش دنیا و اگر چنین نبود هیچ انسانی طاقت تحمل آتش را نداشت. یعنی حتی نمی توانست در کنار آتش قرار گیرد.

مارهای جهنم

جهنم هفت در دارد و در هر دری هفتاد هزار کوه است و در هر کوهی هفتاد هزار شعبه است در هر شعبه ای هفتاد هزار وادی است و در هر وادی هفتاد هزار شقه است و در هر شه هفتاد هزار خانه است و در هر خانه هفتاد هزار مار است که بلندی هر مار به اندازه سه روز راه است و نیشهای آنها به اندازه درخت خرماست؛ این مارها به انسانها حمله می آورند و می درند و گوشتهای بدن ایشان را متلاشی میکنند. اهل عذاب با مشاهده ی این مارها به نهارهایی از اتش که در روی زمین جهنم در جریان است و مملو از زهر مار و عقرب است پناهنده می شوند و خودشان را به درون این نهرها می اندازند؛ این نهرها هم به قدری عمیق هستند که اهل عذاب وقتی داخل این نهرها افتادند ۷۰ جریف پایین می روند و هر جریفی ۷۰ سال راه است.

(کفایه الموحدین، مبحث نار)

پرتاب از کوه در جهنم

سأُرْهِقُهُ صعُوداً (سوره مدثر،۱۷)

اهل جهنم را مجبور می کنند با عجله از صَعود بالا رند.

صَعود کوهی است از اتش در جهنم که بالا رفتن از آن خیلی دشوار است؛ ملائکه غلاط و شداد، اهل جهنم را مجبور می کنند که از آن کوه بالا روند تا به قله کوه برسند، وقتی به قله کوه رسیدند از آنجا به طرف دره های عمیق پایین کوه پرتابشان می کنند.

امام صادق علیه السلام هم فرموده که: صعود کوهی است زرد رنگ از اتش در وسط جهنم(کفایه، مبحث نار)

چاه فلق در جهنم

قُلْ أَعُوذُ بِرَب الْفَلَقِ
فلق چاهی است در جهنم که اهل جهنم از شدت حرارت و خوف و ترس آن چاه به خداوند پناه می برند؛ این چاه از خداوند اذن خواست که نفس بکشد خداوند هم به آن اذن داد، وقتی نفس کشید جهنم پر از آتش شد.

و از پیامبر اکرم (ص) روایت شده که فرمود: در جهنم یک وادی از آتش است که اهل جهنم از حرارت آن روزی ۷۰ هزار بار به خدا پناه می برند. ودر آن وادی ، اتاقی از آتش است و در آن اتاق چاهی از اتش است و در آن چاه ، تابوتی از آتش است و در داخل آن تابوت، ماری از آتش است که ۱۰۰۰ نیش دارد و طول خر نیش آن ۵۰۰ متر است، و لذا خداوند به پیامبر می فرماید: بگو پناه می برم به آفریدگار فلق

یک طایفه از کسانی که اهل این چاه هستند، شرابخواران می باشند. فلق یعنی صدع، صدع به معنای سوراخ در یک چیز سفت و محکم است و مراد این است که در جهنم ، چاهی است که در آن ۷۰ هزار خانه است و در آن خانه ۷۰ هزار اتاق است و در آن اتاق ۷۰ هزار سیاهی است و در آن سیاهی ۷۰ هزار ظرف سم است که همه اهل جهنم باید از اینجا عبور کنند.( بحار، جلد۸، مبحث جهنم؛ کفایا الموحدین، مبحث نار)

اتش در حال جوشیدن

پیامبر اکرم (ص) فرمود: روزی جبرئیل بر من نازل شد در حالی که رنگش پریده بود، پرسیدم چرا رنگت پریده؟ گفت: به جهنم نگاه کردم دیدم یک وادی در جهنم است که اتش آن می جوشد، از خازن جهنم پرسیدم که این وادی برای چه کسانی است؟

گفت: برای سه طایفه:۱- متکبران، ۲- قوادها که واسطه حرام بین دو نفر هستند، ۳- شرابخواران.( کفایه، مبحث نار)



غاری از آتش در جهنم

در تفسیر علی بن ابراهیم از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: در جهنم ، غاری از آتش است که اهل جهنم از آن غار به خدا پناه می برند و این غار مخصوص متکبران است.

آسیاب ادم خردکن در جهنم( پناه بر خداوند رحمان)

در جهنم آسیابی ایت که بعضی از اهل جهنم را به داخل آن می اندازند؛ مثل آرد خرد می کند و بیرون می ریزد و دوباره آنان به حالت اول بر می گردند ، باز ملائکه غلاط و شداد آنان را به داخل آسیاب می ریزند و این حالت همچنان ادامه دارد. بعضی از افراد مخصوص این آسیاب، ظالمین و ستمگران و زورگویان هستند، و بعضی دیگر وزرا و وکلا و افرادی هستند که دستشان به جایی می رسد و در حق مردم خیانت می کنند وبیت المال را حیف و میل می نمایند.(خصال ج۲، ص۱۴۲، نهج البلاغه، خطبه ۱۶۴)

چاهی در کوه سکران

پیامبر اکرم فرمود: در جهنم کوهی است که به آن کوه سکران می گویند(هر کس آن کوه را ببیند از شدت عذابش مست لایعقل و از خود بی خود می شود) در زیر آن کوه، یک وادی است که غضبان نام دارد( خداوند از شدت غیظ و غضب و خشمش آن را آفریده) و در آن وادی چاهی است که به اندازه صد سال راه ، عمق دارد و در آن چاه تابوتهایی از آتش است و در آن تابوتها صندوقهایی از اتش می باشد و در داخل آن صندوقها ، لباسها و غل و زنجیرهایی از آتش؛ (که جای گروهایی از اهل جهنم اینجاست، پناه بر خدا)

آسان ترین عذاب جهنم

آسان ترین عذاب جهنم این است که یک جفت نعل از آتش بر پای او می زنند که از شدت حرارت آن نعلها ، مغز سرش می جوشد. مانند آتشی است که زیر دیگ روشن کنند و آب در دیگ به جوش می آید. و او خیال می کند که عذاب ائ از عذاب همه اهل جهنم شدیدتر است در حالی که عذاب او از همه عذابها سبکتر و خفیف تر می باشد.( بحار، مبحث نار)

...

ای رزمنده ستیزان ظالم :

بترسید از جهنم و با حقوق رزمندگان و

جانبازان بالاخص ۵% دشمنی نکنید ؟!

و عقوبت خدا را باور کنید ؟!

دروغ نیست و ایمان بیاورید ؟!

اگرچه آنقدر چرب خوردید که قسی القلب

و چرب چانه شده اید ؟!

و شما را یارای کمک نیست ؟!

افتادید در چاه جهنم که هر ثانیه اش :

هزاران بار میسوزید و زنده می شوید ؟!

مبارکتان باشد ؟!

http://khakpour1396.blogfa.com

...
مرتضی خاکپور
|
Spain
|
۱۵:۴۸ - ۱۳۹۶/۰۷/۱۹
0
0
...

چند نفر ایثارگر مرفه را جمع کردن و یک بره پلو دادن که مثلاً :

همه بچه های جنگ پولدارند و شاد و خندانند .

و قصد دارند فردا روزی تجمع کنند و رئیس بنیاد شهید و کارمندان بنیاد شهید را از بنیاد بیندازند بیرون و ؛

بنیاد را مال خود کنند ؟!

و آی بخورند .

آی بخورند .؟!

یعنی همه اموال بنیاد را صاحب می شوند .

و یک ریال را هم به رزمندگان و جانبازان ۵% نمی دهند ؟!

البته می دانند که من مزاحمم ؟!

اگر تجمع کنند که رئیس و کارمندان بنیاد را

اخراج کنند : کاری می کنم کارستان ؟!

تمام عیش و نوششان را می کنم نانپنیر ؟!

آنچنان پشیمانشان می کنم که از نان شب راضی تر ؟!

تا حالا هم از ترس من آشوب نکردند ؟!

آنقدر رزمنده ستیزی کردند که قلب یخی شدند ؟!

احساس و عاطفه را که گذاشتند موزه ؟!

...
نظر شما
نام:
(ضروری نیست)
ایمیل:
(ضروری نیست)
* نظر:
آخرین اخبار